برای مسیح علی نژاد

واژه‌ی مظلومیت مضاغف را بسیار شنیده‌ایم. مثل مظلومیت ایرانیان کرد یا بلوچ اهل سنت. اما به نظرم زنان در هر نسبتی که سنجیده شود، مظلومیتی مضاعف دارند، و به عنوان شهروندان درجه دو تلقی می‌شوند به ویژه اگر نویسنده و خبرنگار باشند و سرانجام اگر خبرنگار پارلمانی باشند؛ سرنوشتی مثل مسیح علی نژاد پیدا می‌کنند که با بهانه‌ای آنان را از پارلمان بیرون می‌کنند. گویی نمایندگان و یا هیات رئیسه مجلس نمی‌دانند که حادثه‌ای مثل اخراج یک خبرنگار برای همیشه در تاریخ مجلس ثبت می‌شود و از این پس خبرنگاران در هر مصاحبه‌ای از نمایندگان و مسئولان مجلس می‌پرسند که چرا خبرنگاری را از مجلس اخراج کرده‌اند؟

وقتی توضیح سخنگوی مجلس را خواندم بر دشواری امر اطلاع‌رسانی در یک جامعه‌ی بسته یا جامعه محصور مردسالار تاسف خوردم. هرچند این اتفاق از شان و شخصیت خبرنگار توانایی همچون مسیح نمی‌کاهد، ولی به نظرم جای آن دارد که خبرنگاران پارلمانی در تصمیمی هماهنگ در حمایت از علی‌‌نژاد، از حضور در مجلس و گزارش جلسات خودداری کنند و اجازه ندهند که حقوق خبرنگاری و اطلاع‌رسانی مخدوش شود. به نظرم این موضوع شایسته‌ی پیگیری جدی از سوی انجمن‌های مرتبط با امر روزنامه‌نگاری است.
این داستان اخراج مسیح از مجلس، مرا به یاد اخراج بایزید بسطامی از بسطام انداخت. وقتی غوغاسالاران با جنجال بایزید را اخراج کردند بایزید گفت: " خوشا شهری که بدش بایزید باشد. "
حال باید گفت خوشا مجلس راه یافتگانی که بدش خبرنگاران زن باشند.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (3)