زنان اصلاح طلب و فاز جدید فعالیت


قدرت عرصه شیرینی ست. شاید به همین دلیل، منازعه برای قدرت ، کسب آن ، حفظ آن ، و نابودی و حذف مخالفان در ابعاد مختلف همواره دغدغه صاحبان قدرت از ابتدای تاریخ تا کنون بوده است. بر همین اساس نیز بسیاری از نظریه های سیاسی حول همین موضوع شکل گرفته است ؛"موضوع قدرت"!
قدرت خصوصا در کشورهای در حال توسعه ای مثل کشور ما حوزه "انحصار" است. قدرت، رقیب بر نمی تابد.قدرت تمامیت خواه است. چون امری مطلوب برای صاحبان و دارندگان آن است ، ترجیح می دهد آن را به طور کامل در دست خود حفظ نماید و شریک و رقیب پیدا نکند.
قدرت ابعاد مختلف دارد؛ قدرت در حوزه سیاسی، در حوزه اقتصاد، در حوزه اطلاعات و...
تحولات یک قرن اخیر موجب شده طالبان قدرت که تا قبل ازین محدود به "مردان" می شد، گسترش یابند و زنان نیز بتدریج تمایل خود را برای ورود به این دایره بسته اعلام نمایند. دامنه ای محدود که با مقاومت صاحبان آن برای ورود نیروهای جدید مواجه شد.
هر چند امروزه موضوع چرخش قدرت موضوعی پذیرفته شده در اکثر جوامع بشری محسوب می شود و در این میانه ، چرخش قدرت بدون در نظر گرفتن "جنسیت" یکی از رهاوردهای دنیای امروز برای جوامع مختلف است، در جامعه ما به این مقوله ، مثل بسیاری از موضوعات دیگر به عنوان امری غریب در حد یک امر نمادین و به عنوان یک "منت"از سوی صاحبان قدرت(مردان) به زنان تلقی می شود. حاکمیت نوعی خاص از تفکر دینی بر کشور و نوع نگرشی که بر مقوله زن دارد، نیز به حضور حداقلی زنان جنبه شرعی و دینی داده است. گویی دین یعنی محدودیت برای زنان در تمام عرصه ها از جمله حوزه سیاست. و کسی نیست بگوید اگر این نگرش صحیح است پس چرا در قران با این ابهت از ملکه سبا یاد و تقدیر می شود؟ چگونه مردی مثل محمد امین(ص) نزد زنی تاجر مثل خدیجه(س) مشغول به کار می شود؟ چگونه فاطمه(س)و زینب(س) در مقاطعی حساس وارد حوزه عمومی جامعه می شوند و احقاق حق می کنند؟ چه شده که تصور می شود که زن خوب ،زنی ست که فقط در چارچوب خانواده ،مادر و همسر خوبی باشد و اگر همین زن بخواهد در اجتماع هم نقش آفرینی کند و در مقدرات کشور موثر واقع شود ، ناگهان تفاسیر مضیق و محدودکننده از دین را در مقابل خود به عنوان یک مانع می بیند؟
شاید به همین دلیل است که زنان زمانی که احساس می کنند تفکرات وقالب های مردانه موجود چندان پاسخگوی خواسته های آنان نیست ، در صدد بر می آیند که بتدریج مسیر خود را جدا کنند.
روز شنبه ای که گذشت جمعی از زنان اصلاح طلب شامل زنان مدیر، زنانی از احزاب و گروههای سیاسی ، فعالان زن از استانهای مختلف با دغدغه ای جدید و فراتر از گذشته به دیدار محمد خاتمی رفتند تا برای چندمین بار مطالبات زنان را اعلام و تمایلات زنان را برای مشارکت گسترده تر در حوزه قدرت -به طور خاص انتخابات پیش رو- بیان نمایند. در این نشست زنان به دور از کلیات همیشگی خواسته های مشخصی داشتند.
مشکل اساسی زنان همواره این بوده که موضوع زنان تحت الشعاع و وجه المصالحه موضوعات دیگر کشور شده است. این بار زنان براین موضوع مصرانه پای می فشردند که موضوع زنان نیز یکی از مسائل مهم جامعه است که اگر خودمان برای آن چاره ای نیندیشیم، دیگران چاره اندیشی خواهند کرد و این مهم محقق نمی شود، مگر حضور زنان در این دایره انحصاری وبسته قدرت افزایش یابد. و گام نخست، افزایش حضور زنان درمصادر تصمیم گیرنده اصلاح طلبان برای تعیین لیست های انتخاباتی ،که فعلا 2 نفر از 20 نفر را به خود اختصاص می دهند، و پس از آن افزایش حضور در لیست های انتخاباتی احزاب و گروههای سیاسی برای انتخابات مجلس هشتم است.زنان در این نشست به دنبال حق خود بودند که سالهاست تحت عناوین مختلف تضییع شده است.آنها تاکید داشتند که نمی خواهند مثل بسیاری از کشورهای دنیا نسبت به آنها تبعیض مثبت اعمال شود،بلکه معتقد بودند مردان به دور از نگاه مردسالارانه حاکم، شایستگی ها را ببینند و حضور حداقلی زنان در لیست ها را به حضوری عادلانه ارتقا دهند.بحث های جالبی رد و بدل شد و بسیاری از فرضیه های ذهنی حاضران برای چندمین بار تایید شد.این سوال در ذهن من بود که آیا از کانال چنین ملاقاتهایی می توان به نتایجی که مورد انتظارخانمهاست دست یافت؟!
این نشست نشان داد که اگر زنان اصلاح طلب اراده کنند، می توانند.

(اعتماد)



جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (15)