چرا زهرا نژادبهرام؟

زهرا نژادبهرام را سالهاست می شناسم . نخستین بار که اسمش را شنیدم زمانی بود که به عنوان اولین معاون فرماندار(1380-1383) در شهر تهران مشغول فعالیت شد.همزمان مشاور فرماندار تهران در امور بانوان بود.پس از آن به عنوان مدیر کل اجتماعی و انتخابات استاندار تهران انتخاب شد . دبیر ستاد جذب سرمایه گذاری (و تنها زن در ایران در این حوزه ) بود، در حوزه ی تشکل های غیردولتی فعال ودر چندین تشکل صنفی-سیاسی از جمله انجمن روزنامه نگاران زن ایران حضور فعال دارد. در عرصه ی مطبوعات، پژوهش، و فعالیت های حقوق بشری ،هم فعال و هم حساس است. تحصیلات عالیه دارد و در کنار همه ی اینها که گفتم مادردو فرزند است و از جمله ی معدود زنانی ست که سعی کرده نشان دهد هم می شود مادر خوبی بود، هم درس تا مقاطع عالیه خواند و هم فعال واقعی در حوزه ی مسایل اجتماعی و سیاسی بود..
همه ی این مقدمه ها را گفتم که بگویم وقتی خبر رد صلاحیت اش را با این سوابق ، مدتی قبل توسط هیات های اجرایی در انتخابات شوراها شنیدم ،حیرت کردم. به این رد صلاحیت اعتراض کرد و امیدوار بود و امیدوار بودیم که اشتباهی صورت گرفته و حتما توسط هیات های نظارت تایید می شود.خوب این اتفاق نیفتاد.
جالب ست که بدانید در نامه ای که برایش آمده دلیل رد صلاحیت او چنین آمده است:"گزارشاتی دال بر سوء استفاده از موقعیت شغلی در زمان اشتغال در فرمانداری و استانداری تهران موجود می باشد و سوابق نامبرده منطبق بر بند ج ماده 29 می باشد."
این در حالیست که بند ج ماده 29 در رابطه با این افرادست: وابستگان تشکیلاتی به احزاب ،سازمانها و گروههایی که غیر قانونی بودن آنها از طرف مراجع صالحه اعلام شده باشد.
نکته ی حیرت انگیز این ست که بین دلیل ادعایی با بند ج ماده ی 29 هیچ سنخیت و نسبتی وجود ندارد.
از طرف دیگر کسی که خود در برگزاری چندین انتخابات نقش داشته و تا کنون در پرونده ی کاریش کوچکترین نکته ی منفی و تذکر اعم از شفاهی و کتبی نیست، چه راحت با چنین اتهامی حذف می شود.
و متاسفانه گروههای سیاسی همسو هم چه راحت از کنار این موضوع می گذرند و زمانی که موضوع رد صلاحیت بعضی چهره های شاخص سیاسی مطرح می شود ، زنی که تمام زندگی خود را در راه تعالی زنان صرف کرده ،مورد کم مهری، بی توجهی وچشم پوشی قرار می گیرد.
نمی دانم همسر پزشکش که سابقه ی 72 ماه جبهه در کارنامه ی خود دارد یا فرزندانش که سالها در ارومیه، نقده و پیرانشهر جنگ را از نزدیک لمس کرده اند، از این پس چه نگاهی به سیاست ورزی در ایران خواهند داشت. و اصولا در انتخابات شرکت خواهند کرد یا نه؟و اصلا آیا مرجعی برای رسیدگی و اعاده ی حیثیت در چنین مواردی وجود دارد؟
من که نهاد یا ملجاءی نمی شناسم،هر چند نژادبهرام قصد شکایت به دادگستری و پی گیری کارش را از این کانال دارد،ولی تصور نکنم غیر از اتلاف وقت چیزی عایدش شود.
فقط خواستم بگویم زهرا نژادبهرام یک نمونه از نمونه های فراوان ست، که من می شناسم که براحتی حقوق شان تضییع می شود و ملجاءی برای رسیدگی نمی یابند..

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (5)