روزنامهها را که تورق میکنم با تیترهای جذاب و رنگارنگ کاندیداهای ریاستجمهوری مواجه میشوم. چند ماهی است که کاندیداها برای ربودن گوی سبقت از دیگری، پیشنهادات جذاب و موضوعات مردمپسندانهای را به عنوان محورهای برنامهی خود اعلام میکنند. البته گفتنی است که در حالی که فقط 2 ماه به انتخابات ریاستجمهوری باقی مانده، هنوز هیچ یک از کاندیداها برنامههای خود را ارائه ندادهاند؛ فعلا فقط شعار است و شعار. قسمتهایی از این شعارهای انتخاباتی را به نقل از روزنامهها و سایتهای خبری با هم مرور کنیم:
- به عنوان رئیسجمهور آینده، در دوران بنده، وضع خانمها و اقوام بهتر خواهد شد.
- دولت امید تشکیل میدهم. دولت امید برای تامین رفاه بازنشستگان 95 درصد هزینههای درمانی آنها را پرداخت خواهد کرد ...
- مسئلهی بیکاری و ایجاد اشتغال از مهمترین اولویتهای دولت من است.
- دولت رفاهی تشکیل میدهم. در دولت رفاه، از حقوق افراد ضعیف جامعه دفاع میشود به نحوی که افراد در ابعاد خدمات درمانی، بازنشستگی، امنیت شغلی و آیندهی خود، احساس نگرانی نخواهند داشت.
- بساط باندبازی را برخواهم چید و شایستهسالاری را جایگزین خواهم کرد.
- ادارهی کشور را به جوانان بازمیگردانم. چند وزارتخانه را به جوانان زیر 30 سال میسپارم و ثابت میکنم جوانان ایران میتوانند کارهای بزرگی همانند گذشته انجام دهند.
- اصلاح سیاستهای پولی و مالی کشور و جایگزین کردن الگوهای اقتصاد اسلامی ضروری است.
- برای مهار تورم و رفع گرانی، برنامههای مفصلی دارم که حاصل سالها فعالیت بنده است.
- با رعایت اصول، با همهی دنیا به غیر از اسرائیل غاصب و نامشروع رابطه خواهیم داشت.
- پست معاون حقوق بشر برای رئیس جمهور تاسیس میشود.
- نه راست هستم، نه چپ؛ اصولگرایم، مستقلم، آبادگرم ...!
- خود را نظامی نمیدانم، من یک مجاهد بودهام و در عرصهی دفاع از کشور حاضر بودهام ...
- این موضوع را که در نظرسنجیها رای من بالاتر است و این نکته که شاید بتوانم با حضورم مشارکت را حداکثری کنم و باندبازیها را کم کنم از جمله عوامل تشویق کنندهی من در انتخابات است.
- در کابینهام از حضور حداقل سه وزیر زن استفاده خواهم کرد.
و ...
چون "وضع فعلی" افراد ملاک است، به سوابق و عملکرد آقایان و دیدگاه آنها در رابطه با شعارها و مطالب پیشگفته هیچ اشارهای نمیکنم. کاش همیشه انتخابات ریاستجمهوری بود و امکان گردش ریاستجمهوری جهت ادای تکلیف بین تعداد فزایندهی کاندیداها وجود داشت، تا شاهد تحقق تمام اهداف و شعارهای فوق بودیم. این سئوال برایم باقی است که چرا به رغم گرم شدن مسابقهی خدمت به مردم در بین بازیگران میدان انتخابات، هنوز فضای انتخاباتی در بین مردم یخ زده است و مردم که باید بازیگران اصلی این عرصه باشند، در جایگاه تماشاگران از دور ناظر برنامههای انتخاباتیاند.