هراس از مذاکره

1-موضوع مذاکره امریکا با ایران یا ایران با امریکا بیش از دو دهه است که تبدیل به داستانی کمدی-تراژیک شده است.موضوعی که هم خنده داراست و هم حزن انگیز.

یک مساله معمولی و عادی در عرف بین الملل که برای دو طرف قضیه تبدیل به یک تابو شده است.گویی اساس طرفین برعدم مذاکره است.هروقت روزنه ای برای مذاکره پیدا شد،فرصت ها به طریقی از بین رفت.

2-چند وقت قبل که به شکل غیر متعارفی دریچه ای برای مذاکره با امریکا گشوده شد (دریچه عراق) و رییس جمهور و نخست وزیر وقت عراق(ابراهیم جعفری) و رییس مجلس اعلا، عبدالعزیز حکیم از ایران در خواست کردند که در باره عراق با آمریکا مذاکره کند، مقام رهبری پیرو این درخواست، در سخنرانی ای اظهار داشتند:

"مسئولان امریکا در داخل و خارج عراق بارها از ایران درخواست مذاکره کردند،که مقامات ما اعتنایی نکردند، اما با تکرار این درخواست، مسئولان ایرانی با در نظر گرفتن این احتمال که شاید مذاکره در باره اوضاع عراق در جلو گیری از ناامنی های فاجعه آفرین این کشور موثر باشد،با انتقال دیدگاه های خود به امریکا موافقت کردند.اگر مسئولان ذیربط می توانند دیدگاه های ایران را در باره ی عراق به امریکایی ها حالی کنند و بفهمانند، گفتگو در این زمینه ایرادی ندارد،اما اگر این مسئله به معنای بازشدن عرصه ای برای امریکایی های مکار و ادامه زورگویی های آنان باشد، گفتگو با امریکایی ها در زمینه اوضاع عراق هم مثل بقیه موارد ممنوع است."

نکته مهم در این سخنان اصل موافقت با مذاکره مستقیم با امریکا بود. گرچه امریکایی ها به رغم تصریحی که خلیل زاد سفیر امریکا در بغداد داشت، پس از اعلام آمادگی ایران برای مذاکره دیگر از خود رغبتی نشان ندادند.

3-اخیرا که برخی سناتورهای امریکایی هم از جمهوری خواهان و هم از حزب دموکرات خواسته اند که به ایران سفر کنند و در مورد مسائل ایران و امریکا با نمایندگان ایران گفتگو کنند، بحث مذاکره ایران و امریکا بار دیگر زنده شده است؛ هرچند این بار نیز مثل همیشه فضای اطلاع رسانی پرابهام،غیرشفاف و خاکستری رنگ است. نمایندگان عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته اند درحال بررسی نامه اند، از سوی دیگر رییس مجلس گفته است هنوز نامه رسما به دستش نرسیده است.نمایندگان اقلیت هم برای مذاکره اعلام آمادگی کرده اند.این در حالیست که سناتورهای امریکایی نه تنها بر ضرورت گفتگو با ایران تاکید کرده اند ،بلکه از جنگ طلبی دولت بوش نیز انتقاد کرده اند.هر چند وقتی ناو هواپیما بر دوم امریکا وارد خلیج فارس شد، وزیر دفاع امریکا گفت:برای مذاکره باید دستمان پر باشد! قابل ذکراست که گیتس تا پیش از احراز مسئولیت وزارت دفاع امریکا، از طرفداران جدی مذاکره با ایران بود.

4- در حالیکه به اعتقاد افراد خبره در فن مذاکره و دیپلماسی ،مذاکره نباید از روی ترس باشد و از طرف دیگر از مذاکره هم نباید ترسید،به نظر می رسد که گویی در بین امریکا و ایران نوعی واهمه برای انجام و شروع مذاکره وجود دارد.امریکا نگران است که ابهت وپرستیژش به عنوان ابر قدرت منحصر به فرد آسیب ببیند، ایران هم که سالها در نفی مذاکره شعار داده و آنرا به مثابه امری اعتقادی تلقی کرده و در افکار عمومی جا انداخته، نمی تواند به امریکا اعتماد کند.

5- امریکا در منطقه با مسائل متنوعی رویاروست که بدون همکاری با ایران حل آن مسائل دشوار به نظر می رسد.


در مسائلی چون مسئله عراق ، اسراییل و فلسطین و لبنان، افغانستان، نفت و انرژی نمی تواند بدون ایران اقدام موفقیت آمیزی داشته باشد.ایران هم به دلیل قطع رابطه و بسته شدن کانال مذاکره عملا در طی این سالها با مشکلات جدی مواجه بوده و در این بین دلالان بین المللی بیشترین نفع را برده اند.

6-هر چند عناصر عاقل و دور اندیش در امریکا و همین طور ایران همگی بر ضرورت گفتگو تاکید دارند،ولی طنین صدای جنگ طلبان در هردو سو کم نیست.

آیا صدای عقلای دو سو موجب می شود که منطقه با ویرانی تازه ای رویارو نشود؟

برژینسکی بتازگی گفته است حمله به ایران می تواند مثل اشغال لهستان توسط هیتلر در سال 1939 باشد. یعنی جرقه ای به انبار باروت و آغاز جنگ جهانی سوم.

آیا مذاکره می تواند راه برون رفتی از این ویرانی محتمل و متصور باشد؟


جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (6)