غزه؛ مصداق بارز جنایت علیه بشریت


سیزده روز از حمله اسراییل به غزه می گذرد. در این سیزده روز بیش از سیصد نفر کشته و جدود سه هزار نفر زخمی شده اند. در رابطه با قضایای اخیر غزه چند نکته حایز اهمیت است:

اول: پیکر جهان اسلام خونین است. به هر گوشه آن که نظر کنیم آثار جراحت مشهود است. از عراق گرفته تا یمن، از سوریه تا لیبی، و در مرکزیت این وضع نابسامان، فلسطین قرار گرفته که سالهاست پیکر زخمی خود را همچون صلیب مسیح حمل می کند.

دوم: هرچند اسراییل برای قساوت نیازی به دلیل ندارد، این بار از مشغولیت اسف بار مسلمانان با یکدیگر و برادر کشی در سوریه و عراق و یمن و لیبی کمال استفاده را برده است. وقتی انسان کشی عادی شد و هر روز ده ها و یا صدها مسلمان در عراق و سوریه به فجیع ترین شکل ممکن به دست هم کیشان خود کشته شدند، چرا اسرایيل فلسطینی ها را نکشد؟

سوم: حمله به غزه، بدنیال مرگ مشکوک سه نوجوان اسراییلی صورت گرفت. اتفاقی که در پی آن سوزاندن نوجوان فلسطینی توسط صهیونیست های افراطی را بدنیال داشت. در شرایطی که عامل دو اتفاق یاد شده روشن نشد، حمله سنگین اسراییل به غزه نابودی وحدت فلسطین و سقوط دولت توافق ملی را هدف قرار داده است. تجاوز نظامی انتقام‌جویانه‌ای که از قبل برنامه‌ریزی شده و نیروهای اشغال‌گر جنایات خود را بطور سیستماتیک علیه غیرنظامیان تحت اشغال به بهانه حماس انجام می‌دهند.

چهارم: پیش از این یکی از مقامات اسرائیلی گفته بود: ما حق داریم همانقدر که امریکا از مردم ژاپن در جنگ دوم جهانی کشت، فلسطینی بکشیم. این خود دستاویزی برای استفاده از سلاح های ممنوعه علیه فلسطینی هاست.


پنجم: آنچه در غزه در جریان است، بدون تردید از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت و کشتارجمعی(ژنوساید) است. کشتار سازمان یافته غیرنظامیان اعم از کودک شیرخواره تا مادر و پدر و زنان و مردان کهنسال به دست نظامیان مسلح به سلاح های پیشرفته. جنایت علیه بشریت در حقوق بین‌الملل عمومی به اعمال سیستماتیک قساوت باری اطلاق می‌شود که بر ضدانسان‌ها انجام می‌گیرد. از جمله مصادیق جنایت علیه بشریت شامل کشتار، نابودی گروهی، کوچاندن جمعیت، زندان کردن، شکنجه، هتک حرمت، آزار و ارعاب گروههای نژادی، ملیتی، فرهنگی، مذهبی، نژادپرستی، حذف افراد از صحنه های سیاسی، و اعمالی که صدمات جبران ناپذیر بر جسم و ذهن و سلامتی انسانها می گذارد، هستند. اتفاقات چندین دهه گذشته در فلسطین و بطور خاص کشتار اخیر در غزه مصداق روشن و گواه بارزی است از جنایت اسراییل علیه بشریت و مستلزم رسیدگی در مجامع حقوقی بین المللی است.

ششم: تصاویر کشتارجمعی مردم غزه توسط اسراییل اگر در گذشته در منظر و مرآی افکار عمومی نبود این بار به یمن وجود رسانه های اجتماعی در کمترین زمان ممکن در اقصی نقاط جهان تکثیر می شود. و در چنین فضایی سکوت دولتمردان غربی و عربی بیشتر معنی پیدا می کند. کودکانی که بر جنازه مادر و پدر خود می گریند. مادر و پدرانی که پیکر خونین فرزندان شهید خود را بوسه باران می کنند. کودکانی که هنوز درک روشنی از مرگ ندارند و پیکر خواهر و برادر شهید خود را در آغوش گرفته یا با نگاهی معنا دار آز آنها خداحافظی می کنند. و علامت سوالی که پیش روی همه است که کی به جنایات اسراییل علیه فلسطینی ها که از مصادیق بارز جنایت علیه بشریت است رسیدگی می شود؟
روزان

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

غزه و رنج هایش

تردیدی نیست هیچ ملتی به اندازه فلسطینی ها در طول حیات خود مصیبت، سختی و رنج را تجربه نکرده اند. سوای آوارگان فلسطینی در اردوگاههای سرزمین های هم جوار که رنج ها و مشکلات آنها هم حدیث خود را دارد، فلسطینیان ساکن در سرزمین های اشغالی چندین دهه است در وطن خود محصور و زندانی اند. سیاستمداران فلسطینی به رغم سالها مذاکره و چشم پوشی از بسیاری از حقوق خود، هنوز در نقطه صفر اند و فلسطینی ها همچنان از داشتن سرزمینی با مرزهای مشخص و با کلیه حقوق رسمی یک دولت مستقل برای خود محروم اند. نوار اشغالی غزه و کرانه باختری دو پاره تن فلسطین یکی تحت مدیریت حماس و دیگری حکومت خودگردان همچنان طعم تلخ اشغال و فشار زورگویی های اشغالگران را بر گرده خود احساس می کنند.


اسراییل برای آنکه مبادا فلسطینیان فراموش کنند ملتی تحت اشغال اند هر از چندی حملات سبعانه خود را آغاز می کند. گذشته از حجم گسترده تخریب و ویرانی، تعداد کشته ها و زخمی های فلسطینی طی این حملات قابل تامل است. آثار و عوارض آسیب های روحی و روانی این حملات در کنار حجم جراحت ها نگران کننده است. غزه طی سال های گذشته بیشترین سهم سبعیت را در قیاس با سایر مناطق تحت سلطه و جنگ تحمل کرده است. ۳حمله متوالی در عرض ۶ سال و هزاران کشته و زخمی و حجم فراوان ویرانی، نمایشی از سهم رنجیست که اهالی غزه در این سالها از زندگی زیر سایه اشغال داشته اند.


بهانه های اسراییل برای حمله به غزه در سال ۲۰۰۸، سال ۲۰۱۲ و اکنون در سال ۲۰۱۴ تقریبا یکسان بوده است. قساوت، سنگدلی و خشونت استراتژی مداوم اسراییل بوده و هست. سکوت محافل حقوق بشری و چراغ سبز امریکا و کشورهای غربی در این سالها یکسان است. توصیه امریکا به اسراییل در اینکه در حملات مراقب باشد با دقت بکشد، قابل تامل است.


و مقاومت مردم برغم همه این یکسانیها هنوز پابرجاست.


اهداف اسراییل درحمله اخیر را می توان چنین برشمرد:


یکم: ضربه زدن به برنامه ملی فلسطینی ها برای وحدت میان کرانه باختری و نوار غزه و تشدید اختلاف میان حماس و دولت خودگردان. دو ماه پیش حماس و دولت خودگردان برای پایان بخشیدن به اختلافات و تشکیل دولتی متحد و فراگیر توافق کردند. در واقع با تشکیل دولت وحدت ملی فلسطینی، اسراییل نمی توانست از اختلاف و فاصله بین حماس و فتح، کرانه غربی و غزه به عنوان دستاویزی برای به تعویق انداختن مذاکرات استفاده کند.


دوم: تضعیف مقاومت فلسطینی ها در مقابل اشغال. غزه تحت مدیریت حماس طی سالهای اخیر نماد مقاومت فلسطین در قبال اسراییل بوده است. هدف حملات اسراییل آن است که اولا این مقاومت با حملات هر از چندی تضعیف شود. ثانیا اعتراضات مردم علیه حماس و مقاومت را موجب شود.


سوم: از بین بردن زیر ساخت های اداری، اقتصادی، آموزشی، و بهداشتی فلسطینی ها و قرار دادن آنها در وضعیتی متزلزل و بی ثبات.


چهارم: منحرف کردن توجه مردم اسراییل از مشکلات اقتصادی داخلی. طیف زیادی از مردم اسراییل نتانیاهو و سیاست های اقتصادی او را مسئول افزايش فقر می دانند.


پنجم: به تعویق افکندن مذاکرات صلح و پرهیز از تشکیل دولت حقیقی فلسطینی.


نهایتا اینکه شکستن مقاومت در غزه هدف اصلی اسراییل است. هدفی که تاکنون در تحقق آن توفیقی نداشته است. حملات هوایی، دریایی و زمینی اسراییل به غزه با هدف نابود کردن پایگاههای حماس همچون گذشته این بار هم بی نتیجه پایان می یابد.هر چند این خونریزی ها برای تعویق در تشکیل دولت فلسطین است ولی اسراییل راهی به جز به رسمیت شناختن کشور فلسطین ندارد. کشوری که حماس بخشی از آن را تشکیل خواهد داد.
جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

پیرمرد آمد!

وقتی هر روز در ساعت مشخصی به پیاده روی می روی، بتدریج با راه و روندگان راه احساس همدلی و دوستی می کنی. با برخی بیشتر با بعضی کمتر و این کم و زیادی دوستی ها دست خودت نیست. حتی اگر این دوستی اتفاقی به سلام و علیکی هم نیانجامد که معمولا این اتفاق می افتد، فردا که مسیر را دوباره و چندباره طی می کنی در همان نقطه های مشخص که انتظار دیدن روندگان مسیر هرروزه را چه از طرف مقابل یا از کنار خود را می کشی، اگر یک روز، یک ماه یا یک سال هم مسیر خود را که هر روز او را می دیدی، نبینی دلت به هزار و یک جا می رود که مبادا خدای ناکرده اتفاقی برایش افتاده است و با همراه خود در همان نقطه که هر روز می رسی این دغدغه و نگرانی را تکرار می کنی. و ما یک سال و اندی بود که یکی از روندگان پیاده رویهای روزانه مان را گم کرده بودیم.

دیروز بالاخره پیرمرد پاکستانی که همواره با پیراهن و شلوار سفیدش هم مسیر ما بود، و مدت زیادی می شد که غایب مسیر روزانه بود، بعد از یک سال باز هم به پیاده روی همه روزه اش آمد. وقتی صدای همسرم را از بیرون در خانه شنیدم که مرا صدا می کرد که سریع بیایم، نمی دانید بعد از گذشت یک سال و اندی چقدر از دیدن پیرمرد که عصازنان آرام آرام از جلو خانه ما رد می شد، خوشحال شدم. خوشحال شدم که هنوز هست و این یک سال با نیامدنش چقدر ما را نگران کرده بود. کم مانده بود بروم بگویم این همه وقت کجا بودی؟
این را گفتم که بگویم انسان چه راحت می تواند از ته دل خوشحال شود. خوشحالی هایی که بسیاری از خود دریغ می کنند.

جمیله کدیور | لینک ثابت