وزارت زنان

چندی پیش جناب ابطحی در وبنوشتی تحت عنوان زنان وزیر به نکته‌ی مهمی اشاره کردند؛ که چگونه در کشوری یک نگاه خاص دینی یا حاملان آن نوع نگرش دینی می‌توانند مانع تحقق حقوق زنان شود و در کشوری دیگر موید و حامی حقوق زنان.
این مطلب را بهانه‌ای برای طرح چند نکته‌ی مرتبط با موضوع دانستم:

1- تردیدی نیست که طرح برخی مباحث تنگ نظرانه نسبت به زنان امری جدید نیست. همواره این نگاه متصلب دینی که خود را با تحولات زمان تطبیق نداده، در رابطه با زنان وجود داشته و با کمال تاسف نگرش‌هایی که در این زمینه نگاهی جدید ارائه دهند، بسیار شاذ و نادر بوده است.
2- در مقطعی که فراکسیون زنان مجلس ششم برای قبولاندن وزیر زن در تلاش بود و عملا با مخالفت و فشار برخی مراجع این تلاش ابتر ماند، آنچه که موجب تعجب جامعه‌ی زنان شد، نه این نگرش آقایان علمای قم بود، که امری جدید نبود. آنچه حیرت برانگیز بود، عدم مقاومت رئیس جمهور محترم و یا به عبارت بهتر تمکین ایشان در مقابل این تهدیدات بود.
3- حتی شاید اگر فقط تمکین صرف، بدون هرگونه اظهار نظر تاییدآمیز رئیس جمهور بود، پذیرش این مسئله اینقدر دشوار به نظر نمی‌رسید. اظهار نظری که متاسفانه از سوی نهادهای رسمی متولی حقوق زنان مورد اعتراض واقع نشد. تعبیر رئیس جمهور مبنی بر ریسک خواندن وزارت زنان اتفاق ساده‌ای نبود که از آن به سادگی عبور کنیم. این عبارت بر جامعه‌ی زنان بسیار سنگین آمد.
4- شکی نیست که حقوق زنان در کشورمان به رغم داشتن ظرفیت‌ها و شایستگی‌های فراوان، تحت عناوین مختلف و بعضا با توجیه دینی مورد اجحاف قرار گرفته و می‌گیرد. ولی باور کنید که این موجب سرافکندگی است که بخواهیم برای مثل زدن و مقایسه، خودمان را با افغانستان و عراق و قطر و بحرین و عمان و سوریه و امارات و اردن و ... قیاس کنیم و بعد به این نتیجه برسیم که زنان ایران به رغم همه‌ی برتری‌ها، از کسب حقوق بدیهی خود ناتوانند و در حالی که در کشورهای فوق‌الذکر یک یا چند وزیر زن مسئولیت وزارت دارند، ما ندانیم که وزارت زنان را با کدام "ز" می‌نویسند!!!!!!!!!

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (5)