یکی پس از دیگری

یازداشت همه اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت و پلمپ دفترشان در روز 18 تیر ماه پیام های مختلفی را با خود به همراه داشت.

این پیام همزمان بود با اتفاقات دیگری همچون توقیف موقت هم میهن ، روزنامه ای که توقیف موقت قبلی اش سال ها به طول انجامید ؛ لغو امتیازنشریه مشارکت ؛ فشار برخبرگزاری ایلنا ؛ جمع شدن تعدادی از طلاب در قم برای خلع لباس آقای خاتمی و...

یک ضرب المثل قدیمی می گوید مصیبت ها یکی یکی نمی آیند؛پشت سر هم از راه می رسند.!

اکثزیت جمعیت کشور ما جوانان هستند . این در حالی ست که میانگین سن حکومتگران بالای پنجاه سال است.

جوانان دانشجو در سال های اخیر بیش از همیشه در معرض فشار های متزاید بوده اند.این در حالی ست که در دوره مهر ورزی فضای فعالیت های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی با دشواری های بسیاری رویارو بوده است. پرسش اصلی این است آیا این شیوه مقابله- به جای مفاهمه- به ثمر می رسد؟ آیا پلمپ دفتر تحکیم و دستگیری جمعی دانشجو نشانه اقتدار یک حکومت است؟ اقتدار چه کسی در برابر چه کسانی؟

بستن روزنامه ای که در فاصله کمتر از دوماه به یک روزنامه درجه اول در کشور تبدیل می شود، نشانه حکمت و اقتدار است؟

چه شده که سقف تحمل حکومت این اندازه ته نشین کرده است؟

چندین سال قبل به دیدن تابلو مونالیزا در موزه لور رفته بودیم .دخترم پرسید دیگر کسی نمی تواند مثل این تابلو بکشد؟ گفتم نه. ولی هر کسی می تواند با شعله ای چنین تابلویی را منهدم و نابود کند.

تردیدی نیست که تولید روزنامه هنر است نه تعطیل آن . سخن گفتن و قانع کردن دانشجو هنر است نه به زندان انداختن او.ما که در سال های نخست انقلاب بزرگانمان با مارکسیت ها هم جلسه می شدند و گفتگو می کردند ، حالا چه شده است که این شکاف عظیم بین نسل جوان و حکومت پدید آمده است؟

انگار همه این دعوا ها سر لحاف ملاست. انتخابات مجلس عملا کلید خورده است و گویی برخی نگرانند که آنچه رشته اند پنبه شود.آیا راه حل پیروزی و تسلط بر مجلس آتی و کسب اکثریت همین شیوه ایست که آقایان در پیش گرفته اند؟


جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (9)