گریز از واقعیات

1-دولت بودجه اش را با تاخیر به مجلس تحویل داد.بودجه مهمترین سند نظم و توانایی و مدیریت یک دولت است. در جلسه ی بودجه در پاسخ به نمایندگان که از رییس جمهوردر مورد گرانی ها می پرسند،ایشان در پاسخ ضمن تاکید بر مهار تورم،علت گرانی های اخیر را عمدتا به گردن رسانه هامی اندازند، وقتی نمایندگان با صدای بلند می گویند گوجه فرنگی کیلوی 2000 تا 3500 تومان شده،ببینید ایشان چه جوابی می دهد!ایشان می گویند بیایید بازار محله ی ما گوجه ی ارزان کیلویی 1200 تومان بخرید!
این نگاه یعنی چشم پوشی نسبت به واقعیات تلخ پیرامون و القای خواسته های خود به عنوان واقعیت به مردم و نمایندگان شان.

2-نگاه ما به محیط پیرامون مان چگونه است؟وقایع اطراف خود را چگونه می بینیم و تحلیل می کنیم؟آنها را آنگونه که هستند ،مورد ارزیابی قرار می دهیم یا آنگونه که خود می پسندیم؟ مسایل را بر اساس اطلاعات تحلیل می کنیم یا بر اساس منویات و احساسات؟

3-این سوال که "وقایع را چگونه باید دید"کلید اصلی شناخت در حوزه های مختلف زندگی ست.پیامبر اسلام از خدای سبحان می خواست او را یاری کند که وقایع را چنانکه هستند ،ببیند. ما به عنوان پیروان آن حضرت چگونه ایم؟به نظر می رسد ما آنگونه که دوست داریم ،به گونه ای ساده انگارانه حقایق پیرامون را می بینیم یا نمی بینیم!؛ نه آنگونه که واقعا هستند.به عبارتی در اکثر موارد دچار سوء برداشت، سوء تفسیر و سوء تفاهم نسبت به خود،دیگران و محیط اطراف خود هستیم.این مشکل ناشی از جند امر مهم می باشد:

-فقر اطلاعات دقیق و صحیح به دلیل بسته بودن کانالهای اطلاعاتی.

-خود بزرگ بینی و حقیر انگاری دیگران به تصور اینکه هنوز هم "هنر نزد ایرانیان ست و بس"

-نگاه ایدئولوزیک داشتن به مسایل به گونه ای که همه چیز را سفید یا سیاه مطلق می انگاریم.

-عدم صداقت با خود و با مردم

4-از این واقعیت نمی شود گذشت که واقعیت در بسیاری از اوقات چنان خود را بر ما تحمیل می کند که دیگر چاره ای از پذیرش نیست. اینجاست که نه امکان پرده پوشی ست و نه امکان فرار از واقعیت.در اینجا دچار فراموشی نسبت به گذشته می شویم و برای توجیه ناگزیر از هزینه دین و مقدسات و... میشویم.

5-در مقطعی از جنگ شعار رزمندگان ما این بود:به کربلا می رویم...یا"راه قدس از کربلا می گذرد"...در جبهه کیلومتر شمارها بر اساس کربلا تنظیم شده بود. بعد از عملیات فجر مقدماتی مداح جبهه ها می خواند:"کربلا رفتن بس ماجرا دارد..."این ماجرا فاصله ی واقعیت آنچنانکه بود و آنچنانکه ما می پسندیدیم،را به تصویر می کشید.

نامه ی فرمانده ی وقت سپاه که اخیرا توسط هاشمی رفسنجانی منتشر شد،نشانه ای قابل تامل و هشداری سرنوشت ساز به آنهایی بود که واقعیت ها را آنگونه که خود دوست دارند،می بینند،

6-نمونه ی دم دست بی توجهی به واقعیات ،امروز گریبانگیر اقتصاد کشور شده است.نتیجه رفتارهای سیاسی تبلیغاتی در قلمرو اقتصاد،شعارهای بیش از طاقت اقتصاد کشور دادن،آشفتگی در تصمیم گیری،حل مشکلات به صورت موردی،اداره ی کشور به سبک کمیته ی امداد،برداشت میلیاردی از صندوق ذخیره ارزی در سال جاری،جملگی نشانه های بی توجهی به واقعیات و دیدن آن به گونه ای که خود می خواهیم ،است.

7-در روابط خارجی چشم مان به روی واقعیات تهدید کننده ی تمامیت ارضی کشور بسته ایم. خطر را پس گوش مان احساس نمی کنیم.به چند کشور کوچک و کم قدرت در آن سوی دنیا دل خوش کرده ایم که در معادلات جهانی حرفی برای گفتن ندارند .برای آنکه به دنیا نشان دهیم ایران در انزوا نیست چه مسیر درازی را باید تا آن سوی دنیا طی کرد عجیب ست این همه علایم هشدار دهنده از گوشه و کنار دنیا،دور و نزدیک،دولتها و سازمانها،دولتی و غیر دولتی به سمت ما روانه می شود، و ما دلخوش به چند هم پیمان بی قدرت خود که از بد حادته با هم جمع شده ایم،همچنان نسبت به واقعیت ها دچار کور رنگی هستیم.

8-عدم واقع نگری در عرصه ی فرهنگ هم حدیث پر غصه ی دیگر ماست.غم نمی خوریم ،چون به گفته وزیر محترم دوران ارشاد فرا رسیده است.نتیجه ی این سیاست ارشاد محوری ،رفتن اهل فرهنگ به حاشیه است. وقتی قرارست واقعیت به گونه ای به خورد ملت داده شود که ما دوست داریم ،اگر اهل فرهنگ با سیاست های ارشادی همسو نبودند،حذف می شوند ،مجوز نمی گیرند،مورد بی حرمتی قرار می گیرند...

9-این قصه سر دراز دارد...

10-سوال نهایی این ست که واقعیات جامعه را تا کی می شود نادیده گرفت؟مردمی خسته ،در تلاطم،نگران و مضطرب ،منتظر، عاصی و در فشارانواع و اقسام مشکلات فردی و اجتماعی،نسل هایی که هر یک خود را نسل سوخته می داند و یا نسل های دیگر یا حکومت را مقصر می بیند...؛این مردم می خواهند به عنوان یک واقعیت زنده دیده شوند.آیا کسی هست که به دور از این همه همهمه ی تبلیغی این مردم را ببیند؟

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (10)