جرمی با دهها هزار متهم

حریم خصوصی و احترام به آن از جمله مفاهیمی است که امروزه لقلقه ی زبان عوام و خواص است.
لابد تعجب می کنید چرا می گویم لقلقه؟چون کمتر کسی اعم از عوام و خواص را دیدم که مثل بسیاری دیگر از ارزش ها و هنجارهای مورد احترام، به آن پایبند باشد.
از عوام انتظاری نیست، چون ادعایی ندارد و اصلا دغدغه ی معیشت و غم نان و گرانی فزاینده ی مایحتاج بدیهی روزمره اش اصولا اجازه ی دخالت یا مداخله در حریم خصوصی دیگران را حتی اگر مایل به آن هم باشد،به او نمی دهد.حرف اصلی در باره ی غیر عوام است با هزار داعیه ی دینداری- اگر به اصطلاح متدین باشد- و روشنفکری- اگر چند کتاب خوانده باشد و تحصیل کرده باشد و ...-
حرفم اصلا در رابطه با نهادهای مختلف موازی و بعضا متقاطع نیست که به خود اجازه می دهند تحت عنوان دین و انقلاب و دفاع از آنها، به حریم خصوصی هر شهروندی سرک بکشند و این حریم را تبدیل به اتوبان عمومی کنند.
حرفم با تک تک آدم های غیر موازی ست که بی شرمانه برای خود این حق را قایل می شوند که از ته و توی زندگی همسایه و همکار و چهره های مقبول هنری و ورزشی و..سر در بیاورند وبعد آنرا نقل هر محفل کنند.
پر بیراه نخواهد بود اگر ادعا کنم طیف قابل ملاحظه ای از جامعه ی ما بیمار است. آدمهایی که در خفا آن کار دیگر می کنند وبعد برای دیدن کارهای بد دیگران سر و دست می شکنند. بر این باورم که تمام کسانی که درطرح مسایل خصوصی ، خرید سی دی ها ، تماشا و اشاعه ی آنها اقدام کرده اند ، در این ماجرا ها متهمند. نه فقط آن چند نفر که تصویر برداشته اند و توزیع کرده اند، بلکه تمام آن چند صدهزار یا چند ملیون نفری که به تماشای موضوع نشسته اند،متهمند.خدا نیاورد آنروز که
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (9)