خلوت قدر

آن سالها برایم شب های قدر معنایی داشت و این سالها معنایی.
آن سالها شب های قدر را ترجیحا در جمع می گذراندم ،در مسجد محله یا ....والان شب قدر را در فضایی عجیب خواستنی و پر تمنا، آنگونه که خود می خواهم، با خدای خود،با خود و بی خود.
سکوت و تامل و تنهایی این شب ها برایم اوج و عظمتی دارد بدون شباهت با آن شب ها .
گویی تنظیم شعاع این دایره در آن سالها به دست دیگران بود و الان در اختیار من و او.
احساس می کنم در این فضا "من"زمام سرنوشت خود را به دست گرفته ام و تقدیر خود را بدور از هر قاهر وهر قادری، غیر او، برای سالی دیگر ترسیم می کنم.
شب قدر ،شب خلوت با اوست؛خلوت در میان جمعی غریب یا در خلوت شیرین وغریبانه ی خود
کاش چه در جمع و چه در خلوت ،قدردان لحظه لحظه ی این اوقات باشیم.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (11)