گاهی برخی دوستان در قالب نظر یا ارسال ایمیل به جدی بودن مطالب روزنوشت ما انتقاد میکنند و میگویند گویا روزنوشت را با یادداشت یا مقالهنویسی در روزنامهها اشتباه گرفتهایم.
به نظر میرسد این خطاست که تصور کنیم که دیگرانی که همچون ما نیستند، مثل ما بیندیشند و در قالب وبنوشتهایی که نوعا مرسوم است، بنویسند. این نگرش مشابه حاکمیت دیدگاهی در بین دولت مردان ماست که طی سالهای متمادی در عرصهی سیاست خارجی از دیگر دولتها انتظار داشتند که آن گونه که ایران میپسندد عمل کنند و سیاستهای خود را تنظیم نمایند؛ در عین حال خود به هیچ قرار و قاعدهای پایبند نباشند. چنین نگرشی، نگرش " خود محورانه " تلقی میشود و این " خود " میتواند یک فرد، یک سازمان، یک دولت و ... باشد، به گونهای که دیگران همواره باید خود را با آن مقیاس سنجش کنند.
این مقدمه را گفتم که به اصل مطلب بپردازم. به عبارتی هم پاسخ دوستان را داده باشم و هم آن دسته از دوستانی که مطالب کمتر جدی را میپسندند، به بخش جدید مکتوب ذیل عنوان " خاطره " ارجاع دهم. این خاطرات بدون توجه به مقطعی خاص از زمان گوشههایی از زندگینوشت من است. بدیهی است که این خاطرات نظم زمانی ندارد و بر اساس تداعی نوشته میشود.