عسرت کتب و کتاب خوانی

درآستانه‌ی برگزاری نمایشگاه کتاب قرار داریم. برگزاری نمایشگاه، فرصتی است برای آشکار کردن عسرت کتاب و کتاب‌خوانی در کشور با فرهنگمان ایران.
جامعه‌ای که به رغم جمعیت 70 ملیونی‌اش، تیراژ کتاب از 2000 نسخه تجاوز نمی‌کند و تازه از همین نسخ منتشره‌، اکثر نسخه‌های چاپ شده در انبار می‌ماند و مخاطب و خواننده‌ی خود را نمی‌یابد ...
جامعه‌ای که در آن فروش وسایل آرایشی، ساندویچ فروشی، مانتو فروشی و بقول ظریفی حتی گدایی درآمدی بیشتر برای صاحبانش در پی دارد تا نویسندگی و مترجمی و نشر کتاب و کتاب‌فروشی ...
جامعه‌ای که خانواده‌ها ترجیح می‌دهند به جای خرید یک کتاب، همه‌روزه کالاهای زائد تجملی را وارد سبد خانوار خانواده کنند، ولی وقتی بحث خرید کتاب پیش می‌آید، از گرانی کتاب می‌نالند ...
جامعه‌ای که برای انتشار یک کتاب باید از هفت‌خوان گذر کرد و در هر مرحله با نویسنده و مترجم و ناشر به مثابه‌ی فردی صغیر برخورد می‌شود که از فهم و درک مصلحت خود و جامعه‌ بی‌بهره است ...
جامعه‌ای که کتابخانه‌های عمومی، اعم از دانشگاهی و غیر آن، در سطح کشور نماد روشن فقر فرهنگی و کتاب و کتاب‌خوانی‌اند ...
جامعه‌ای که به یمن سیاست‌های منع واسطه‌گری، در حال گسترش است و در یک چشم به هم زدن‌، البته با چندین برابر قیمت پشت جلد، کتاب‌های ممنوعه را می‌توان به دست آورد ...
جامعه‌ای که احدالناسی پاسخگوی ندانم‌کاری‌های فرهنگی مجریان صف و ستادی نیست؛ و اصولا "پاسخ" محلی از اعراب ندارد ...
جامعه‌ای که کتاب‌های زرد به سرعت به تجدید چاپ می‌رسند و به کتاب‌های جدی حتی اگر مجوز برای چاپ بگیرد، کمتر اعتنایی می‌شود ...
جامعه‌ای که در آن علامت سئوال‌های فزاینده تبدیل به علامت تعجب می‌شود، عسرت کتاب و کتاب‌خوانی امر عجیبی نیست ...

جمیله کدیور | لینک ثابت