به کجا رسیده ایم؟!

اینکه کفن پوشان که برای مقاله موج و خیلی موضوعات کم اهمیت و یا بی اهمیت ،مثل لشکر حرکت می کردند، بسیار کار خوبی می کنند که مدتهاست غیب شان زده است و هیچ واکنشی در مقابل اتفاقات این چنینی نشان نمی دهند.

حوزه های علمیه هم که تعطیل نمی شوند ،هم کار خوبی می کنند.

تازه باید به وزیر جایزه هم داد .چرا؟چون مهم این نیست که چه اتفاقاتی در حوزه مدیریتی ایشان یا دیگر همکاران شان می افتد.مهم این است که ایشان مورد تاییدند و گرایش کلی ایشان،گرایشی دین مدار است.حالا اینکه این نگاه متحجرانه از دین، چه تاثیری در زیرمجموعه دارد، مهم نیست.

به چهره وزیر نگاه کنید. عمرا هم خیال نمی کرده یک روزی وزیر بشود؛ انسان محجوب و مظلومی که حداکثر ارتباطش با حوزه مسئولیت وزارتی اش ،مدیریت یک مجتمع آموزشی بوده،که آن مدیریت هم با انواع اما و اگرها روبروست.

اگر بازخواستی باید صورت بگیرد ،رئیس جمهور محترم باید پاسخ دهند که بر اساس چه شاخصه هایی چنین چهره ی ضعیفی را برای مهمترین زارت خانه خود انتخاب می کنند.وزارت خانه ای که با تک تک شهروندان این مرز و بوم ارتباط مستقیم دارد.

نمایندگان مجلس باید پاسخگو باشند که سرنوشت وزارت خانه ی مهمی مثل آموزش و پرورش را به آقای محترمی سپرده اند که نه سابقه مدیریتی چندانی دارد و نه دانش نمایانی.با نگرشی که حالا بعد از این شاهکار جدید، صدای نمایندگان مجلس هفتم را هم در آورده که بوی تحجر و ارتجاع و جمود و... به مشام می رسد.خود کرده را تدبیر نیست.

کمیسیون فرهنگی مجلس، وقت معرفی وزیر چه کرد که حالا مدعی است؟وقتی وزیرانی بسیار متوسط و پایین تر از آن انتخاب می شوند ،حتما به همین سرانجام می رسیم. آسیاب به نوبت!

وقتی بر همه تجربه ها قلم قرمز کشیده می شود،نتیجه همین می شود که شاهدیم. یک مثل معروف می گوید کار را به کاردان بسپار و خودت را راحت کن. دیگر نیازی نیست همراهش راه بیفتی.

انقلاب که پیروز شد مناسب ترین انتخاب برای وزارت آموزش و پرورش صورت گرفت؛ دکتر شکوهی یک شخصیت ممتاز ، با سابقه و دانشی مثال زدنی در کار خود. بعد رجایی ، بعد باهنر... حالا ببینید به کجا رسیده ایم؟


جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (9)