شادی! به همین سادگی

اینکه بتوانیم انسانها را شاد کنیم، یک نعمت است و اینکه بتوان بسادگی شاد شد هم نعمتی بزرگ است. برای همین به نظرم این دو طیف انسانها از جمله خوشبخت ترین انسانهایند.
امروز به مناسبت امری غیرمترقبه به بیمارستان رفتیم. دنبال جای پارک می گشتیم. دیدم یکی دنبال ما می آید. پرسید دنبال جا هستید؟ گفتم بله. به ما نقطه ای را نشان داد که آنجا خالی است. تشکر کردیم و بدانسو برای پارک ماشین رفتیم.
در حال پارک اتومبیل بودیم که مرد میانسالی به سمت مان آمد و و رقه پارکینگش را به سمت ما دراز کرد و گفت کارش تمام شده است و نیازی به آن ندارد. ساعت حدود ۱۰.۳۰ بود و ۱۲ پوند برای پارکینگ تا ساعت ۳:۴۵ پول داده بود. تشکر کردم و ورقه پارکینگ را گرفتم و برای کارمان به بخش مربوطه رفتیم. بعد از یک ساعتی که کارمان به پایان رسید، به پارکینگ برگشتیم.
منتظر بودیم یکی از راه برسد و ورقه را که هنوز ۴ ساعتی جا داشت به او بدهیم. مامور جریمه در حال بررسی ماشین هایی بود که بدون پرداخت وجه پارک کرده بودند.
۱۰ دقیقه منتظر ماندیم و کسی نیامد. به سمت خروجی رفتیم. از پارکینگ خارج شده بودیم که ماشینی وارد شد. خوشحال شدم. به همین سادگی. بلافاصله پارک کردم و با عجله به سمت راننده که دنبال جا می گشت رفتم. به شیشه ماشینش که بالا بود، زدم. جایی خالی را به او نشان دادم و ورقه پارکینگ که هنوز ۴ ساعت اعتبار داشت، به او دادم. چشمش برق زد. دو بار تشکر کرد.
روزمان را خوب شروع کردیم. هم شاد شده بودیم و هم دیگری را شاد کرده بودیم. به همین سادگی. کاش می شد همه به هم اینقدر مهربان بودند و محبت می کردند و با کارهایی که شاید به چشم نیاید، موجب خوشحالی هم می شدند.
این ها را بعنوان مقدمه گفتم، که بگویم یکی از دوستان کارگر که برای مداوای بیماریش نیازمند مبلغی است، برایم پیام داده است. قبل از این درحدی که درتوان داشتم سعی کردم کمک کنم. اگر دوست یا دستانی در ایران هستند که بتوانند دستگیر این دوست کارگر باشند، برایم خصوصی پیام بگذارند تا وی را به ایشان معرفی کنم و مستقیم با وی تماس بگیرند.
شاد باشید

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

تیرهای بخت النصر

همواره بر این باور بوده و هستم که بهترین سیاست در مقابل هر چه انسان را از هدف اصلی دور می کند، سیاست لبخند، بی توجهی، سکوت و پی گیری راه خود است. سیاست سلام و السلام!


به قول سنایی: به هرچه از راه وامانی چه کفر آن نام و چه ایمان


در این مختصر هم قصد پاسخ گفتن به اراجیف و دروغ های رسانه ها و افراد مختلف را ندارم.


به این موضوع هم نمی پردازم که چطور یک نامه بدون امضا با اطلاعاتی مخدوش، که حتی به فرض صحت آن، کسانی که چند کلاس درس اکابر خوانده باشند می دانند که بورسیه شدن یک جوان که همواره در تمام مقاطع تحصیلی نمرات ممتاز داشته برای تحصیلات دکترا امری بسیار متداول و معمول است و نیازی به درخواست پدر ندارد و بورسیه شدن بخودی خود نشانه هیچ چیز نیست، که ناگهان از بین ۵۰۰ هزار سند، یکی دو ساعت بعد از انتشار، گویی

ایمان و امان به سرعت باد
می رفت که مومنان رسیدند!

در فارس و چند سایت وابسته به محافل خاص منتشر می شود، ولی اخبار مهمی همچون نفوذ عناصر موساد در سطوح حساس نظامی و امنیتی که منجر به صدمات جبران ناپذیر به کشور و متحدان همچون ترور دانشمندان هسته ای و فرزند شهید مغنیه و فرمانده سپاه در لبنان می شود، هیچ توجهی را در این رسانه ها به خود جلب نمی کند.

طبیعی است که پاسخ مستدل و نقد کارشناسانه مهاجرانی به مصاحبه نتانیاهو و سیاست های تجاوزطلبانه اسراییل در بی بی سی هزینه های خاص خود را دارد. به گونه ای که عوامل نفوذی داخلی و کسانی که با انعقاد قرارداد در قالب یک پروژه تعریف شده با موسسات اسراییلی، برای متهم کردن و بدنام نمودن چهره های شاخص ایرانی در خارج از کشور ارتزاق می کنند، هم صدا و هم سو و هم زمان برای وارد کردن ضربه مورد نظر در زمان توافقی وارد صحنه می شوند.

در این مختصر صرفا درصدد واکاوی دلایل هجمه های متعدد اخیر هستم. درصورت ضرورت بعد از ماه مبارک رمضان توضیح لازم در این زمینه داده خواهد شد.


جمع بندی شخصی من به طور خلاصه از هجمه کنندگان در چند بند زیر خلاصه می شود:

الف- طرفداران و جیره بگیران رسمی و غیر رسمی اسراییل. جایی که محل التقای مزدوران رسمی اسراییل در خارج از کشور و نفوذی های داخلی است.


ب- دروغگویان حرفه ای: که از دروغ گفتن در داخل و خارج ارتزاق می کنند. فرقی نمی کند در داخل کشور باشی یا آمریکا و اروپا. دوست قدیمی باشی یا مخالف و دشمن. عامی باشی یا اهل رسانه و روشنفکر. دروغ ملکهٔ ذهنی و زندگی این افراد شده است.


ج- افرادی که به دنبال شرکت در انتخابات مجلس آینده اند و تصور می کنند محمل خوبی پیدا کرده اند که بتوانند با تمسک بدان زمینه تایید صلاحیت خود را پیدا کنند.


د- افراد و رسانه هایی که در صدد مسئله سازی کاذب اند و با ابزار رسانه برای فریب زودباوران و ناآگاهان و جلب مخاطب از هیچ اقدامی کوتاهی نمی کنند.


چهار طیف فوق با ایجاد چارچوبی (فریمی) که با حمایت رسانه های خاص صورت می گیرد، در داستانی که می سازند، نیازمند سه چهره اند:


یک قهرمان، یک مظلوم و یک هدف برای تهاجم هستند. همان سناریوی قدیمی دیو و فرشته!


که صدالبته مثل تیرهای بخت النصر این تیرها کمانه می کند و بر گریبانشان خواهد نشست.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (7)

سه نوع روزه داری

غزالی در کیمیای سعادت آورده است روزه داران سه گونه اند:

دسته ای تنها دهانشان از خوردن و آشامیدن بسته اند. این روزه عوام است.

گروه دوم چشم و زبان و گوش و همه حواس شان روزه دار است. آنها خواص اند.

و گروه سوم از هرچه غیر خداست، روزه دارند. آنان خاص الخاصند.

اگر نمی توانیم خاص الخاص باشیم، گامی به سوی روزه خواص برداریم تا خورنده لقمه های راز شویم.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)