چند روز پیش مهمانی به منزلمان آمده بود. از آنهایی که بعد از پذیرایی و چند دقیقه صحبت و احوالپرسی و گفتگو درباره وضع آب و هوا و مدرسهی بچهها، احساس میکنی که حرف دیگری برای گفتگو باقی نمیماند. بعد از دو سه بار بیان متقابل چه خبر و پاسخ متقابل سلامتی، با توجه به روابط گستردهی وی با محافل مختلف اجتماعی، سیاسی و علمی، به نظرم رسید سوالی کنم که لااقل سنگینی سکوت با بحث پیرامون موضوع شکسته شود.
پرسیدم: خوب بالاخره کی رییس جمهور میشه؟
پاسخ داد : مگه فرقی هم میکنه!
هر چند این پاسخ قاطع و کوبنده، امید ادامهی بحث با مهمان یاد شده را به ناامیدی تبدیل کرد و بالاخره این صهبا بود که توانست فضا و ذایقهی سرد و ساکت مهمانی ما را تغییر دهد، ولی این پرسش و آن پاسخ باعث شد که در جمعهای دیگر به تناسب آن سوال را مطرح کنم. پاسخها تقریبا مشابه بود.
به عبارتی فضای بظاهر پرنشاط انتخاباتی احزاب و گروههای سیاسی - جدیشدن حضور برخی کاندیداها، تیترهای ریز و درشت روزنامهها در پوشش اخبار کنگرهی احزاب، معرفی افراد کابینه اعم از معاون اول و ...، طرح شعارهای جذاب که نسبت چندانی با سوابق کاندیداها ندارد، وعدههایی که اگر میخواست محقق شود در طول مدیریتهای سابق این افراد تحقق یافته بود،... - از دایرهی محدود احزاب و طیفهایی چند از نخبگان و فعالان سیاسی و مطبوعات وابسته، دامنهای گستردهتر پیدا نکرده است.
این بدان معناست که تلاشهای چند ماهه اخیر احزاب سیاسی اعم از اصلاح طلب یا محافظه کار و وابستگان تبلیغی رسانهای آنها بر فضای یخزدهی موجود تاثیر چندانی نداشته، گویی در کهکشان سیاست کشورمان احزاب سیاسی در سیارهای و مردم در سیارهای دیگر سیر میکنند، به گونهای که هنوز انتخابات ریاست جمهوری به موضوع یا مسالهی روز مردم و حتی طیف گستردهای از نخبگان جامعه تبدیل نشده است. شاید به همان دلیلی که در ابتدای مطلب اشاره شد که گویی احساس عمومی مردم و نخبگان این است که آمدن یا نیامدن هر یک از کاندیداهای موجود تفاوت چندانی در وضع آنها ایجاد نخواهد کرد؛ که اگر میکرد، باید اوضاع کشور تفاوت جدی با وضع فعلی میداشت ...