کی بود کی بود ، من نبودم

 زمین یکبار دیگر لرزید. همانگونه که پیش از این خبر نکرده بود، این بار هم بی‌خبر لرزید. لرزش زمین امری طبیعی است، همانگونه که وقوع بسیاری از بلاهای طبیعی دیگر نیز این روزها طبیعی شده است. اگر زمانی وقوع اتفاقهای این چنینی نادر بود، وقوع پی‌درپی حوادثی همچون زمین لرزه، سیل، برف، خشکسالی، طوفان، تندباد، آتش سوزی جنگلها و مراتع و وقوع خسارتهای عدیده‌ی انسانی و مادی به تدریج آنها را به واقعیت‌هایی در کنار زندگی روزمره‌ی ما تبدیل کرده است. واقعیت‌هایی کاملا طبیعی!

 نوع دوستی و کمک به هم‌نوع خصیصه‌ی اصلی مردم ماست. این اصل، ریشه در فرهنگ و منش و باورهای مردم ما دارد. به رغم مشکلات عدیده معیشتی، همواره در چنین حوادثی نقش کمکهای مردمی به خواهران و برادران آسیب‌دیده پررنگ بوده و اتفاقا همواره آنها که با مشکلات بیشتری در گذران زندگی خود مواجه بوده‌اند، حجم بیشتری نیز از کمک به همنوعان را به خود اختصاص داده‌اند.
 در جریان زلزله‌ی بم اعتماد عمومی نسبت به توزیع صحیح کمکهای داخلی و خارجی تا حدود زیادی مخدوش شد. به دلیل عمق فاجعه‌ی بم، حجم کمکهای داخلی و بین المللی قابل ملاحظه و بیش از حد انتظار بود، ولی متاسفانه بسیاری از اقلام در همان فرودگاه مفقود شد و بعد سر از انبار فلان نهاد یا بازار فلان منطقه یا ... درآورد. در جریان بازدیدهایی که از منطقه زلزله دیده‌ی بم داشتم، هم مردم و هم مسئولین محلی از نابسامانی در توزیع کمکها گله‌مند بودند و بعضا به طور مشخص از عوامل این نابسامانی و بی‌اعتمادی یاد می‌کردند. ضمن آنکه وقتی محوطه‌ی اطراف مسجد بم، که از جمله معدود اماکن سالم باقیمانده از زلزله بود و انبار بزرگ مملو از کمکهای موجود را مشاهده کردم، دیدم حجم قابل ملاحظه‌ای از این فضاها توسط اقلام و وسایلی اشغال شده که سالهاست از حیز انتفاع ساقط شده؛ لباسهای کهنه، پتوهای مندرس، بخاریهای زوار در رفته و ... حجم قابل توجهی از این دو مکان را به خود اختصاص داده بود. در همان زمان از خود پرسیدم پس این همه کمکهای مردمی نو و سالم کجاست؟ اشاره به کمکهای بین المللی که حتما چون مارک خارجی داشته، نمی‌کنم!
 برای دومین مرتبه به عنوان عضو کمیسیون اصل نود به همراه جمعی دیگر از نمایندگان عضو این کمیسیون در فروردین ماه سال جاری به بم سفر کردم. همان وقت به استناد اطلاعات دقیقی که کسب نمودیم بر ما روشن شد که وضع برخی کمکهای دریافتی همچون ژنراتور برق، دستگاههای زنده یاب، کیسه‌های خواب، تشکهای مواج و ... که وارد مرزهای کشور شده بود علاوه بر کمکهای مردمی داخلی روشن نیست. بر همین اساس نیز به عنوان مسئول هیئت اعزامی، شکایتی را آماده و از کمیسیون درخواست رسیدگی به موضوعی که اعتبار بین المللی و اعتماد عمومی در داخل را مخدوش کرده، کردیم.
 امروز به بهانه‌ی زلزله‌ی زرند و نگران از تکرار چنین مسائلی برای آنکه شاهد تجربه‌ی دوباره‌ی چنین نابسامانی‌هایی و بازی همیشگی " کی بود کی بود، من نبودم " نباشیم، پیگیر شکایت خود بعد از گذشت بیش از ده ماه شدم. گفته شد در جریان رسیدگیست. پرسیدم نتیجه نامه نگاریهایی که در طول مجلس ششم انجام داده بودیم چه شد؟ گفته شد هیچ یک از نامه‌ها پاسخ نداشته. پرسیدم بالاخره که چی؟ گفته شد نامه‌نگاریهایی برای برخی مراجع دیگر شده است. پرسیدم ریط این نامه‌ها با شکایت ما چیست؟ گفته شد نتیجه‌ی سفر برخی نمایندگان دور هفتمی به همراه رییس مجلس است. گفتم باب شکایت که بسته نبود، می‌توانستند موارد جدید را در پرونده‌ای دیگر با موضوع جدید بررسی کنند نه اینکه به بهانه‌ی شکایت جدید، شکایت قدیمی به بوته‌ی فراموشی سپرده شود. جواب سکوت بود.
 چون نمایندگان دور هفتمی اصل نود به کرات اعضای کمیسیون در مجلس ششم را متهم به سیاسی کاری و عدم رسیدگی به شکایات واقعی مردم کرده اند – هر چند که در کتاب کمیسیون اصل نود که در جلد سوم آن به تفصیل و مستند عملکرد کمیسیون در دوره‌ی ششم را در دفاع همه‌جانبه از حقوق شهروندان شرح داده‌ام – در قالب یک سوال کوچک از اعضای محترم کمیسیون می‌پرسم که در رابطه با شکایت مورخ بیست و هفتم فروردین ماه سال جاری چه اقدام مثبتی که قابل توضیح به افکار عمومی باشد، انجام داده‌اند ؟
 الان تلویزیون خبر از حجم عظیم خرابی و درخواست کمکهای مردمی در زلزله اخیر داشت. ولی نگفت که چه کسی نظارت بر این کمکها خواهد داشت ...

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)