کتاب

امسال هم امید ایرانیان در نمایشگاه کتاب حضور ندارد.
دوستانی تماس می گیرند و جویای کتابهای امید ایرانیان می شوند.
به سایت امید ایرانیان به آدرسhttp://www.omid-iranian.ir مراجعه کنید و قیمت کتابهایی که متمایل به خرید آنها هستید، به شماره حساب 153/8574 بانک مسکن شعبه بهار شمالی ، انتشارات امید ایرانیان واریز و کپی رسید بانکی را به همراه آدرس و شماره تماس خود به آدرس تهران ،صندوق پستی 6547-19395
انتشارات امید ایرانیان ارسال نمایید. در اسرع وقت کتابها به آدرستان ارسال خواهد شد.
قیمت برخی کتابهای درخواستی دوستان به شرح زیر است:
میناگران:2000 تومان
مسیحیت و اسلام:3100 تومان
بهشت خاکستری،2400 تومان
سهراب کشان:1400 تومان
هفت خوان بزرگمهر:1600 تومان
برف:1800 تومان
چه طور می شه یه ستاره چید؟:2600 تومان
رویاهای زنانه در دنیای مردانه:2100 تومان
والیان و استانداران فارس(جلد اول 7500 تومان)
والیان و استانداران فارس(جلد دوم):9000 تومان
کمیسیون اصل 90(3 جلد )12500 تومان
هدف:3000تومان
مهارت ارتباط با مردم:800 تومان
لاهوت:1700 تومان
سیمرغ:1400 تومان
و...
با توجه به محدود بودن تعداد برخی کتابها، در صورتی که دوستان در خواست کننده بیش از تعداد موجود کتاب مورد نظربود، هزینه ارسالی کتاب عودت داده خواهد شد.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

چرا هراس؟


1- حکایت اصلاحات ، اصلاح طلبان و اندیشه اصلاح طلبی در جامعه ای که تار و پود آن استبداد زده است ؛ حکایت غریبی ست. حکایتی که جدید نیست؛ ریشه در تاریخ ملتی خسته، ولی بزرگ با اندیشه های آرمانی ، ولی ناکام مانده دارد.

2- تجربه سه سال گذشته و حجم انبوه و گسترده حملات تخریبی تمامیت خواهان حاکم در عرصه قدرت (به معنای عام آن ) به اندیشه اصلاح طلبی و اصلاح طلبان نشان از زنده بودن اصلاحات و ترس جریان حاکم از اقتدار دوباره اصلاحات در کشور داشته و دارد.

3- نماد اصلی هراس از اصلاح طلبان در این سه سال به طور قابل توجهی در جریان برگزاری انتخابات مجلس هشتم به عینیت پیوست. فرایندی که از رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان توسط هیات های اجرایی شروع شد ، و با تایید این رد صلاحیت ها توسط هیات های نظارت و شورای نگهبان که عملا در یک فرد خلاصه می شود، ادامه یافت؛ با شمارش شبهه برانگیزی که حتی صدای برخی مجریان ووابستگان جریان حاکم را هم درآورد و منجر به برکناری یا استعفای آنها در آستانه دور دوم گردید، گسترش یافت؛ با تایید سریع انتخابات علیرغم اعتراضات کاندیداها و برخی بزرگان، تکمیل شد؛ و با حرکت رسانه ای خبرگزاری های رسمی و غیر رسمی و روزنامه های وابسته به جریان حاکم شدید شد.

4- علیرغم پیروزی ظاهری 71درصدی جریان اصولگرای چند شقه شده در انتخابات مجلس هشتم، نگرانی و هراس آنها از اصلاح طلبان نه فقط کمتر نشده، که به نظر می رسد فزونی یافته است. نگاهی به گفته ها، اظهار نظرها، مصاحبه ها، سخنرانی ها، میزگردها، نوشته ها و...چهره های شاخص و تازه به دوران رسیده های اصولگرا در این ایام، نشان از یک چیز دارد که همواره درختان پرثمر در معرض سنگ اندازی قرار می گیرند نه درختان خشک و مرده.

5-اگر بخواهیم واقع بینانه به ارزیابی انتخابات مجلس هشتم بپردازیم،و بر این اساس به روال اصولگرایان به وزن کشی بپردازیم،( که با توجه به رد صلاحیت کاندیداها وچهره های شاخص یک طرف نمی توان این اقدام را صحیح و اصولی دانست) حساب آمار شرکت کنندگان در این انتخابات در شهرهای بزرگ که همیشه مولفه سیاسی در انتخاب نمایندگان موثر ست را باید از سایر مناطقی که عوامل غیرسیاسی مثل تعلقات قومی، خانوادگی،مذهبی، طایفه ای، اقتصادی و... دخیلند، جدا دانست. به عبارتی سوای آمار 47 الی 51 در صدی ارائه شده از حضور مردم سراسر کشور در انتخابات توسط مراجع مختلف، آمار شهرهای بزرگ نشان از حضور 30 درصدی مردم در انتخابات را دارد. در تهران هم که شواهد حکایت از حضور 27-8 در صدی مردم در انتخابات را دارد. به این ترتیب اگر به رویه اصولگرایان مست پیروز بخواهیم تحلیل کنیم، نتیجه این انتخابات رفراندومی برای سکوت و اعتراض بود. و پیروز واقعی انتخابات بر این مبنا کسانی بودند که معترض بودند ورای ندادند.

6- سوای تمام مطالب پیش گفته ، مصوبه جدید مجلس برای منتخبین 25 درصدی از کل شرکت کنندگان و سیاست در نظر نگرفتن آرای باطله در سرجمع کلی آرا و کنار گذاشتن بسیاری از آرای اصلاح طلبان به عنوان آرای باطله ، از جمله امدادهای غیبی دیگری بود، که فضا را برای منتخبین پیروز فراهم تر کرد.

7- ازدور دوم انتخابات در غیاب مشارکت مردم و نگرانی از سلامت انتخابات نمی توان انتظار فوق العاده ای داشت. ولی اگر اعتقاد به نقش آفرینی اقلیتی هر چند اندک ولی قوی داشته باشیم که بتواند جلو زیاده خواهی های جریان حاکم را بگیرد، هر یک رای ما می تواند تاثیر گذار و تعیین کننده باشد. شاید دلیل فرافکنی ها و موضعگیریهای اخیر چهره های اصولگرا در قبال اصلاح طلبان نیز ناشی از همین نگرانی باشد.چون خود کارنامه قابل دفاعی برای بیان ندارند، به تخریب رقیب مشغول شده اند و چون قدرت را کامل می خواهند،از ورود هر نماینده جدید غیر همسو به مجلس احساس خطر می کنند.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (24)

بازنده واقعی

انتخابات مجلس هشتم با رویاهای متنوع و متعددی همراه بود. این رویاها هم برای احزاب و گروههای سیاسی بود و هم برای اشخاصی که مستقلا در انتخابات شرکت کردند. هم برای زنان بود و هم برای مردان. البته بستری که برای برگزاری انتخابات آماده شد، بستری کاملا مهندسی شده و طراحانه بود؛ بستری که با بسیاری از رویاهای مشارکت جویانه و مبتنی بر رقابت همگون نبود. بستری که با هماهنگی دقیق هیاتهای اجرایی ، نظارت، شورای نگهبان، وزارت کشورو بسیاری از نهادهای پیدا و پنهان قدرت برای چینشی محاسبه شده ، سازمان یافت.

در این وانفسای پس از انتخابات همه گروهها و جریانهای سیاسی سعی می کنند با ارقام و آمار و عدد و رقم و تحلیل و تاویل و تفسیر و رمزگشایی آرا، خود را برنده واقعی انتخابات معرفی کنند. شاید از جهاتی همه هم راست بگویند و اظهارات هریک از جهاتی رگه هایی از واقعیت با خود به همراه داشته باشد. یکی سقف آرا را می بیند و یکی کف آن. یکی سقف را با رای اول مجلس ششم که به لحاظ اقبال عمومی مردم بی سابقه بود، مقایسه می کند و یکی کف مجلس ششم را با کل آرای فعلی و نه حتی با سقف آن.... یکی مو را می بیند و یکی پیچش مو!

من در این نوشتار اصولا به دنبال برنده انتخابات نیستم، چرا که بر این باورم این انتخابات برنده واقعی نداشت؛ حتی بعد از اعلام نتایج دور دوم هم هیچ جریان و گروهی نمی تواند خود را برنده انتخابات معرفی کند. انتخابات در عرف سیاسی ملزومات خاصی داشته و دارد که در این دوره حاصل نبود.به هر تقدیر هرچند انتخابات برنده حقیقی نداشت، ولی بازنده واقعی داشت و آن کسی نبود به جز ملت بزرگ ایران. اگر از این واقعیت اساسی بگذریم ، مشخصا یک قشر عمده نیز بازنده انتخابات بود و آن قشر ، زنان کشورمان بودند.

هر چند در هیچ انتخاباتی از چندین انتخابات گذشته، هیچ گاه حقوق زنان متناسب با خواسته ها ، شایستگی ها و آرمانهایشان تامین نشده ، ولی انتخابات مجلس هشتم از این جهت رکورد را شکست. به تعبیری چه می خواستیم و چه شد؟ از مدتها قبل از برگزاری انتخابات، زنان هر دو طیف که شاید تنها وجه مشترک شان زن بودن است، خواهان حضور 30درصدی در لیستها شدند. با این تصور که با این خواسته می توانند تعداد کرسی های موجود مجلس را برای زنان قدری افزایش دهند. اصولگرایان که عملا با تعدد کاندیداها مواجه بودند، به همین دلیل نتوانستند خواسته خود را پیش ببرند. اصلاح طلبان برعکس به دلیل رد صلاحیت گسترده کاندیداهای خود امکان معرفی زنان را مطابق خواسته 30 درصدی خود پیدا نکردند. به این ترتیب امکان حضور زنانی که عملا امکان حضور و کسب رای در انتخابات داشتند، در سراسر کشور بخصوص در تهران، افت جدی پیدا کرد. این در شرایطی بود که با مصوبه جدید مجلس کاندیداها با 25 درصد آرا امکان انتخاب شدن داشتند و بسیاری از کاندیداها(106 نماینده از جمله همه نمایندگان تهران) با حداقل مقبولیت عمومی و با حداقل آرا به مجلس راه یافتند و در برخی نقاط هم مطابق آمار حتی با درصدی کمتر از ربع آرا برکرسی نمایندگی مجلس هشتم دست پیدا کردند.

مقایسه تطبیقی تعدادنمایندگان زن در مجالس هفت گانه بعد از انقلاب به شرح زیر است:

مجلس اول 4 نماینده زن

مجلس دوم 4 نماینده زن

مجلس سوم 4 نماینده زن

مجلس چهارم 9 نماینده زن

مجلس پنجم 14 نماینده زن

مجلس ششم14 نماینده زن

مجلس هفتم 13 نماینده زن

مشخصا از مجلس چهارم به این سو تعداد زنان نماینده افزایش یافت، بخصوص زنان از شهرستانها امکان ورود به مجلس را یافتند.

در مجلس هشتم ( در دور اول ) تعداد زنان منتخب 5 نفر است، که در خوش بینانه ترین وضع ممکن در دور دوم به 12 نفر و درتحلیلی واقع بینانه و مبتنی بر وضع موجود به 9الی 10 نفر خواهد رسید. و این موضوع حتی بدون توجه به گرایش های زنان منتخب که همگی اصولگرا و یا منتسب به اصولگرایان هستند وبا در نطر گرفتن نوع نگاه خاص آنان نسبت به مسئله زنان، یعنی چند گام به عقب.

با این حساب آیا زنان بازنده اصلی انتخابات هشتم نبودند؟ به هیچ وجه تردیدی در این موضوع نیست.

(ویژه نامه اعتماد)

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (23)