کار عبث

این روزها دل نگرانی و گله های اهل قلم و فرهنگ از عدم صدور مجوز کتاب ها یکی ،دو تا نیست.تقریبا فراگیر شده است.نه اینکه انتظاری غیر از آنچه رخ می دهد، از سرهنگان فرهنگی داشته باشم.تعجبم از دوستانی ست که با شناخت از دستگاههای موجود وشاکله ی حاکم بر مجموعه ی فرهنگی کشور، گله و شکایت خود را نزد کسانی می برند که تفاوت ساختاری و فکری با دست اندرکاران فرهنگی حاکم ندارند.
در خبرها خواندیم و خواندید که دکتر یزدی از صفارهرندی و حمیدزاده به دلیل عدم صدور مجوز کتاب جدید خود به دستگاه قضایی شکایت کرده است.
آقای باقی هم چندی پیش شکایت خود را به دیوان عدالت اداری از صادر نشدن مجوز کتابهایش برده بود.
البته چنین اقداماتی که نتیجه ی آن پیشاپیش روشن است و تنها به معنی مشروعیت بخشیدن به دستگاه قضایی ای ست که نوعا در احکام و قرارهایش رویکردی غیر قضایی و سیاسی داشته و دارد، به نظرم تنها به درد ثبت در تاریخ می خورد و لا غیر
به عنوان یک نویسنده و روزنامه نگار و ناشر ترجیح می دهم که ننویسم ومجوز کتابی از کتابهایم را نگیرم ، ولی ناگزیر ازبردن شکایت و تظلم خواهی نزد دستگاه قضای آقایان نشوم.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (5)