امروز مصادف با سومین سالگرد درگذشت زهرا کاظمی خبرنگار، عکاس ایرانیتبار مقیم کاناداست. سه سال پیش در دوم تیر ماه، با بازداشت زهرا کاظمی پروندهای با بدفهمی و بیدرایتی گشوده شد، به نامبرده اتهام جاسوسی زده شد، او بازداشت شد تا اتهام انتسابی ثابت شود. پروندهای که به راحتی با مجازات عامل یا عاملین آن قابل تدبیر بود، به کلافی سردرگم در سیاست خارجی کشور تبدیل شد و نظام هزینهی کج فهمی یک یا چند فرد را هنوز که هنوز است، میپردازد.
وقتی در 18 تیر 82 نامهی تظلم خواهانهی مادر زهرا کاظمی به کمیسیون اصل 90 رسید، بلافاصله در همان روز کمیسیون نامهای برای آقای علیزاده رئیس وقت دادگستری جهت کسب اطلاع از موضوع فرستاد، که ایشان همان روز در پاسخی که به کمیسیون فرستاد، از خود سلب مسئولیت کرد و اعلام داشت که موضوع به آقای مرتضوی مربوط است. در تاریخ 19 تیر 82 نامهی دیگری برای معاون قوهی قضاییه فکس شد و درخواست ملاقات مخبر کمیسیون (یعنی من) با خانم کاظمی گردید. پنج روز بعد، یعنی 24 تیر 82 جوابیهای از سوی آقای مرتضوی به کمیسیون واصل شد که تاریخ 19 تیر 82 در صدر آن به چشم میخورد. در انتهای این جوابیه (که در آن نکات قابل توجهی به چشم میخورد و در جلد سوم کتاب کمیسیون اصل 90 آوردهام) اشاره شده بود: "مشارالیها (یعنی مخبر کمیسیون) میتواند راسا به بیمارستان مراجعه و با خانم زهرا کاظمی ملاقات حضوری داشته باشد."
غیر از نکات مهمی که در این نامه و سایر نامهها یا اظهارات ایشان به چشم میخورد و قصد پردازش به آنها را در اینجا ندارم، دو نکته همچنان برایم لاینحل باقی مانده است:
1- چطور جوابیهی دادستانی که تاریخ 19 تیر دارد، به تاریخ 24 تیرماه به کمیسیون واصل میشود؟
2- چطور در تاریخی که خبر فوت زهرا کاظمی قطعا به گوش دادستان محترم رسیده (19 تیر)، ایشان در جوابیهشان اعلام میکنند که مخبر کمیسیون میتواند به بیمارستان مراجعه و با خانم کاظمی ملاقات حضوری! داشته باشند؟
البته دهها سوال دیگر در آن ایام از طرف کمیسیون مطرح شد، که بیپاسخ ماند. به نظرم این دو سوال نیز برای ثبت در تاریخ ضروریست.