بینوایان

دیشب فرصتی پیش آمد تا به تماشای بینوایان ویکتور هوگو برویم. بیش از صد سال است که هر روز یا هر شب مردم نقاط مختلف به تماشای نمایشنامه‌ی بینوایان می‌روند. هنرمندانی که در این نمایش تاریخی نقش بازی کرده و می‌کنند، در گذار سال‌ها پیر شده و یا از دنیا رفته‌اند. اما بینوایان همچنان زنده است و نام ویکتور هوگو همیشه مهر و انسان دوستی را تداعی می‌کند. در لندن هم باید برای دیدن این نمایش که هر شب در تئاتر کوئین برگزار می‌شود، از مدتی پیش بلیط تهیه کرد.

سال‌هاست که بینوایان ویکتور هوگو بر دل ها حکومت می‌کند. این اقبال از کجا آمده است؟ هنرمندی که دو دهه از عمر خود را در تبعید در گورنسی گذراند، این حضور مستدام را از کجا آورده است؟ بنیاد بینوایان بر گذشت و محبت است؛ محبتی که از یک دزد یک قدیس می‌سازد.
چه راه طولانی‌ای است بین آن‌ها که از یک مجرم - که به جبر اجتماع ناگزیر از دزدی می‌شود - یک قدیس می‌سازند و آنها که همه را به دیده‌ی مجرم می‌نگرند، مگر آنکه خلافش ثابت شود.
در آغاز قرن بیستم گرایش دینی به نام آیین کائو دائی شکل گرفت. در این آیین از ویکتور هوگو به عنوان یک قدیس تجلیل می‌شود. ویکتور هوگو حقیقتا به انسان‌ها مهر و عشق می‌ورزید. بینوایان او برای همیشه تاریخ سند مهری ماندگار است.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)