یکی از همکارانم در دانشگاه، که اخیرا از یک نشست بینالمللی برگشته بود، میگفت: "نمیدانم چرا هر وقت به خارج از کشور میروم و در چنین نشستهایی شرکت می کنم، احساس میکنم بیشتر از داخل مورد احترام و توجه قرار میگیرم."
همکارم این تعبیر را به کار برد که احساس میکنم قدم بلندتر میشود.
گفتم شاید بهتر است بگوییم در آنجا با شما متناسب با شئونات یک استاد و یا حتی یک انسان برخورد میشود، در حالی که در اینجا اصل بر کوچک شمردن، بیتوجهی و تحقیر است. به عبارتی این که نباید احساس کنی تو هم عددی هستی، در حال تبدیل شدن به یک قاعده است، در حال تبدیل شدن به یک اصل در فرهنگ سازمانها و ادارات و مراکز علمی است. و گرنه چرا همین که هموطنان ما از مرز بیرون میروند، در همهجا خوش میدرخشند، ولی در داخل فاقد اثر آنچنانیاند؟
به نظرم این برخوردها از یک طرف آدم را پوست کلفت میکند و از طرف دیگر بیانگیزه. مهم این است که نشانه یا راه را گم نکنیم. نظر شما چیست؟