نمایشگاهی با حرف و حدیت های فراوان

از آبان 66 که اولین نمایشگاه بین المللی کتاب بدون هرگونه تجربه قبلی در این سطح با حضور 300 ناشر داخلی و خارجی در شرایط خاص جنگ برگزار شد،تا اردیبهشت 86 که بیستمین نمایشگاه کتاب با پشتوانه 19 سال تجربه در شرایط کاملا متفاوتی با حرف و حدیث های فراوان برگزار شد،شاهد تحولات جدی در حوزه فرهنگ،نشر کتاب ،نویسندگی و ترجمه بوده ایم.
طی سالهایی که گذشت ،نمایشگاه بین المللی کتاب به بزرگترین رویداد فرهنگی کشور تبدیل شد؛مجالی برای نفس کشیدن عرصه نشرو نمایاندن داشته های خود به مخاطبین.طی این سالها ،همه اعم از ناشر و نویسنده و مترجم وشرکت های چاپ خود را با یک مقیاس زمانی، یعنی نمایشگاه تنظیم کرده،در صدد ارائه بموقع کتب جدید خود به این جشنواره فرهنگی سالانه بوده اند.ضمن اینکه بسیاری از خریداران کتاب نیز برای استفاده بهینه از این ایام از مدتها قبل برنامه ریزی و محاسبه می کردند.
فضای یکی دو ساله اخیر،وضع صنعت نشر را به محتضری در انتظار موت بیشتر شبیه کرده است.
و وضعیت نمایشگاه امسال ،ابهام و سرگردانی در رابطه با مکان ،وضعیت نامشخص تعدادی از ناشران مطرح تا چند روز باقیمانده تا شروع نمایشگاه و بالاخره پذیرش شرکت در شرایط موجود،همه نشانه ای از این احتضار ست.
درصدد مقایسه نمایشگاه کتاب تهران با نمایشگاه فرانکفورت نیستم که نظم و ترتیب آن زبانزد خاص و عام است و ناشر می داند که برای سال بعد در کدام سالن و مکان حضور دارد.در قیاس با دوره های قبلی همین نمایشگاه خودمان ، به نظرم نمایشگاه بیستم افت جدی نسبت به گذشته داشته است.به مشکلاتی همچون سرگردانی مراجعین برای یافتن ناشر و یا کتاب مورد نظر خود ،نبود تابلوهای راهنما ،ضعف اطلاعرسانی ،نبود مکانی برای استراحت،عدم دسترسی به امکانات خوردنی و آشامیدنی ،نبود امکانات اولیه برای غرفه هاو...به کرات روزنامه ها و خبرگزاری ها و سایت های خبری و غیره اشاره کرده اند. برگزاری در مکان جدید عملا نمایشگاه کتاب را در حاشیه فضای جدید و حرف و حدیث های آن قرار داد. فرهنگ در حاشیه ...؟
اعلام تغییر مکان نمایشگاه به مصلی و طرح دوپاره شدن محل ارائه کتب خارجی و داخلی ،چنان فضای اعتراضی در بین ناشرین و صاحب نظران فرهنگی ایجاد کرد که کمتر کسی به عدم برگزاری نمایشگاه مطبوعات که در این سالها همواره در کنار نمایشگاه کتاب به عرضه تولیدات خود می پرداخت و به تنوع و غنای این محیط فرهنگی می افزود،توجه یا اعتراضی کند.البته این امر به طور قطع خوشایند مردان ارشادی دولت نهم بود ،که مطبوعات اگر هم نمایشگاهی در آینده برگزار کنند،در غربت و عزلت باشد، و نه در بین اهالی کتاب و مراجعینی از سراسر کشور که تقویم خود را هر سال با نمایشگاه کتاب تنظیم می کنند.
دولت نهم که مهمترین مشخصه خود را "تمایز" از دولت های گذشته می داند و سعی کرده و می کند که این "متفاوت بودن" را در هر حوزه ای با قاطعیت تمام محقق سازد، در حوزه فرهنگ و کتاب نیز همچون مسائل دیگر عرصه ها،سعی کرد خود را متمایز از دولت های گذشته بنمایاند.هر چند امکان تحقق این تمایز در سال گذشته به رغم تلاشهای رئیس جمهور و زیر مجموعه فرهنگی ایشان فراهم نشد،ولی امسال علیرغم اعتراضات گسترده اهل فن،بالاخره حرف،حرف رئیس جمهور شد و نمایشگاه به مصلی منتقل گردید.
البته این انتقال شاید این حسن را داشته باشد که مسئولین به یکی دو سوال نمونه زیر پاسخ گویند که چرا مصلی بعد از گذشت 20 سال از شروع ساخت ،هنوز تکمیل نشده است؟ و یا چرا مکانی که می تواند در عرض یکی دو ماه تبدیل به نمایشگاه کتاب و میزبان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور شود، چرا به فلسفه وجودی خود که مکان برگزاری نماز است ،نزدیک نمی شود و نمازگزاران تهران همچون 28 سال گذشته باید در دانشگاه تهران نماز برپادارند؟
انگار بناها و ساختمانهای کشور نیز مثل آدمها و شخصیت های ماهستند که اکثرا هیچ کدام در جای خود قرار نگرفته اند. دانشگاه محل نماز؛مصلی محل نمایشگاه و فروش کتاب؛و نمایشگاه محل...؟ در آینده مشخص خواهد شد که چه خوابی بری محل نمایشگاه بین المللی دیده شده است.باید منتظر ماند...
در هر حال مهم اینست که نمایشگاه کتاب علیرغم مخالفت کارشناسانه بسیاری از اهل فرهنگ و نشر و حوزه شهری اعم از شهردار و شورای شهر و ترافیک تهران در مکان جدید برگزار گردید و ناشرین مخالف هم بالاخره به این مراسم پیوستند. و مردم اگرچه متوجه شدند که وقتی دولت کاری بخواهد انجام دهد،آنرا انجام می دهد ومخالف هم بالاخره تمکین می کند، ولی در ضمن متوجه خیلی چیزها هم نشدند...!

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (9)