از امروز جهت شرکت در اجلاس منطقهای خاورمیانه سازمان بهداشت جهانی (WHO) در قاهره، چند روزی از نوشتن معذورم.
علت آنکه ناگزیر از درج این خبر به تفصیل فوق شدم، از آن جهت است که تا چند روزی خبری یا اثری از ما ( من و همسرم ) نباشد، برادران "موازی" شروع به پراکندهکردن " شایعاتی " میکنند که غیر از دعا برای شفای گویندگان و تاسف برای گفتهها و نوشتههای آنها که حتما برای اقدامات ارزشی خود، رسالتی کیهانی احساس می کنند، از عهدهام بر نمیآید.
دوستی بعد از خواندن روزنوشت 25 آذر با بیان این ضرب المثل که " درخت پربار سنگ می خورد "، بر ضرورت جدی آسیبشناسی حوزههای مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تاکید داشت.
به نظرم هرچند داشتن رویکرد آسیبشناسانه به محیط پیرامون میتواند زمینهساز اصلاح امور شود، ولی وقتی میزان " آلایندههای محیطی "(!!) از جهات مختلف افزایش مییابد و دستگاههای رسمی و قانونی قادر به کنترل یا حفاظت از محیط و ساکنان آن در حد متعادل نیستند، ریسک زندگی وزندهماندن بالا میرود و در چنین شرایطی افراد سعی میکنند مکانیزمهای تهاجمی یا دفاعی خود را تقویت کنند. این مکانیزمها با توجه به شخصیت، توانایی و ابزارهای در دسترس و میزان خطر آلایندهها تفاوت می کند.
حتما میپرسید مقدمهی ابتدایی و موخره زیستمحیطی انتهای مطلب با هم چه ارتباطی دارند؟!
دوست داشتم بیشتر می نوشتم. شاید در آینده مجالی بیشتر برای نوشتن باشد.
تا چند روز دیگر...