اهمیت بزرگداشت روز زن، اعم از جهانی، ملی - دینی اینست که به عنوان یک معیار سنجش در نظر گرفته شود. به گونهای که صرف برگزاری مراسم موضوعیت نداشته باشد، بلکه هدف از این بزرگداشتها مهم باشد؛ برای آنکه روشن شود در چه حوزههایی پیشرفت و در کدام زمینهها پسرفت بوده است.
بررسی اجمالی گزارش نشستها و جلساتی که به مناسبت بزرگداشت این روز در ابعاد جهانی یا ملی - دینی در کشورمان برگزار میشود، نوعا اگر از سوی نهادهای رسمی دولتی باشد، بیان نیمهی پر لیوان و اقدامات مثبت انجام شده است، انگار وضع زنان ایران در بهترین حالت ممکن است با افزایش آمارهای صد درصدی یا چند صد درصدی ( بدون اشاره به اینکه مثلا در حوزهی مورد بحث، از نیم درصد به یک درصد یا از یک درصد به سه درصد تبدیل شده! ) و اگر از سوی نهادهای غیر دولتی باشد، صرفا بیانگر نیمهی خالی لیوان است، گویی هیچ اتفاق مثبتی در این حوزه رخ نداده؛ عقبرفت مطلق.
اگر بپذیریم که واقعیت چیزی بین این دو نگاه مطلقانگارانهی سفید یا سیاه است با عنایت به این نگرش که در مقدمه اشاره کردم به گونهای که این بزرگداشتها را باید به عنوان یک معیار برای نقد گذشته و بیان برنامههای آینده در نظر بگیریم، این سوال مطرح میشود که در سالی که گذشت چه اتقاق درخور بیان و قابل ملاحظهای در این حوزه در کشورمان صورت گرفته، به خصوص در شرایطی که اکثر کشورهای پیرامون ما کارنامههای مثبت و درخور بیانی در قیاس با گذشتهی خود ارائه دادهاند؟
آیا غیر از اظهارات تکراری و کلیشهای مسئولین اجرایی و پسرفت در حوزهی تقنینی با طرحهایی که هیچ تناسبی با جامعهی امروز زنان ایران ندارد، کارنامهای برای ارائه در یک سالی که گذشت داشتهایم؟
به رغم آنکه میخواستم منصفانه به اتفاقات مثبت این حوزه در یک ساله گذشته اشاره کنم، ولی نکتهی در خوری نیافتم.