نوروز مبارک

هزاران تبریک برای لحظه ای که ۳۶۵ روز سال در انتظار رسیدن آنیم. مگر آن را دریابیم تا سال خود را خوب بسازیم.
نوروزتان مبارک

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

سپاس از مهرتان

بسمه العزیز

در مراسم ترحیم مرحوم حاج آقا سید نور مهاجرانی شاهد جوشش مهر و صفای ناب و بزرگواری بسیاری از دوستان و آشنایان و هموطنان عزیزمان بودیم. زبان و بیان ما قاصر از سپاس و قدردانی است. از همه کسانی که حضوری، یا از طریق تلفن و ایمیل و رسانه های اجتماعی به ما تسلیت گفتند، از پیام سید گرانقدر حجت الاسلام والمسلمین محمد خاتمی، فرزانه گرامی دکتر محمد علی موحد، بیت محترم آیه الله هاشمی رفسنجانی، بیت گرامی آیه الله العظمی منتظری، خانواده عزیز حجت الاسلام و المسلمین کروبی، شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، شورای اصلاح طلبان استان مرکزی و همه نهادها و مسوولان که ما را در این غم تسلا دادند، سپاس فراوان داریم. در لندن نیز شرمنده از لطف و سرفراز از مهر دوستان بودیم که در مراسم ترحیمی که در موسسه امام خويی برگزار شد، شرکت کردند. قدردان حضور و تسلای جناب حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالصاحب خويی و همه دوستان هستیم. خداوند مرحوم حاج سید آقانور مهاجرانی را در بهشت اعلای خویش بپذیرد و همه در گذشتگان را بیامرزد.
برایتان سلامتی و سربلندی و طول عمر عزیز امید داریم.
با مودت و احترام
جمیله کدیور- سید عطاالله مهاجرانی

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

در گفتگو با آرمان امروز: رای اصلاح طلبان برای روحانی کارگشاست

می توان گفت رییس جمهور مستقر از دیگر کاندیداها شانس بیشتری برای برنده شدن دارد؟


اگر اتفاق خارق العاده ای در دوران ریاست جمهوری نیفتد، مشابه اتفاقی که برای برخی روسای جمهور سابق افتاد و موجب شد دوران ریاست محدود به کمتر از یک دوره بماند (رای عدم صلاحیت مجلس اول به بنی صدر یا شهادت مرحوم رجایی)، اصل بر انتخاب رییس جمهور برای دو مرحله بوده است. علت اصلی آن هم این است که عقلانیت حکم می کند که برای تکمیل برنامه های یک رییس جمهور چهار سال فرصت کمی است. و کاندیداها معمولا در دوران کاندیداتوری نگاهی بلندمدت و هشت ساله به دوران ریاست خود دارند تا بتوانند بخش اعظم برنامه های خود را تحقق بخشند. اکثر مردم هم همین رویکرد عقلانی را به روسای جمهور سابق داشته اند و به نظرم همین روند برای این دوره نیز استمرار یابد.


کارنامه روحانی چه نکته های منفی و نکات مثبتی دارد؟


برای من بعنوان یک ایرانی که از دور قضایای ایران را رصد می کنم، مهمترین بعد مثبت ریاست جمهوری روحانی اینست که اعتبار ایران و ایرانی را بعد از یک دوران هشت ساله به ایران و ایرانیان برگرداند. توفیق برجام در مذاکرات ۵+۱ نه فقط توفیق دیپلماسی ایران بود، بلکه نشان داد ایران در کنار قدرت مذاکره و چانه زنی، می تواند از موضع قدرت از ارزش های خود عدول نکند و منافع ملی کشور را با عقلانیت و تدبیر پیش ببرد. برجام زمینه ساز اتفاقات مهم اقتصادی و سیاسی بزرگی در کشور بوده است و آن امکان سرمایه گذاری های بدون دغدغه بیشتر در کشور که مجال بهبود اوضاع را می دهد.

بعد منفی کارنامه به نظرم اینست که روحانی نتوانست بعضی از وعده های انتخاباتیش را محقق کند. البته برخی مثل حصر شاید از عهده روحانی خارج بوده، ولی برخی موارد که در حوزه اختیارات رییس جمهور هم بود، متناسب با وعده ها و انتظارات نبود. مثلا بهره گیری از توانمندیهای زنان در حوزه های مدیریتی، وزارتی و معاونت ها. یا استفاده از چهره هایی از اقوام مختلف در مسوولیت های مختلف. بعلاوه برخی انتخاب های روحانی قابل دفاع نبود و نیست.

ویژگی بارز دولت یازدهم که می تواند برگ برنده اش شود، چیست؟


چند مورد به نظرم می تواند موثر باشد: اول در یک نشست آزاد رسانه ای با مطبوعات و رسانه های مختلف شرکت کند و از موانع و مشکلات صادقانه با مردم سخن بگوید. دوم: در صورت امکان تغییر برخی همکاران ضعیف که نه فقط ارزش افزوده ای برای دولت ندارند، بلکه رای سوز هم هستند. و سوم بهره گیری بیشتر از نقش و توانمندی جوانان و زنان و اقوام. و نهایتا اگر جایی اشتباهی رخ داده به راحتی از مردم معذرت خواهی شود.


چه ضعفی را پاشنه آشیل دولت می دانید؟


اول عدم تحقق برخی وعده های انتخاباتی بخصوص در زمینه مشکلات معیشتی مردم.

دوم فضای یاس و ناامیدی عمومی بخصوص در بین جوانان و این تلقی که اوضاع با تغییر رییس جمهور تغییر خاصی نکرده است.

سوم عدم شفافیت در مواردی که افکار عمومی تشنه شنیدن آنها هستند و رسانه های مخالف از آنها حسن استفاده را علیه روحانی می کنند. بطور خاص عدم پاسخگویی درمورد برنامه های اقتصادی نزدیکانشان می تواند در افکار عمومی تاثیر منفی داشته باشد.


اینکه می گویند روحانی همه تخم مرغ هایش را در سبد هسته ای گذاشته است را چطور تحلیل می کنید؟


با توجه به توفیق دولت در زمینه مذاکرات هسته ای و عدم توفیق در برخی وعده های دیگر مثل رفع حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد، که خواسته جمع گسترده ای از رای دهندگان بود، تصور می شود که دولت در زمینه دیپلماسی موفق عمل کرد و با طرفهای گفتگو چانه زنی کرد، ولی در زمینه های دیگر داخلی یا موفق نبود یا اراده لازم برای انجام امر را نداشت. در این مدت باقیمانده تا انتخابات، دولت سعی کند توفیقات ملموس خود را اطلاع رسانی کند. چیزهایی که مردم بعینه ببینند و تغییر را درک کنند.


اینکه گفته می شود اصولگرایان به عنوان رقیب روحانی هم متحد نیستند و هم اینکه چهره رای آوری را ندارند را قبول دارید؟
در هر دو حالت روحانی چه شرایطی دارد.


بله، به نظرم درست است. یعنی هم اختلاف نظر دارند و هم چهره مقبول مشابه جریان مقابل در میانشان نیست. به همین دلیل هم برای فعالیت اصلاح طلبان و اعتدالگرایان مانع سازی و مانع تراشی می کنند. با این حال به نظرم هیچگاه نباید رقیب آنهم رقیبی که اکثر ابزارهای قدرت را در اختیار دارد، به جز رای اکثر مردم، را دست کم گرفت. ما تجربه هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژادی را داریم که با حربه پوپولیسم و البته حمایت های برخی نهادهای قدرت اول با پشتیبانی آبادگران بر شهرداری تهران دست یافت و بعد بر کشور مسلط بود. البته در آن مقطع اختلاف اصلاح طلبان مجال تسلط را به اصولگرایان داد. ولی الان با توجه به تجربیات تلخ گذشته، به نظرم همه پخته تر عمل خواهند کرد. چه اصلاح طلبان و چه اصولگرایان.

مانور قدرت جبهه مردمی نیروهای انقلاب در روزهای اخیر، بازی جدید جریان اصولگرا برای سرپوش نهادن بر اختلاف بین خود و اعلام اینکه کاندیداهای متعدد برای انتخابات پیش رو دارند و دنبال مکانیزم مناسب برای ورود به انتخابات با کاندیدای واحد هستند. البته مشکل شان این است که هیچکدام از کاندیداهای مطرح شده رای ساز نیستند، مگر با اهرم های پنهان قدرت. تجربه سالهای بعد از انقلاب نشان داده که اصولگرایان رای ثابتی دارند. مگر اتفاق خاصی بیفتد که این رای را تغییر جدی دهد.


اصلاحات دوباره از روحانی حمایت خواهد کرد. این برای آنها بد نیست که چهره ای کاملا همخوان با خودشان را در انتخابات ندارند؟


در شرایطی که نهادهای قدرت مجال فعالیت اصلاح طلبان را محدود کرده و امکان حضور و معرفی کاندیدایی با تابلو صرف اصلاح طلبی برای اصلاح طلبان نیست، سیاست حکم می کند با بهره گیری از ظرفیت های موجود کاندیدایی که حداکثر قرابت به سیاست هایشان را دارد و امکان برنده شدن را دارد، بعنوان کاندیدا انتخاب کنند. و این شخص، کسی نیست جز آقای روحانی.


اصلاح طلبان به هر حال نقدهایی به روحانی دارند. به نظر شما برای حمایت مجدد توقع های خود را مطرح کنند یا حمایتی بدون قید و شرط داشته باشند؟

نقد در هر شرایطی سازنده است. به نظرم نقد می تواند به پیشبرد امور در هر شرایطی کمک کند. خصیصه اصلی اصلاح طلبی، نقد است . به نظرم تحت هیچ شرایطی نباید از نقادی دست برداشت. دولت و شخص آقای روحانی هم به نظرم باید از نقد استقبال کنند و نقادی را بعنوان یک سنت و عرف، مرسوم و ترویج کنند. البته دقت کنید که نقد با توقع متفاوت است. نقد برای اصلاح امور است. درحالیکه توقعات میتواند معانی و اهداف مختلفی داشته باشد. به هرحال به نظرم در حال حاضر در کنار نقد، می توان حمایت داشت. به تعبیر من حمایت نقادانه!

چند درصد موقعیت فعلی و احتمالا حضورش در دولت دوازدم به خاطر این است که اصلاحات با او همراهی می کند؟

ببینید دولت یازدهم در شرایط خاصی شکل گرفت. یعنی بعد از رد صلاحیت آقای هاشمی و در غیاب ایشان اجماعی بر سر روحانی در مدت محدود باقیمانده صورت گرفت و برغم زمان کوتاه، همین اجماع و حمایت اقای هاشمی و خاتمی و کنار رفتن اقای عارف به این اجماع کمک جدی کرد. و روحانی انتخاب شد. الان متاسفانه با درگذشت آقای هاشمی، جریان اعتدالگرا یک پشتوانه جدی خود را از دست داده است. می ماند جریان اصلاح طلب و طیف معتدلین طرفدار اقای روحانی. به نظرم برای موفق شدن اقای روحانی، رای اصلاح طلبان به ایشان تعیین کننده و کارگشاست.

پیش بینی تان از میزان مشارکت در انتخابات؟

بسته به کاندیداهای مطرح و مقبول موجود در صحنه و احساس خطر جریان طرفدار روحانی از طرف مقابل فرق می کند. بعبارتی اگر شور اجتماعی مثل انتخابات ریاست جمهوری یازدهم یا مجلس اخیر شکل بگیرد، انتظار حضور گسترده می توان داشت. نقش عوامل جریان ساز مثل پیام هایی که در ایام انتخابات صادر می شود، یا نقش شبکه های اجتماعی را هم نباید دست کم گرفت. ولی درهر حال میزان به نظرم کمتر از دور قبلی یعنی ریاست جمهوری یازدهم است.

با توجه به اینکه گروهی سرد بودن فضای انتخابات را عامل شانس بیشترشان برای موفقیت می داننند، چقدر احتمال دارد تندروها که اتفاقا تریبون های مهمی را هم دارند، بخواهند با سیاه نمایی و تنش زایی سعی کنند تا مردم رغبتی برای رای دادن نشان ندهند؟

این احتمال هست. ولی به نظرم به جای توجه به این عاملِ دولت باید زمینه های این سیاه نمایی را با تلاش بیشتر به حداقل برساند. بسیاری از حرفهای سیاه از فرط تکرار اثر خود را از دست داده و به ضد خود تبدیل شده است. بنابراین به جای نگرانی از سیاه نمایی های تریبونهای قدرت که مخاطب چندانی هم ندارد، دولت برنامه های خود را در این سه ماه باقیمانده عملی کند و از زمان محدود پیش رو برای ارایه راهکارهای جدید بهره گیرد. بعنوان نمونه اتفاقی مثل مشکل گرد و غبار خوزستان ربطی با سیاه نمایی ندارد. نیازمند برنامه ریزی جدی برای حل مشکل و حضور مسوولین در بین مردم منطقه و توضیح مشکل است. باید مردم ببینند مسوولین اهتمام به حل مشکل از نزدیک دارند. نه اینکه از راه دور فقط شعار دهند و مشکلی حل نکنند.

وظیفه نهادهای رسمی به خصوص صدا و سیما در به وجود آوردن شور انتخاباتی را شرح بدهید.

راستش از صدا و سیما هیچ انتظاری نمی شود داشت! تجربه این سالها نشان داده که صدا وسیما تبدیل به رسانه ای خودتخریب گر و اعتمادسوز شده است که اعتمادعمومی را به خود روز به روز کمرنگ و کمرنگ تر کرده است. بعبارتی با سیاست های فعلی، صدا و سیما هرکاری کند مردم خود بخود ضدش خواهند بود. به نظرم، در این مقطع رسانه های اجتماعی حرف اول را خواهند زد، نه صدا و سیما که ابزار یک گروه خاص علیه دیگری است و نه مطبوعات که برد و تاثیر خاصی در بین مردم ندارند.

چرا طوری شده است که بداخلاقی معمولا در فضای انتخاباتی جواب می دهد و برای اینکه این نوع تحرکات کمرنگ تر شود، چه راه کارهایی موثر است؟

بداخلاقی با کمال تاسف از تریبونهای عمومی از سوی چهره های مختلف سیاسی، هنری، فرهنگی، مطبوعاتی و دینی در سطوح مختلف جامعه جریان دارد. این اتفاق خاص دوران انتخابات نیست. در این دوران فقط توجه ها بیشتر بدان جلب می شود و حجمش تاحدودی بیشتر. والا دروغگویی، تهمت زنی، هتاکی از کانالهای مختلف رسمی و غیر رسمی در کشور همیشه در جریان است و مجالی برای دفاع هم نیست. در ایام انتخابات، کاندیداهای رقیب و طرفداران و ابزارهای رسانه ای از این شیوه ها برای کسب رای بیشتر و با ابزارهای متنوعتر استفاده می کنند. برای مقابله با بداخلاقی نقش رسانه ها، مدارس، تریبونهای مذهبی و سیاسی و نهادهای آموزشی و خانواده ها بعنوان نهادهای فرهنگ ساز مهمند. متاسفانه الان بسیاری از نهادها بیشتر اخلاق گریزند تا اخلاق ساز. خود مشکلند نه راه حل.

اینکه به زنان چراغ سبز نشان داده شده است را چقدر باید جدی گرفت؟

اگر منظورتان برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری است، به نظرم اصلا جدی نگیرید. چون در ادوار گذشته هم به طور مبهم اظهار می شد که زنان منعی برای حضور ندارند و وقتی زنی کاندیدا می شد، نه موضوع جنسیت، که بحث شخصیت سیاسی مذهبی نبودن زنان را عامل رد صلاحیت می دانستند و می گفتند در حد رجل سیاسی و مذهبی نیست. به هرحال ظاهرا قبای رجل سیاسی مذهبی بودن متناسب با مردان دوخته شده و بس. بنابراین اگر چراغ سبزی هم داده شده ، آن را جدی نگیرید. اگر منظورتان هم استفاده از زنان در سطوح مختلف مدیریتی بالا و وزارت و معاونت هاست، تجربه نشان داده این فرایند تدریجی است. و کاندیداها معمولا وعده هایی که در این زمینه می دهند را بعد از انتخابات یا فراموش می کنند و یا در سطح حداقلی دنبال می کنند. والا ما زن کاربلد و کارامد برای برعهده گرفتن مسوولیت سطوح بالا کم نداریم.

آیا زنان واقعا این آمادگی را دارند که بتوانند دولت داری کنند؟

در یک کلام: چرا که نه؟ ما ملکه سبا را بعنوان نماد زنی مسلط و قدرتمند در عرصه سیاسی داریم که در قران مجید از او تمجید شده است. چرا تصور
می کنید ملکه سبا یک استثنا بوده است؟ سوای این نمونه تاریخی، زنان در کشورهای مختلف در عرصه سیاست و قضاوت عالترین جایگاهها را عهده دار هستند و بخوبی حوزه مسوولیت خود را اداره می کنند. نه فقط در غرب و کشورهای توسعه یافته، بلکه در بسیاری از کشورهای درحال توسعه. چرا تصور می کنید زنان ایرانی از این دایره مستثنی هستند؟ جز اینکه جامعه ایران باید نگاه خود را به توانایی زنان عوض کنند؟

سئوال پایانی؛ تاثیر جای خالی آیت الله در فضای انتخاباتی و به ویژه شرایط روحانی را شرح بدهید.

متاسفانه تاثیرش زیاد است. روحانی حامی و پشتوانه جدی ای را از دست داد، و در این شرایط نیازش بیش از پیش احساس می شود. به هر حال اتفاقیست که افتاده و نباید خود را در گذشته و نداشته هایمان محصور کنیم. روحانی باید در این مقطع بدنبال سرمایه های جدید سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جایگزین باشد. وقت محدود است و راه دشوار و کار فراوان و رقیب زخم خورده و جدی.

آرمان

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)