سیاست های کلنگی

سیاست قبض و بسط یکی از سیاست های جاری در کشور ماست.امری جدید نیست.مسبوق به سابقه است.مهمترین نتیجه ی آن هم این است که هیج وقت تکلیف هیج کس با خودش، دیگران، حکومت، سرمایه هایش اعم از مادی یا غیر مادی و... روشن نیست.هر چند نتایج منفی آن بر همگان واضح و مبرهن است،ولی به دلیل برخی دستاوردهای کوتاه یا میان مدتش در زمینه های مختلف ،هر از چند گاه در حوزه های مختلف،اعم از اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی یا سیاسی خودنمایی می کند.البته و صدالبته ،چند سالی به یمن دولت اصلاحات که قانون و قانونمداری را سرلوحه ی فعالیت هایش قرار داده بود، برغم انواع و اقسام دستگاههای موازی و متقاطع،باز دریچه هایی برای تنفس وجود داشت و تا حدودی مردم تکلیف خود را می دانستند. ولی در این یک سال گذشته ،چندباره و نه دوباره، وارد عصر ضربت و طرح های ضربتی شده ایم.
طی این مدت، اقدامات،اظهارنظرهای رسمی و غیر رسمی مقامات پاسخگو وغیرپاسخگو، قوانین و آیین نامه ها وبخش نامه ها و دستورات از جهات مختلف اعم از تناقض با هم،غیر قابل پیش بینی بودن،عدم قابلیت اجرایی ،بار گسترده ی مالی،غیر معقول بودن و... تبدیل به پدیده هایی قابل مطالعه شده اند. گاه فکر می کنم یا ما ملت نجیب گیج و سردرگمیم یا آقایان مسئول؟ از آن مصاحبه ی پر سرو صدای آقای کلهر مشاور فرهنگی محترم رییس جمهور که در باغ سبزی در روزهای تعیین کننده ی انتخابات در رابطه با سیاست های فرهنگی و هنری و اجتماعی احمدی نژاد نشان داد وهیچ وقت هم از طرف هیچ کس تکذیب نشد،تا اقدامات ضربتی چندماه پیش در مقابله با بدحجابی- و در همان اثنا اظهارات خیره کننده ی رییس جمهور دراعتراض کلامی که مگر مشکل کشور چند تارموی خانمهاست،بروید به مشکلات اساسی کشور بپردازید(نقل به مضمون) – و اقدامات ضربتی اخیر در مبارزه با ماهواره ، این سئوال شاید در ذهن ایجاد شود که اساسا منطق آقایان در انجام این سیاست ها چیست؟آیا آزمون امری که بارها خطا بودن آن خود را نشان داده،نشان تدبیر است؟
وقتی در کشوری 70 ملیونی، به گفته ی نماینده ی مجلس همفکر جریان حاکم، حداقل 15 ملیون ماهواره وجود دارد(در نظر بگیرید هر خانواده به طور متوسط 4 نفر عضو داشته باشد.)آنوقت حکومت چطور می تواند در مقابل این جمعیت اعمال اقتدار کند. به نظرم دوران کلنگ و تبر و سیاستهای کلنگی گذشته است.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (6)