لجاجت دیپلماتیک

فرصتی پیش آمد که برای شرکت در اجلاسی منطقه‌ای به مصر سفر کنم. این کشور از کودکی برایم جاذبه‌های خاص خود را داشته و دارد. این سومین سفر من در طی یک دهه اخیر به این کشور خیال انگیز بود؛ یک‌بار به عنوان روزنامه‌نگار در معیت جمعی از روزنامه‌نگاران به همراه وزیر خارجه وقت، جهت شرکت در اجلاس وزرای خارجه غیرمتعهد به مصر سفر کردم. حاصل آن سفر سلسله گزارش‌هایی بود که تحت عنوان مصر از زاویه‌ای دیگر توسط انتشارات اطلاعات منتشر شد و بعدا توسط دو ناشر به صورت مستقل در مصر ترجمه شد.
مرتبه دوم در راستای بهبود روابط ایران و مصر، جهت شرکت در میزگردی که به همت مشترک دفتر مطالعات وزات خارجه و مرکز مطالعات الاهرام به صورت دوره‌ای برگزار شد. این جلسات هنوز هم ادامه دارد، بدون آنکه تغییری در روابط دو کشور حاصل شده باشد.
و مرتبه سوم که همین سفر اخیر جهت شرکت در اجلاس منطقه خاورمیانه سازمان بهداشت جهانی بود.

به عنوان یک ناظر خارجی و علاقمند به از سرگیری روابط دو کشور - که از روی همین نیاز، به همراه جمعی از علاقه‌مندان اقدام به تاسیس انجمن دوستی ایران و مصر نمودیم - از چند جهت هیچ تفاوت جدی بین یافته‌های من در طی سه سفر ایجاد نشده است :

 در هر سه سفر، میزان انتظار و معطلی در فرودگاه قاهره جهت انجام تشریفات گذرنامه‌ای قابل تامل بود. به عبارتی در حالی که عملیات مربوط به تایید گذرنامه همه مسافران( به استثنای ایرانیان ) به سرعت انجام می شود، ما در هر سه سفر حداقل دو ساعت در فرودگاه، برای گرفتن اجازه ورود، معطلی داشتیم. البته این در شرایطی است که ما با مشکل اخذ ویزا مواجه نبودیم. چرا که در شرایط فعلی تقریبا اخذ ویزای مصر برای ایرانیان علاقه‌مند جهت سفر و حتی شرکت در برخی نمایشگاه‌ها و اجلاسهای کاری امری نزدیک به محال است.

 در هر سه سفر شاهد علاقه وافر مردم مصر به مردم ایران، تحولات کشورمان و توسعه روابط تهران - قاهره بودم. این علامت سئوال که چرا پس از کش و قوس‌های فراوان، گذاشتن شرط و شروطی برای ازسرگیری روابط دو کشور و انجام تحولاتی در این راستا، گفتگوی مسئولین بلندپایه‌ی دو کشور در حاشیه چند اجلاس بین المللی و منطقه‌ای، تلاش محافل روشنفکری و دانشگاهی، هنوز هیچ اتفاق مثبتی در این رابطه حاصل نشده و هنوز طرفین در نقطه صفر قرار دارند، همچنان ذهن من و افرادی که با آنها گفتگو داشتم را به خود مشغول داشته است.

 شرایط خاص امنیتی در مصر شاید قابل قیاس با کمتر کشور دیگری باشد. ده سال پیش که به مصر سفر داشتم، حالت فوق‌العاده مصر توجهم را به خود جلب کرد. این وضع با گذشت ده سال نه تنها تغییر نکرده است، بلکه به مراتب شدیدتر شده است. در سر هر کوی و خیابان، پلیس، لباس شخصی، نیروهای امنیتی به همراه ماشین‌های نظامی حضور پررنگی دارند و برخورد خشن آنها با مردم در خیابان‌ها به وفور دیده می‌شود. برای ورود به هتل و ... عبور از گیت (gate)های مخصوص و بازرسی اسباب شخصی به صورت امری روزمره تثبیت شده است ...

... به رغم تمام آنچه گفته شد، " مصر، مصر است "؛ و از جهات مختلف ظرفیت آن را دارد که برای از سرگیری روابط ایران با مصر کوشش شود. به همین جهت نیز به نظرم باید به دنبال موانعی بود که همچنان باعث استمرار قطع روابط دو کشور است. موانعی که به تعبیر محمد حسنین هیکل در گفتگویی که سالها پیش با او داشتم،
"مبتنی بر علل حقیقی نیست؛ علل روانی است که باید مرتفع شود. سوءتفاهمی پیش آمده و همه باید کوشش کنند تا روابط بین دو کشور از سر گرفته شود ".

به هر صورت تردیدی وجود ندارد که اراده یا اراده‌هایی وجود دارد که مانع ازسرگیری روابط دو کشور است. این اراده یا اراده‌ها هم در دو کشور و هم در کشورهایی که از برقراری رابطه دوباره ایران و مصر، متضرر می‌شوند، به گونه‌ای هم سو تا به امروز از تجدید رابطه دو کشور ممانعت به عمل آورده‌است. و هزینه این " لجاجت دیپلماتیک " را دو ملت بزرگ ایران و مصر پرداخته‌اند.

جمیله کدیور | لینک ثابت