درآستانهی انتخابات نهم رياست جمهوري هستيم. امروز آخرين روز تبليغات كانديداهاست. تقريبا میشود گفت بعد از ماهها تبليغ رسمي و غير رسمي كانديداها و هواداران با تابلو و بي تابلو كمتر كسي است كه تكليف خود را در قبال انتخابات روشن نكرده باشد. بر اساس تجربههای متعدد انتخاباتی گذشته میتوان مردم را شامل چند طيف زير دانست:
1- آنها كه در انتخابات شركت ميكنند و راي مشخصي به يك كانديدا ميدهند.
2- آنها كه در انتخابات شركت ميكنند تا شناسنامهشان ممهور به مهر انتخابات شود، بدون آنكه كانديدايي را انتخاب كنند. حال يا راي سفيد ميدهند يا اصلا برگهاي به داخل صندوق نمياندازند يا راي باطله ميدهند.
3- آنها كه به هر دليل موجه يا غير موجهي در انتخابات شركت نميكنند.
به نظرم هر سه طيف كه بيشتر به آنها خواهم پرداخت براي عمل خود تحليل خاصي دارند و بر اساس همان تحليل نيز در 27 خرداد عمل خواهند كرد.
طيف اول، طيفي است متنوع با انگيزههاي مختلف زير:
الف- مجموعهاي كه در تمام مراحل انتخاباتي گذشته شركت كرده و راي دادن را تكليف شرعي و ديني خود ميداند.
ب- مجموعهاي كه راي دادن را وظيفهاي ملي و در راستاي تحكيم دمكراسي ميداند.
ج- مجموعهاي كه به دليل تعلق خاطر به هر كدام از كانديداها يا منافع مشترك با هر كدام راي ميدهد.
د- مجموعهاي كه در پاسخ به تهديدهاي خارجي يا تبليغات منفي عناصر ضد نظام در انتخابات شركت ميكنند.
ه- مجموعهاي كه به يكي راي ميدهند كه ديگران راي نياورند. بدون آنكه اعتقادي به نظام داشته باشند و بدون آنكه كمترين اعتقادي به آن كانديداي خاص و توانايي او. به تعبير اين عده، ما مخير به انتخاب بين خوب و بد نيستيم بلكه مجبور به انتخاب بين بد و بدتريم ...
و- مجموعهاي كه معتقدند ما چه بخواهيم و چه نخواهيم يكي راي ميآورد و بر كرسي رياست جمهوري خواهد نشست. پس چه بهتر به كسي راي دهيم كه لااقل فضاي مناسبتري را براي زندگي ما فراهم كند. بنابراين بايد با انتخاب يكي از اين هشت نفر با هزينهی كمتر، نفع بيشتري كسب كرد و آيندهی بهتري را براي خود رقم زد.
در رابطه با دو طيف ديگر فردا خواهم نوشت. اگر شما راي ميدهيد و در اين چند طيفي كه اشاره كردم نميگنجيد، براي تكميل بحث نظر خودتان را بنويسيد.