1- اخبار پیرامون گزارش رئیس دادگستری استان تهران را در رابطه با گزارش اخیرش در مورد نقض حقوق شهروندی دنبال میکردم. تصورم این بود که بالاخره این گزارش و پذیرش خطاهای ذکر شده، گام اول در اصلاح امور است.
2- موضعگیریهایی که پیرامون این گزارش از سوی چهرههای مختلف خصوصا اصولگرا اعلام شد، برایم جالب بود. خبرگزاری ایلنا نظرات رؤسای سه کمیسیون مجلس را آورده بود.
وقتی مواضع آنها را با موضعگیری رؤسای کمیسیونهای مجلس ششم مقایسه کردم که همواره پیشتاز در بیان معضلات و مصادیق نقض حقوق شهروندی بودند، فقط تاسف خوردم.
3- سری به خبرگزاری فارس زدم. دیدم سخنگوی قوهی قضائیه گزارش منسوب به رئیس دادگستری تهران را کذب دانسته است. هر چند در گفتگو با ایسنا با تعابیر ملایمتری اظهار نظر کرده بود.
4- دوباره رفتم سراغ خبرگزاری ایسنا که گزارش اول از سوی این خبرگزاری با تمام تمهیدات بهداشتی که به آنها اشاره کرده، منتشر شده بود.
علیزاده در گفتگوی دوباره با ایسنا اعلام کرده گزارش کاملا دقیق است. نارساییها و موارد خلاف قانون برطرف شده است.
5- در این اندیشهام که چرا وقتی حتی دستگاهی مثل قوهی قضائیه و شخصی مثل رئیس دادگستری تهران میخواهد گزارشی به رئیس قوه بدهد و گوشهای از مصادیق نقض حقوق شهروندی را برشمرد، این جنین ناگزیر از ارائهی توضیحاتی میشوند که کار را خرابتر میکند؟
6- یاد سالها پیش - کلاس درس حقوق اساسی دکتر قاضی - افتادم که استاد با اشاره به اصل 156 قانون اساسی میگفت: "قوهی قضاویه قوهای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و ... است".
7- به نظرم این روزها خیلی از مفاهیم و عبارتها نیازمند باز تعریفند. یکی از این مفاهیم هم استقلال قوا از هم و استقلال برخی قوا به طور خاص است.