مسئله ی زنان ؛موضوعی سیاسی یا غیر سیاسی؟


1-شاید نتوان هیچ موضوعی را به اندازه مسائل زنان" سیاسی" دانست.نه فقط در غرب-که سیاسی بودن و رنگ سیاسی داشتن یکی از مهمترین ویژگی های جنبش زنان تلقی شده و این جنبش از ابتدا با تقاضاهای سیاسی همراه بوده -بلکه در کشورهایی مثل کشور خودمان این بعد سیاسی بودن یا سیاسی انگاشتن جنبش به مراتب مشهودتر است.حتی اگر فعالان جنبش زنان، متعلق به گرایش های مختلف فکری هم نخواهند انگ سیاسی بودن بخورند، و از این امر پرهیز داشته باشند،خواه ناخواه به دلیل نوع مطالبات و تقابل این خواسته ها با نگرش حاکم در رابطه با مسئله زنان در این وادی قرار خواهند گرفت.
تصور سوء نکنید! سیاسی بودن را به معنی منفی کلمه نمی گیرم.منظورم آن است که زنان، تلاش در تغییر معادلات قدرت دارند.این معادلات قدرت در سطوح مختلف اعم از خانواده و جامعه ترسیم می شود.همین که زنان درصدد بر می آیند که از حالت فرودستی-چه در خانه و چه بیرون از خانه- خارج شوند و نقشی متناسب با توانایی و شایستگی خود پیدا کنند،دیگر نمی توانند خود را غیر سیاسی تلقی کنند.باید آماده هزینه کردن بیشتر شوند.
حرکت سیاسی تنها به معنی مطالبات سیاسی داشتن جهت مشارکت سیاسی همچون حق رای ،انتخاب شدن و انتخاب کردن و مدیریت و فعالیت در احزاب و گروههای سیاسی نیست.
حرکت سیاسی به معنی آن است که جمعی آگاهی "در خود" را به آگاهی "برای خود "تبدیل کنند ،هویت جمعی پیدا کنند ، احساس کنند که حقوق شان تضییع شده و می شود و هیچ متولی رسمی و غیر رسمی غیر از خود زنان، متوجه احیای این حقوق تضییع شده نیست.
2-نگرش حاکم در رابطه با زنان چه نگرشی است؟به نظر می آید نگرش حاکم نگرشی ست که برای زن هویت مستقلی قائل نیست و زن را فقط و فقط در قالب مجموعه ای به نام خانواده تعریف می کند.،این نگرش نمی تواند خواهان و یا حامی خواسته هایی باشد که برای یک زن، در کنار کارکردش به عنوان همسر یا مادر خانواده ،هویتی مستقل و انسانی نیز قائل است.
چنین نگرشی همواره به جای آنکه مشوق زنانی باشد که فعالیت خارج از خانه را با وظایف خانوادگی قابل جمع می دانند،و در انجام وظیفه در این دو حیطه از هیچ چیز کوتاهی نمی کند،این دو حوزه فعالیت را دو گزینه متناقض و غیر قابل جمع می داند.
این نگرش به جای آنکه به خود زحمت مطالعه و فهم واقعیات پیرامون خود را بدهد،با چشم بستن به بسیاری از واقعیات همچون بالا رفتن ورود دختران به دانشگاهها و به تبع آن افزایش آگاهی های عمومی زنان و بالا رفتن مطالبات و خواست های آنها و پاسخگو نبودن قوانین و جوابهای سنتی به بسیاری از پرسش های زنان و دختران امروز،از یک سو در صدد پاک کردن صورت مسئله برآمده اند، از سوی دیگر از آنجا که در مقابل خواسته های منطقی و معقول زنان و دختران حرفی قابل قبول برای بیان ندارند،سعی دربسته کردن هر چه بیشتر فضای فعالیت بران زنان و حرکت های مستقل، برخورد با آنها ،وابسته نشان دادن یا ملکوک کردن چهره های فعال زنان بر آمده اند.
3-در سالی که گذشت به رغم حرکت های رسمی دولتی که تلاش برای تغییر جهت و نوع ذائقه زنان و دختران و برگرداندن آنها به سمت خانه و آشپزخانه انجام گرفته ، که نمونه های متعدد آنرا در نوع سیاست حاکم بر دولت نهم ، اظهار نظرهای غیر تخصصی و کارشناسی نشده رییس مرکز امور زنان و خانواده ، موضعگیری ها و سیاست های اجرایی دستگاههای دولتی در رابطه با کارمندان زن،برخی مصوبات و طرح های در دست بررسی مجلس هفتم(مثل بحث مد و لباس از یکسو و سهمیه بندی دانشگاهها از سوی دیگر)که کاملا در تقابل با سیاست های دولت هشتم و مجلس ششم - با رویکرد تشویق زنان به مشارکت بیشتر اجتماعی و تلاش برای رفع نمادها و قوانین تبعیض آمیز و...- قرار گرفته ،حرکت های غیر رسمی و غیر دولتی در جریان شکل گیری و توسعه در لایه های مختلف جامعه زنان است. حرکت هایی که بتدریج در حال کسب حمایت اقشار مختلفی از زنان با رویکردهای متفاوت فکری می باشد.
حرکتهایی که با نفوذ تدریجی به درون خانه ها ،علامت سوالهایی را در ذهن کدبانوهای منزل ایجاد کرده است.
4-در این روزهای پایانی سال که کشور در معرض تهدیدهای بزرگ داخلی وخارجی و در آستانه تحولات جدی قرار دارد،زنان که همواره وجه المصالحه مسائل مهمتر کشور شده اند،خواستار آنند که دیده شوند و صدایشان شنیده شود.
فرصتهایی مثل روز زن-اعم از تولد حضرت فاطمه(س)و روز جهانی زن (8 مارس)- فرصت مناسبی است برای آنکه زنان خواسته های خود را بلندتر از دیگر ایام به گوش دولتمردان برسانند.
البته اگر اراده ای برای شنیدن این خواسته ها وجود داشته باشد.
5-گره خوردن دین و سیاست در نظام سیاسی کشورمان از یکسو ،و پررنگ بودن مباحث شرعی و فقهی در رابطه با زنان و عدم توجه به مقتضیات زمان و مکان و عدم به کارگیری اجتهاد در رابطه با مسائل فقهی زنان از دیگر سو،موجب می شود که بسیاری از مسائل کوچک مبتلابه زنان که صرفا به سپهر خصوصی جامعه مربوط می شود ،بزرگ و بزرگتر شود و موجب پدید آمدن مشکلاتی در حوزه عمومی کشور شود.
به عبارتی ، ندیدن یا نادیده انگاشتن مطالبات خرد زنان ، می تواند آثار سیاسی کلان داشته باشد.جریانات اخیر در رابطه با برخورد با زنان منتقدی که حداکثر مثل ما نمی اندیشند و سیاسی-امنیتی کردن موضوع زنان در شرایط حساس فعلی تامل برانگیز و مخاطره انگیز ست.
6-زنان ترجیح می دهند مسائل خود را در فضایی شفاف و غیر سیاسی دنبال کنند.سیاسی کردن و سیاسی شدن و سیاسی دیده شدن در کشورهایی مثل کشور ما پرهزینه است.کاری نکنیم که مشکله زنان را ، به دلیل بی تدبیری، به سایر مسائل غیر قابل حل کشور ضمیمه کنیم.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (5)