مرور و بازخوانی دوباره

وقفه‌ای نسبتا طولاني در نوشتن ايجاد شد.عذر تقصير از اينکه بی‌خبر چند وقتی ننوشتم؛ هرچند به نظرم گاهي ننوشتن و نخواندن و فقط مرور و بازبيني داشته‌ها ضروري است؛ به هر بهانه‌ای که باشد.
ايام امتحان را به خاطر داريد؟ ما و هم دوره‌های ما و بچه‌های ما:
يا از جمله کسانی بوده و هستيم که به دليل مرور درس در طول ترم يا سال از مشقت بيدار ماندن در شب امتحان بی‌نياز بوده‌ايم.
- يا از جمله بچه‌هاي شب امتحانی بوده‌ايم که همه‌ی درس‌ها را برای ۲۴ ساعت آخر تلمبار می‌کرديم. و به شکنجه بيداری شب امتحان براي نمره‌ای به‌جهت خالی ‌نبودن عريضه تن می‌داديم.

-و يا بالاخره از جمله طيف سومی‌ بوديم که شب امتحانی تلقی می‌شديم. ولي نه مشابه گروه دوم؛ بيدار می‌مانديم نه از آن رو که در وقت باقيمانده چهار کلمه درس را در گوشه‌ای از ذهن خود حک کنيم. بلکه بيدار مي‌مانديم تا در حد امکان مطالب درس را به طور ذره‌بينی در قطعات کوچک کاغذ برای استفاده در روز امتحان تهيه و جاسازی نماييم.
در زندگی روزمره‌ی خود نيز بی‌شک همين گونه‌ايم. يا همواره خود را براي روز امتحان آماده می‌کنيم و از همين رو مرور خود را در تمام ايام لازم و ضروری می‌دانيم. يا درس‌خوان شب امتحانی ‌هستيم که همه‌ی امور را به فردا و آينده احاله می‌کنيم؛ مگر اين چند روزه باقی‌مانده دريابيم. و يا متقلب تمام عيار ؛خسرالدنيا والآخره.
اين مقدمه‌ی نسبتا طولاني را گفتم به بهانه‌ی غيبت يک ماهه‌ام. به نظرم رسيد همانگونه که همه روزه ظاهر خود را برانداز می‌کنيم تا در نظر ديگران بهتر حتی از آنچه هستيم جلوه کنيم؛ آينه‌ای در مقابل گفته‌ها و نوشته‌ها و کرده‌های خود قرار دهيم و هر از چندی آنها را به دقت مرور و بازخوانی کنيم. با اين نگرش خودانتقادانه، به نظرم نگاه ديگری به محيط اطراف خواهيم داشت؛ نگاهی که انتظارات و سطح تحليل ما را نسبت به خود و ديگران متفاوت می‌کند. نگاهي که از يک سو زندگی را دشوارتر می‌کند، چون انتظارت را از خود بالا می‌بری و از طرف ديگر ساده‌تر چون انتظارت را از ديگران واقعی‌تر و معقولتر می‌نمايي. ترکيبی از تلخی و شيرينی. شايد تا تجربه نکنيد متوجه نشويد.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (5)