ما را چه می شود؟

1-روزهای اخیر در دو حوزه‌ی حساس شاهد تنش و درگیری بودیم: حوزه‌ی دانشگاه‌ها و حوزه‌ی مسائل قومیتی. اهمیت این اتفاقات که ممکن است در هر جای دنیا رخ دهد، همزمانی با مباحث نگران‌کننده‌ی هسته‌ای از یک سو و تلاش دولتمردان برای نشان دادن ثبات کشور، وحدت و حمایت همه جانبه‌ی مردم از دولت مهرورز بود. این اتفاقات در ادامه‌ی اتفاقات مهمی همچون حوادث جاده‌ی بم یا سیستان و بلوچستان، و اتفاقات و اعتراضات کارگری و رانندگان شرکت واحد صورت گرفت.
2- در حساس بودن شرایط کشور تردیدی نیست. ولی آیا تا کنون آقایان هرگز از خود صادقانه پرسیده‌اند که چه عامل یا عواملی منجر به حساس شدن اوضاع کشور و آسیب‌پذیری آن تا این حد و پایین آمدن درجه‌ی حساسیت‌پذیری مردم تا این میزان شده است؟ نمی‌شود که همه چیز را به دشمن و عامل خارجی منتسب کرد. قدری اتصاف هم خوب چیزی است.
3- کاش اخبار رسانه‌ی ملی در کنار حرکت‌های عوام‌الناس‌پسندانه‌ی استانی، گوشه چشمی نیز به پوشش اعتراضات صنفی و غیر صنفی داشت تا امکان درک شرایط بغرنج کشوربرای مردم بهتر پدید می‌آمد. بی‌خبر نگه داشتن مردم و کودکانه برخورد کردن با آنها، اول از همه عاملان این پدیده را قربانی می‌کند.
4- شدت برخورد با کاریکاتوریست و سردبیر روزنامه‌ی ایران جمعه، بازداشت قبل از محاکمه وعدم تناسب مورد اتهامی با نحوه‌ی برخورد و پوشش خبری موضوع و موضعگیری مسئولین دستگاههای دولتی و مجلس و قوه‌ی قضاییه و در پی آن توقیف این روزنامه را باید یک نشانه از آغاز شدت برخوردها دانست. موجی که توسط افرادی ایجاد شد که شاید حتی از محتوای کاریکاتور بی‌اطلاع بوده و اصولا از کارکرد و جایگاه کاریکاتور و طنز بی‌خبرند و جهت‌دهی آنان به دولتمردانی که خود در چنین مواردی باید با درایت و تدبیر در جهت هدایت افکارعمومی به سمت اعتدال و انصاف عمل کنند نه متاثر از فضاهای احساسی و پرهیجان عمل نمایند. اینها اصلا نشانه‌های امیدبخشی نیست.
5- به نظرم به جای دامن زدن به این اتفاق که حداکثر می‌تواند نشانه‌ی بی‌دقتی نسبت به حساسیت‌های قومی از سوی کاریکاتوریست و روزنامه‌ی ایران باشد، بهتر است به عوامل و ریشه‌های واقعی اعتراضات مردمی پرداخت. نکند در این بین به بهانه‌ای ناچیز بی‌گناهان را وابسته به عوامل خارجی کنیم و از عوامل واقعی چنین حوادثی که فضای کشور را به سمت جنگ داخلی و خارجی سوق می‌دهند، چشم‌پوشی کنیم.
6- آیا می‌توان به بهانه‌ی یک بی‌دقتی، آنهم در قالب طنز، خط بطلانی بر همه‌ی خدمات و زحمات یک مجموعه و یا یک فرد گذاشت؟ متاسفانه تجربه‌ی تاریخ کشور ما نشان می‌دهد که وقتی دکان عقل تعطیل شد، دروازه‌ی تزویر و ریا بیش از پیش جلوه می‌نماید.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (24)