وزارت؛ حق معطل مانده زنان

اول: دوران دوم ریاست جمهوری حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی بود که به همراه فراکسیون زنان مجلس ششم به دیدار ایشان رفتیم و درخواست انتخاب وزیر زن از جمله درخواست های فراکسیون از ایشان بود. از جمله دلایلی که در آن مقطع برای عدم انتخاب وزیر زن از سوی رییس جمهور وقت عنوان شد، این بود که زنان باید رده های مدیریتی را بتدریج طی کنند تا به وزارت برسند. و با توجه به عدم طی رده های مدیریتی در آن مقطع، عملا این موضوع منتفی دانسته شد. مبنای استدلال رییس جمهور این بود که اگر اشتباه یا سوء مدیریتی از سوی وزیر زن درصورت انتخاب صورت بگیرد، انگشت اتهام بسوی همه زنان بلند می شود و گفته می شود که همه زنان فاقد کارایی و توانایی برعهده گرفتن مسوولیت هستند. برغم استدلالهای جمع حاضر در رد دیدگاه مطرح شده، عملا خواسته فراکسیون زنان مجلس ششم از رییس جمهور اصلاح طلب به نتیجه نرسید و انتخاب اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی به نام رییس جمهوری ثبت شد که دوران ریاستش بیشترین اجحاف ها به زنان شد.

دوم: امروز، بعد از گذشت سال ها از آن مباحث، وقتی اظهارنظرهای این روزها را دنبال می کنم، احساس می کنم زمان همچنان در مباحث آن سال ها متوقف مانده است. به رغم همه تحولات جامعه پویای امروز ایران، بخصوص جامعه زنان و جوانان، خواسته ها در بعد سیاسی، همچنان همان خواسته ها و استدلال های مخالفان همان استدلال هاست. تاسف زمانی بیشتر می شود که می بینیم زنان در جامعه جهانی در همه حوزه ها در حال ارتقای جایگاه خود هستند و زنان ایران علیرغم همه شایستگی ها، درگیر بحث های تکراری بی پایان برای اثبات خود. مخالفان هم با همان استدلال های قدیمی، سد راه زنان برای پیشرفت اند. گویی حضور زنان در عرصه قدرت، فضای فعالیت را برای مردان تنگ کرده یا می کند و منابع قدرت شان را محدود می کند.

سوم: درحالیکه بسیاری از مباحث جاری در جامعه امروز ما در ایران، مثل وزارت و ریاست و قدرت سیاسی نه فقط در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته جهان، بلکه در کشورهای درحال توسعه و جهان سوم و بسیاری از همسایگان ایران که به لحاظ وضعیت زنان، از ایران جایگاه پایین تری را دارند، حل شده است؛ ایران همچنان درگیر مباحث قدیمی ست که گفته می شود که زنان باید سطوح مدیریتی را طی کنند تا به جایگاه وزارت و سطوح بالای مدیریتی برسند. یا گفته می شود حالا با وزیر شدن زنان، کدام مشکل اساسی زنان حل شده یا حل می شود، که زنان وزیر شوند؟ و یا همان بحث های سنتی که وظیفه اصلی زنان خانه داری و رسیدگی به امور خانه است. گفته می شود، زن را چه به سیاست و وزارت و کسب قدرت؟!

چهارم: اگر در این نزدیک به چهار دهه که از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران می گذرد، زنان بعنوان نیمه فعال جامعه ایران، پا به پای مردان در سطوح و رده های مختلف مسوولیت های سیاسی حضور داشتند، و مشارکت سیاسی را نه فقط در هنگام انتخابات با رای دادن، به معنای واقعی و در عرصه عمل سیاسی آن تجربه کرده بودند، امروز بعد از چهار دهه، شاهد تکرار این استدلال معیوب نبودیم که زنان برای وزیر شدن و داشتن مسوولیت های بالا، باید پلکان مدیریتی را پله پله طی کرده باشند. هرچند این استدلال را قبول ندارم، ولی می شود پرسید که اگر امروز چنین زنانی با تجربه مدیریتی در سطوح مختلف به زعم آقایان مسوول نداریم، چه فرد یا افراد یا نهادهایی مسوولند که به زنان مجال و فرصت بهره گیری از فرصت های برابر حضور سیاسی را نداده اند و همه منابع مطلوب قدرت را تخصیص به مردان داده اند؟ و با کلیشه های جنسیتی فضا را برای فعالیت زنان در حوزه های مشخصی تنگ کردند و با گذاشتن سقف های شیشه ای پیدا و پنهان مانع پیشرفت و ارتقای وضعیت زنان در عرصه سیاست شده اند؟

بعلاوه، مگر مردان وزیر امروز و دیروز و فردا، همه دوره های مدیریت سیاسی را پله پله با موفقیت طی کرده بودند که وزیر و معاون رییس جمهور و معاون وزیر و... شدند؟ قطعا پاسخ منفی است. اتفاقا برخی از وزرا با آزمون و خطا پیشرفت کردند. از طرف دیگر، بعضی از وزرای خوب هم، وزرایی هستند که با تخصص در حوزه وزارتی خود، برخوردار از قدرت مدیریت وزارت تحت پوشش خود هستند، و ضرورتا پلکان مدیریتی را برای وزیر شدن در وزارت خانه مورد نظر طی نکرده اند.

پنجم: وقتی بحث وزیر شدن زنان مطرح می شود، برخی استدلال می کنند اصل بر شایستگی است و نباید جنسیت را دخیل در انتخاب وزرا کرد. اتفاقا بحث زنان هم همین است. منتها از زایه ای دیگر. زنان می گویند زنان شایسته را به حیث زن بودن، آنگونه که این سال ها متداول بود، از دایره انتخاب ها خارج نکنید. افراد شایسته محدود به آقایان نمی شوند. در میان زنان، نیز طیف گسترده ای از خانم های فعال و توانا حضور دارند که همیشه به دلیل قرار گرفتن در نقطه کور (Blind spots) دید صاحبان قدرت دیده نشده اند. قطعا این سوال را باید از مسوولین محترم داشت که مگر توانایی وشایستگی زنان ایرانی با زنان دیگر نقاط جهان چه تفاوتی دارد، که زنان در کشورهای مختلف دیگر، اعم از اسلامی و غیر اسلامی رییس جمهور، نخست وزیر و صدراعظم و وزیر و... می شوند، در حوزه خود هم بسیار موفق و مقتدرانه عمل می کنند، ولی در ایران، زنان تحصیل کرده باید برای بدیهی ترین حقوق خود، مبارزه کنند؟

ششم: وزیر شدن زنان، نه امتیاز، که حقی است معطل مانده که توسط مردان قدرت غصب شده و حق زنان در طی این سال ها تضییع شده است. بنابراین با انتخاب وزیر از میان زنان شایسته، مسوولیت به اهل آن واگذار می شود.

هفتم: برخی می گویند با وزیر شدن زنان در وضع زنان تغییری حاصل نشده و نمی شود. نکته مهم آنست که با وزیر شدن زنان قرار نیست برای جامعه زنان بطور خاص اتفاقی بیافتد. بلکه، آثار مثبت و خیر وزارت زنان عام است و شامل همه مردم اعم از مرد و زن بطور عمومی خواهد شد. تاثیر وزارت زنان در حوزه تخصصی وزارت مربوطه حادث می شود، نه در عرصه مباحث امتیازات جنسیتی برای قشری خاص.

هشتم: بعنوان زنی که سیاست خوانده و سال ها در عرصه سیاسی کشور فعال بوده، و همراهی با فعالین زن را از جمله افتخارات خود می داند، معتقدم سالهاست تحت عناوین مختلف به زنان توانمند کشور تحت عناوین مختلف و متاسفانه بسیاری مواقع با پوشش دین ستم شده و آنها را از مواهبی که حق بدیهی آنها بوده، محروم کرده اند. بسیاری از آسیب هایی که جامعه امروز ما شاهد آنست ناشی از نادیده گرفته شدن، نشنیده شدن صداها و ندیده شدن استعدادهاست، که به گونه ای اعتراضی در اشکالی دیگر بروز و نمود پیدا می کند. امیدوارم، با انتخاب چهره های شایسته از میان زنان توانا و کارامد در رده های مختلف مدیریتی، یکی از خواسته های مهم زنان محقق شود و امید و نشاط به جامعه خصوصا به زنان و دختران جوان برگردد.
***
نسیم بیداری

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

فراکسیون امید و نقدهایی که بر آن می شود در گفتگو با روزنامه آرمان

گفتگویی که با روزنامه آرمان امروز در مورد فراکسیون امید و نقدهایی که بر آن می شود، داشتم:

۱-شما سابقه بهارستان نشيني داريد، نقدهاي وارده به فراكسيون اميد را چطور تحليل مي كنيد؟

نقدها را می توان در چند سطح مطرح کرد: اول، به عملکرد فراکسیون بعنوان یک مجموعه، دوم به عملکرد رییس فراکسیون و سوم به عملکرد و ناپختگی برخی اعضای بی تجربه فراکسیون. از هر سه بعد فراکسیون از جهاتی قابل نقد بوده است.
وقتی بناگزیر،به دلیل رد صلاحیت چهره های شاخص اصلاحات، برخی افراد به مجلس راه می یابند که فاقد بعضی حد اقل های لازم هستند، این وظیفه فراکسیون و هیات رییسه فراکسیون است تا شاکله کلی فراکسیون را متناسب با انتظارات و وعده ها حفظ کند و نمایندگان را در چارچوب اصلاحات هدایت کنند تا مردم بعنوان ناظران بیرونی احساس یاس و ناامیدی از رایی که داده اند، نداشته باشند.

۲- مي توان گفت كه راي دهنده هاي هفتم اسفند، از رايي كه داده اند پشيمان شده اند؟

تصور نمی کنم. ممکن است انتقادهایی نسبت به برخی امور و بعضی اشخاص داشته باشند، که به این انتقادها باید توجه کرد و موارد قابل نقد، اصلاح شوند. ولی این بدان معنا نیست که مردم از رایی که به جریان اصلاحات داده اند پشیمان شده اند. برخی اظهارنظرهای یاس آمیزی که نوعا در شبکه های اجتماعی می شود، نه از جانب رای دهندگان، بلکه از طرف کسانی است که بعضا انتخابات را تحریم کرده بودند. البته انتظارات مردم از فراکسیون امید بیش از آنچه تاکنون رخ داده، بوده است. مثلا عملکرد فراکسیون در جریان رای اعتماد به وزرا از جمله موضوعات قابل نقد است. یا برخی اظهارنظرهای خام و نسنجیده بعضی اعضای فراکسیون به حیثیت فراکسیون ضربه وارد کرده است.


۳- اصولا يك نماينده بايد خودش را هميشه و در هر شرايطي مطيع و هم راي فراكسيون ببيند؟

ببینید گاهی موضوعاتی مهم مثل رای اعتماد مطرح است. به نظرم در این مواقع نمایندگان عضو فراکسیون باید کاملا تشکیلاتی عمل کنند. اگر یک وزیر که اتفاقا صبغه اصلاح طلب دارد، در جریان رای اعتماد به کابینه رای نمی آورد، یعنی فراکسیون در اینجا ضعیف عمل کرده است و انتقاد به هیات رییسه فراکسیون وارد است که چرا چنین نتیجه ای حاصل شده است.

گاهی مسایل محلی و بومی در مجلس مطرح است که ضرورتا نیازی به هماهنگی با جریان کلی فراکسیون نیست.

به نظرم یک تعامل سازنده باید بین اعضا و فراکسیون وجود داشته باشد. من اعضا را از فراکسیون جدا نمی دانم. در جریان این تعامل، قطعا افراد می توانند نقش و نظر خود را اعلام و اعمال کنند و در فرایند تصمیمات و عملکرد فراکسیون موثر واقع شوند.

بعلاوه معتقدم فراکسیون باید جریان خود انتقادی داشته باشد. نمایندگان بتوانند عملکرد فراکسیون و هیات رییسه یا اعضای دیگر را نقد کنند. در جریان این نقدها، نقاط قوت و ضعف فراکسیون بر مجموعه روشن خواهد شد.

۴-آيا خاطره اي از مجلس ششم داريد كه شما با هم نظرانتان هم راي نباشيد و اكثريت وقت اين مساله را چطور مديريت مي كردند؟

بله مواردی بود. به مصداق الامور مرهونه باوقاتها، انشاالله در فرصتی مناسب تر به تفصیل خواهم گفت.

۵- آقاي عارف خيلي با نقد و حتي بعضا فشار مواجه مي شود. عملكرد ايشان را به عنوان ليدر اميدي ها چطور ارزيابي مي كنيد؟

به نظرم انتظار بیشتری از ایشان در بین رای دهندگان وجود دارد. البته به نظرم باید منش، روحیات، کاراکتر و ویژگی های شخصیتی افراد را در نقدهای خود مورد نظر قرار دهیم. نمی شود از فردی با منش و کاراکتری مشخص، انتظار برخی اقدامات را داشت.

بعلاوه باید دید در بین مجموعه حاضر در مجلس، کسی بهتر از ایشان می تواند فراکسیون را مدیریت کند؟ تصور نمی کنم.


۶-اصلا از ايشان مي توان توقع داشت كه بيشتر از مجلسي ها موثر باشد؟

سوای اینکه هر نماینده یک رای دارد، بالاخره وقتی یک فرد در راس یک فراکسیون قرار می گیرد یعنی توان تاثیرگذاری و نفوذ بیشتری نسبت به بقیه افراد بر امور و مقدرات مجلس نسبت به بقیه نمایندگان دارد. و انتظار عمومی این است که ایشان متناسب با این جایگاه ایفای نقش داشته باشد و به گونه ای اثرگذار عمل کند. در برخی موارد ایشان به جای آنکه فعالانه و پیشرو عمل کند، منفعل و متاثر از فضا و دیگران عمل کرده اند.

۷- اصولا نظرتان درباره قرار گرفتن چهره هاي كمتر شناخته شده در ليست اميد چيست؟

اول باید بپذیریم که رد صلاحیت های شورای نگهبان، امکان مانور را از جریان اصلاحات در انتخابات مجلس گرفت و بسیاری از چهره های شاخص امکان ورود به صحنه مبارزات انتخاباتی را نیافتند. بنابراین بناگزیر با توجه به حجم رد صلاحیت ها، یا می بایست جریان اصلاحات لیست ندهد یا از بین گزینه های موجود افرادی را انتخاب کند. راه حل معقول انتخاب از بین گزینه های موجود بود. با تایید بر اینکه هر چهره کمتر شناخته شده ای، چهره ضعیفی نیست، ولی باید پذیرفت که برخی از همین افراد نه بخاطر سوابق و توانایی، بلکه به دلیل لابی گری های پیدا و پنهان به لیست راه یافتند. و همین ها هم پاشنه آشیل فراکسیون امید شدند.

۸- اينكه گفته مي شود كه اميدي هاي مجلس دهم در انتخابات مجلس يازدهم تاثيرگذار هستند را چطور ارزيابي مي كنيد؟

بسته به عملکردشان در این دوره دارد. اگر از خود کارنامه قابل قبولی ارایه دهند، انتظارات رای دهندگان را براورده سازند، قطعا می توانند به تاثیرگذاری خود در دوره آینده اطمینان داشته باشند. ولی اگر کارنامه شان ضعیف و غیرقابل دفاع باشد، نه فقط انتخابات مجلس، بلکه در انتخابات های دیگر هم اثرگذاری خود را از دست خواهند داد. و عرصه را به رقیب واگذار خواهند کرد.


۹-برخي لابي گري در صحن مجلس را امري عادي مي دانند، نظر شما چيست و آيا مي توان چارچوب معلومي را براي لابي توسط نمايندگان مجلس تعيين كرد؟

بسته به موضوع لابی گری دارد. بله اگر موضوع پیرامون موافقت و یا مخالفت با طرح ها و لوایح و رای اعتماد و استیضاح و... باشد، طبیعی است که نمایندگان یا دولتی ها لابی کنند تا طرح یا لایحه مورد نظر رای بیاورد یا رای بالا بیاورد، یا طرحی رای نیاورد، وزیری رای بیاورد یا نیاورد، وزیری استیضاح شود یا استیضاحش رای نیاورد. این امری طبیعی است. چون نمایندگان که در همه موضوعات تخصص و سررشته ندارند. بنابراین بسیاری از موارد این لابی گری هاست که منتج به تصویب یا عدم تصویب یک طرح یا لایحه یا رای به یک وزیر می شود. در جوامعی که احزاب قوی هستند، این نقش عمدتا توسط احزاب اعمال می شود. در کشور ما، لابی گری بیشتر مبتنی بر نفوذ فردی لابی کنندگان و منافعی که متوجه حوزه انتخابیه نماینده می شود، است.

۱۰-عملكرد زنان مجلس دهم را چطور ارزيابي مي كنيد؟

از جهاتی کارنامه قابل قبولی داشته است. و از جهاتی انتظار بیشتری از آنها می رود. این نخستین مجلس در سالهای بعد از انقلاب با این تعداد نماینده زن است. طبیعیست که انتظار جامعه از آنها بیشتر است. از اقدامات مهمشان می شود به این موارد اشاره کرد: تصویب ماده ۳۰ لایحه برنامه ششم در رابطه با عدالت جنسیتی، تلاش‌ برای حل مساله تابعیت ایرانی کودکان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی، حمایت از ورزش بانوان یا تشکیل کمیته اقتصادی توسط فراکسیون و حمایت از زنان کارآفرین جهت برخورداری از تسهیلات بانکی. از اقدامات مهم دیگر، بر اساس اظهارات نایب رییس فراکسیون کسب مجوزهای لازم برای محدود کردن کودک همسری است تا حداقل سن ازدواج دختران را از ۱۳ سال ارتقا دهند.
البته برخی موارد قابل نقد هم در رابطه با فراکسیون وجود دارد. از جمله اینکه ظاهرا در سال جدید هنوز جلسه ای تشکیل نداده است. میزان همفکری با زنان فعال خارج از مجلس قابل توجه نبوده است. برخی اظهارنظرها یا نطق های خانم های نماینده به نظرم قابل نقد بوده است.

و مسیله مهم دیگر آنکه لابی گری لازم برای ورود زنان به نهادهای بالای قدرت سیاسی و مدیریت کلان نداشته اند. جای آن داشت که بعد از معرفی کابینه و وزرا از سوی فراکسیون واکنشی دسته جمعی از سوی فراکسیون اتخاذ شود . دیداری با رییس جمهور یا معاون اول داشته باشند و لااقل قول برای حضور بیشتر زنان در رده های دیگر مدیریتی بگیرند.

۱۱- چه پيشنهادي داريد تا فراكسيون زنان بتوانند تاثيرگذاري بيشتري را از خود ارايه بدهد؟

- نگاه فراگیر به مشکلات عمومی زنان
- داشتن برنامه مشخص برای سالهای باقیمانده از عمر مجلس جهت ارایه طرح هایی مشخص در رابطه با زنان
- استفاده از تجربه مجالس گذشته و فراکسیون زنان در ادوار مختلف
- ارتباط بیشتر با زنان از اقشار مختلف جامعه
- رایزنی با زنان صاحب نظر در حوزه های حقوقی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
- پی گیری طرح ها و لوایحی که در دوره های قبل به سرانجام نرسید
- تبادل آرا و بهره گیری از تجربیات زنان در مجالس کشورهای دیگر بخصوص کشورهای اسلامی
(آرمان)

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

انتخاب شهردار


انتخاب شهردار، یکی از مهمترین اتفاقاتی است که برای یک شهر و کلیه شهروندانش میتواند حاوی نتایج مثبت یا منفی کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت باشد. از همین رو توجه به ویژگی های فردی که قرار است حداقل چهار سال عهده دار مسوولیت اداره شهر باشد، از اهم موضوعات است. بخصوص اگر این فرد، متولی اداره کلانشهری مثل تهران باشد. با توجه به تجربه هایی که از مدیریت های شیرین و تلخ شهرداری تهران در طی دهه های گذشته داریم، برای شهردار تهران در این مرحله جدید می توان برخی مختصات را درنظر داشت:

نظر به اینکه انتخاب شهردار برعهده شورای شهر است و در این دوره، انتخاب و رای مردم در تهران و بسیاری از نقاط کشور به گرایش اعتدال و اصلاح طلب و لیست امید بوده، بنابراین انتظار رای دهندگان این است که در درجه اول شهردار ضمن آنکه شهردار همه مردم است، ولی به لحاظ فکر سیاسی، نماد تفکر اعتدالی و اصلاح طلبی باشد. بنابراین، بدیهی ست که شهردار نمی تواند شخصیت و جهت گیری سیاسی نداشته باشد، اما تا شهردارست باید بداند و بپذیرد که شهردار همه است. او دیگر شهردار اصلاح طلبان و منتخب لیست امید نیست. بایست گامی فراتر از سیاست بردارد و همه مردم تهران احساس کنند که شهردار از خودشان است.

در کنار این شاخصه کلی، به نظرم باید به نکات زیر توجه داشت:

شهردار تهران باید شخصیتی ملی و کلان نگر باشد. شهردار انتخابی باید سابقه اجرایی موفقی در سطح ملی داشته باشد. درنظر داشته باشید که شهرداری تهران از نظر اعتبارات واقدامات متنوعش، به گفته مرتضی الویری عضو شورای شهر، معادل ۱۲ وزارتخانه است، بنابراین شخصی باید عهده دار امر شهرداری شود که قبای شهرداری تهران به تنش گشاد نباشد.

بعلاوه، نظر به وجود فساد نهادینه شده در شهرداری، پاکدستی و اعتقاد به مبارزه با فساد و رانت خواری ویژگی مهم دیگریست که شهردار تهران باید داشته باشد. گزارش های فراوانی از رشوه و فساد و رانت در واگذاری‌ها، تغییر کاربری‌ها، مناقصه‌ها، مزایده‌ها و عزل و نصب ها مشهود است. شهردار جدید باید به طور شفاف رویکردی فسادستیز داشته باشد و شجاعت و جسارت لازم را برای برخورد با مافیای ریشه دار در شهرداری داشته باشد تا بتواند اعتماد از دست رفته مردم را به شهرداری ها برگرداند.

ویژگی دیگر، ضرورت شناخت شهر تهران، شهرداری تهران و آگاهی و تجربه فرد منتخب از امور شهری است. از آنجا که شهر تهران از مشکلات عدیده ای چون ترافیک و رفت و آمد، انواع مختلف آلودگیهای زیست محیطی، مساله آب شرب، فرسوده بودن شبکه آبرسانی و... رنج می برد، حل مشکلات شهر از اولویت های شهردار باید باشد. بنابراین باید دانست که محور های برنامه شهردار برای حل این مشکلات چیست. فعلا که شهردار جدید وارث شهری بی هویت است و بازگرداندن هویت به تهران هم خیالی در دوردست آرزوها. نگاه اجتماعی- فرهنگی باید جایگزین رویکرد حاکم فعلی بر شهرداری ها شود.

بعلاوه، حل مشکلات مستلزم همکاری ادارات و نهادهای مختلف است. از همین رو شهردار تهران حلقه اتصال این نهادها برای حل معضلات شهری است و باید شخصیتی باشد که نفوذ و اقتدار لازم را برای تعامل و هماهنگی هایی در سطح نهادهای مرتبط داشته باشد. بنابراین، ضروریست در هماهنگی و ارتباط با سایر نهادهای مرتبط باشد. بعلاوه شهردار بایست با مدیریت شهری و یا استانی آشنا باشد. این آشنایی با مدیریت شهر تهران یک امتیاز مهم خواهد بود.

اعتقاد به شورا و تعامل با آن و نظارت شورای شهر، ویژگی دیگر شهردار جدید باید باشد. شهردار نبایست شورا را دور بزند و از اول شورا به محرمان شهردار و نامحرمان تقسیم شود. خوشبختانه این دوره به دلیل انسجامی که در شورا وجود دارد، امکان یار کشی در شورا و بهره گیری از مواضع دوگانه وجود ندارد.

نکته مهم دیگری که باید بدان اهتمام داشت، اهمیت تیمی است که شهردار برای همکاری انتخاب می کند. به نظرم، اگر تیم همکاران شهردار با اهمیت تر از خود شهردار نباشند، کم اهمیت تر از نقش شهردار نیستند. باید دانست که او می خواهد این بار گران مدیریت شهری را با کدام تیم به سرانجام برساند؟ به نظرم، لازمست شورای شهر بر روی تیم همکار و برنامه ها بیشتر متمرکز باشند.

شهردار تهران نباید به شهرداری به عنوان سکوی ریاست جمهوری و تبلیغات ریاست جمهوری نگاه کند. به نظرم، تجربه احمدی نژاد برای تاریخ بس است! شهردار به جای شرکت در مسابقات انتخاباتی و استفاده از ابزارهای موجود در شهرداری برای اهداف انتخاباتی خود، تمام تلاش و همتش باید صرف شهر تهران شود. در دوره های اخیر، شهرداری تهران با ورود به رقابت های انتخاباتی ، عمدتا کارکرد سیاسی پیدا کرده است که در این دوره باید از آن بطور جدی اجتناب کرد.

و نهایتا شهردار باید شفاف و پاسخگو به افکار عمومی باشد و مردم را از نزدیک در جریان فعالیت های خود قرار دهد.

***
پیشه و تجارت

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)