سیاست و عقلانیت

بحث گرم گرم شده بود. به اعتبار افرادی که در بحث شرکت داشتند و هر کدام در حوزه‌ی تخصصی خود شاخص و درجه اول بودند، به روشنی می‌دیدم که آنان هر کدام گنجینه‌ای از خاطرات و تاریخ انقلاب را در سینه دارند.

وجه مشترک همگی به جز اطلاعات درجه یک، پیاده شدن از قطار انقلاب در گذر سال‌هایی که گذشته، توسط آن ها که در هر دوره‌ای سوار بوده‌اند، تلقی کردم.
ساعت‌ها حرف زدند و خیلی جدی در رابطه با مهمترین مسایل داخلی و خارجی بحث کردند. در این چند ساعت سکوت کرده بودم، سکوتی که نه فقط برای خودم عجیب می‌آمد، برای دیگران هم غریب بود.
نیمه‌های شب که به منزل برگشتیم به همسرم گفتم: می‌دانی چرا هیچ حرفی نزدم؟
گفت: نه.
گفتم: در این سه چهار ساعت بحث، به گونه‌ای صحبت می‌شد انگار یک نکته‌ی بدیهی وجود دارد و آن اینکه گویی سیاست عرصه‌ی عقلانیت و تدبیر است و سیاست‌مداران افرادی هستند، که تصمیم‌های عاقلانه می‌گیرند و آنچه می‌اندیشند و عمل می‌کنند بهترین گزینه‌های موجود است. به همین دلیل هم این جمع می‌کوشیدند برای هراظهار نظر و تصمیمی مبنا و هدفی قابل قبول پیدا کنند.
واقعیت این است که سیاستمداران و کنش‌گران عرصه‌ی سیاست عاقلترین و با هوش‌ترین انسان‌ها نیستند و بسیاری مواقع تصمیم‌های آنان نه بر اساس محاسبه و سنجش هزینه - فایده، که متکی بر آزمون و خطاست. مهمتر از آن، گاهی آنان تجربه‌های خود را که البته بسیار گران به دست می‌آید را فراموش می‌کنند.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (3)