در گفتگو با تماشاگران امروز: رئیسی به استقبال روحانی نرفت، اما کاش رئیس جمهور به دیدنش برود


-تحلیل تان از علت مشارکت ۴۲ میلیونی چیست؟

غیر از رای دهندگان همیشگی (اعم از اصلاح طلب و اصولگرا) که در همه یا اکثر انتخابات های گذشته شرکت داشتند، به نظرم این بار رای مرددین و به اصطلاح آرای خاکستری نقش اساسی و تعیین کننده ای در نتیجه انتخابات داشت. این طیف که در انتخابات های گذشته معمولا شرکت نداشت، در این دور از انتخابات به طور جدی از انتخاب یک کاندیدای خاص و جریان فکری او احساس خطر کرد و به همین دلیل علیرغم شعارهای عوام پسندانه آن کاندیدا، رای خود را به روحانی داد. البته بی اخلاقی های مخالفین دولت چه در مناظره های تلویزیونی و چه در شهرها و روستاها نیز مزید بر علت شد تا این موج به ضد خود تبدیل شود. بعلاوه نقش بسیاری از شهروندان که سعی در قانع کردن دیگران، اعم از اعضای خانواده و دوست و همکار و همسایه و افراد غریبه را برای رای دادن داشتند، نیز نباید نادیده گرفت. فعالیت گسترده شهروندان در شبکه های اجتماعی و تولید محتواهایی که تشویق به حضور در انتخابات داشت نیز از جمله ابزارهای موثر این دوره بود که این نتیجه درخشان را در پی داشت. سوای آنچه اشاره کردم، البته درس هایی از انتخابات های گذشته و نتایج مخرب ۸ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد هم عامل مشدده بود که مردم را برای رای به پای صندوق های رای ترغیب کرد.


-رای روحانی را چطور ارزیابی می کنید؟

رای بسیار خوبی بود. رای به روحانی هم رای ایجابی به عملکرد او در چهار سال گذشته و تاکید بر ضرورت ادامه و تکمیل برنامه های نیمه تمام او بود. هم رای سلبی کسانی که نگران روی کار آمدن رقیب بودند. البته اگر با توجه به پیش بینی حضور گسترده مردم، امکانات لازم در نظر گرفته شده بود و مردم ساعتها در صف نمی ماندند یا شعب رای با کمبود برگ رای مواجه نمی شدند، قطعا آرا آقای روحانی بسیار بیش از این بود. اخبار حاکی از ضعف مدیریت در امکان رای دهی بسیاری از شهروندانی بود که قصد رای دادن داشتند ولی این امکان را پیدا نکرده اند. به نظرم از تجربیات این دوره باید برای ادوار آینده بهره گرفت. مردم در انتخابات سنگ تمام گذاشتند. امیدوارم آقای روحانی با چینش کابینه اش و اقدامات آینده پاسخگوی رای تک تک آحاد مردم در سراسر کشور باشد.


- دولت دوازدهم چه فرق هایی باید با دولت یازدهم داشته باشد؟

دولت یازدهم عمده تمرکزش بر محور سیاست خارجی و برجام بود. دولت دوازدهم ضمن ادامه آن سیاست بخصوص در جهت توسعه و بهبود روابط با همسایگان بایدتلاش کند. بعلاوه لازم است تمرکز خود را معطوف بر حوزه سیاست داخلی بگذارد. گذشته از مباحث اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم، مبارزه با فساد اقتصادی و اداری را باید سرلوحه فعالیت خود کند. در رابطه با آزادیهای اجتماعی و نیازهای امروز جامعه باید برنامه ریزی جدی داشته باشد. به نظرم کابینه دوازدهم باید در چند حوزه تغییر جدی داشته باشد تا بتواند پاسخگوی مطالبات مردم باشد. بالاخره رییس جمهور وعده هایی در ایام انتخابات داده است و شعارهای مردم را هم در سراسر کشور شنیده است. او باید از جایی تحقق وعده ها را عملی کند. تیم رسانه ای دولت و تیم سیاست داخلی دولت از جاهایی است که دولت باید به آنها توجه ویژه در این دوره داشته باشد.بعلاوه ، از شعارهای اصلی مردم در اکثر همایشهای انتخاباتی رفع حصر بود. آقای روحانی باید با رایزنی، اهتمام خود را برای تحقق این خواسته مردم داشته باشد. روحانی باید زمینه ساز رفع محدودیت ها و ممنوع التصویری سید محمدخاتمی ، رهبر جبهه اصلاحات هم باشد. ایشان باید برای بازگشت ایرانیان سراسر دنیا به کشور تلاش جدی به عمل آورد. باید از چهره ها و شخصیت هایی که در یک دهه گذشته عملا در انزوای سیاسی قرار گرفتند استفاده کند. اگر روحانی این اقدامات را انجام ندهد، قطعا در ادوار آینده هیچ کسی نخواهد توانست.


- منتقدان دولت عصبانی اند و احتمالا فشار را بیشتر خواهند کرد؟ برای مقابله چه راه کارهایی لازم است؟

قرار نیست هرچه منتقدان می گویند را رد کنیم. بالاخره به دولت یازدهم در جاهایی ایراد وارد بوده و هست. اتفاقا بهترین راه اینست که دولت و طرفداران آن از خود انتقاد کنند و مواردی که انتقاد وارد است را خود مطرح و حل کنند و زمینه فشارهای بیرونی را تقلیل دهند. بنابراین در درجه اول اصلاح امور را باید مد نظر داشت. در درجه بعدی، باب مذاکره و گفتگو با عقلای جریان مقابل باز شود. باید پذیرفت که روحانی رییس جمهور همه مردم است. نه فقط رییس جمهور کسانیکه به او رای داده اند. برای همین هم به نظرم به جای آنکه آقای روحانی بر اختلافات بیفزاید، باید با به رسمیت شناختن تفاوتها، بر اختلافات پل بزند. مثلا وقتی آقای رییسی به عنوان رییس آستان قدس به استقبال روحانی نمی رود، آقای روحانی شایسته است به دیدن او برود. این نحوه برخورد می تواند تفاوت یک رییس جمهور اعتدالگرا را از یک کاندیدای انتخابات متمایز کند.


- زنان از جه جایگاهی باید برخوردار باشند؟

مثل همه نقاط دنیا، زنان ایرانی باید متناسب با شایستگی های خود امکان رشد و پیشرفت داشته باشند. وقت شعار و حرف به سر آمده. الان وقت عمل است. به نظرم در همه سطوح باید از حضور زنان استفاده شود. رای بالای زنان در انتخابات شوراها در سراسر کشور نشانه آنست که مردم به زنان اعتماد دارند. از دورافتاده ترین روستاها تا شهرهای کوچک و بزرگ در استانهای مختلف. وقت آنست که مسوولین و دولتمردان نیز به زنان اعتماد کنند و حضور در عرصه قدرت را منحصر به مردان ندانند.


- با معرفی یک یا چند وزیر و معاون، مطالبه زنان برآورده می شود؟

خیر. معرفی چند وزیر یا معاون بخشی از مطالبه زنان است. البته بگویم که اصولا من با چنین پرسش هایی مشکل دارم. انگار با انتخاب چند نفر، قرار است امتیازی به زنان داده شود. ابدا اینگونه نیست. این بخشی از حقی است که سالیان سال است که از زنان دریغ شده و الان قضای آن را باید به جا آورند. به نظرم باید وزیر و معاون شدن زنان مثل وزیر و معاونت مردان امری عادی و بدیهی در جامعه تلقی شود. مطالبات زنان صرفا محدود به حوزه سیاست نمی شود، شامل ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و سیاسی است. ببینید هم اکنون در کانادا و فرانسه وقتی دولت جدید شکل گرفت نیمی از پست های وزارت را در اختیار زنان قرار داده اند.در درجه اول باید نوع نگاه و رویکرد جامعه به زنان عوض شود. به تبع آن قطعا تحولات دیگر هم رخ خواهد داد. حقوق زنان در حوزه های مختلف، اعم از خانواده و جامعه باید مورد بازنگری قرار گیرد. مجال کار و فعالیت برای زنان در سراسر کشور فراهم شود. نگاه خودمان را متمرکز بر پایتخت و شهرهای بزرگ نکنیم. در سراسر کشور باید در ادارات مختلف حضور زنان در سطوح مختلف مشهود باشد.


- جریان اصلاح طلب برای تداوم پیروزی های انتخاباتی چه کاری باید انجام بدهد.

به نظرم جریان اصلاح طلب از سال ۱۳۹۲در چند انتخابات اخیر بسیار خوب عمل کرده است و نتایج درخشان رویکرد معقول خود را نیز دیده است. این درسی است که جریان اصلاح طلب از اقدامات گذشته گرفته است. به نظرم همین روال برای آینده نیز باید ادامه پیدا کند. البته انتخابات بخشی از برنامه اصلاح طلبان باید باشد. تمرکز بر فعالیت در حوزه های مختلف اعم از فعالیت های فرهنگی- رسانه ای، در حوزه جامعه مدنی، در کنار فعالیت های سیاسی- انتخاباتی از جمله اقدامات موثر برای آینده است. البته یک بخش مهم دیگر فعالیت جریان اصلاح طلب باید متوجه روستاها از یکسو و اقشار محروم اعم از کارگران و کشاورزان از سوی دیگر باشد. بعبارتی اصلاح طلبان نباید خود را محدود به الیت و مباحث حوزه روشنفکری کنند. ترمیم رابطه با برخی مراجع و روحانیون نیز که در دهه اخیر دچار آسیب شده، از جمله راهکارهای مهم دیگریست که باید مد نظر اصلاح طلبان واقع شود.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

انتخابات در گفتگو با قانون

گفتگویی در مورد انتخابات ریاست جمهوری با روزنامه قانون داشتم که در زیر می آورم. البته با تعجب دیدم عکسی که از من در داخل روزنامه کار شده عکس فرد دیگریست! که افتخار آشنایی شان را ندارم. بقیه اش با انصاف روزنامه که معذرتخواهی کند!

متن این گفتگو را ببینید:
***
با توجه به اینکه 2 هفته از تبلیغات کاندیداها گذشته است، فضای انتخاباتی را چطور تحلیل می کنید؟


فضای انتخاباتی را در چند سطح می شود تحلیل کرد. اول در سطح مردم شهر و روستا که با نزدیکتر شدن به زمان رای گیری، فضا انتخاباتی تر می شود. بعضی کاندیداها فعالترند. بعضی کمتر. مثلا برخی اصلا سفر استانی نمی روند و خود را متمرکز بر تبلیغات رسانه ای خاصی کرده اند. دوم در سطح شبکه های مجازی که طرفداران همه کاندیداها کمابیش بسیار فعالند. و سوم در سطح استفاده از برنامه های صدا و سیما. البته بعضی کاندیداها از مجالهای دیگر استفاده می کنند و بعضی به دلیل نقاط ضعفی که دارند، نه. مثلا کلا مصاحبه مطبوعاتی نمی کنند، چون نگران طرح پرسش هایی از سوی خبرنگاران هستند که نتوانند پاسخ مناسب یا قانع کننده ای بدهند. خود را فقط به بیان مواضع در سطح شبکه های اجتماعی و صدا وسیما محدود کرده اند. یا در نشست های دانشگاهی شرکت نمی کنند. سوای اختلافات سیاسی که بین کاندیداها وجود دارد و طبیعی هم هست، به نظرم جو غالب بر تبلیغات تقابل دو گفتمان اخلاق و بی اخلاقی است. یک طرف به بیان مواضع و عملکرد پرداخته. طرف دیگر در صدد تخریب و عوام فریبی و دادن وعده های غیرقابل تحقق است.


وضعیت روحانی را به عنوان رییس جمهور مستقر در فضای رقابتی چطور تحلیل می کنید؟


باز به همان سه سطح تحلیل بالا ارجاع می دهم. در سطح مردم خوبست. البته ضرورت دارد وقتی از مردم صحبت میکنیم، مابین کلان شهرها، شهرهای کوچک و روستاها تفاوت قايل شویم. به نظرم در دو حوزه شهرهای کوچک و دهستان ها نیاز به فعالیت افزونتری وجود دارد. و نیازمند کار بیشتر . مسوولین باید نتایج ملموس کارهایی که کرده اند را به مردم اطلاع دهند. طرفداران روحانی باید با سفرهای استانی به شهر و روستاهای دورافتاده در این روزهای پیش رو نقایص اطلاع رسانی را جبران کنند و تفاوتها و اتفاقات مثبتی که در این چهار سال رخ داده را به مردم اطلاع دهند. بعبارتی خود را متمرکز بر شهرهای بزرگ و مراکز استانها نکنند. بعلاوه کار بر روی اقشاری مثل کارگران بیشتر تمرکز شود.


در سطح شبکه های اجتماعی وضع روحانی خوبست. به نظرم فضای شبکه های اجتماعی به نفع روحانی است. این نباید باعث شود که کاربران شبکه های اجتماعی خود را محدود به فضای مجازی کنند و از فضای شهر و روستا غافل شوند. الان کار خوبی که شده اینکه هر کاربری روی سه نفر دیگر حداقل برای رای کار کند و این اتفاق مثبتی است.. خوبست جزواتی مختصر با زبان ساده تهیه و اقدامات دولت را تشریح کند و در سطح گسترده توزیع شود.


در سطح صدا و سیما و برنامه ها، به نظرم با توجه به بی اخلاقی های جریان مقابل و تعهد روحانی و کاندیداهای جریان اصلاح طلب به رعایت موازین اخلاقی و عدم ورود به نقاط ضعف کاندیداهای جریان مقابل، فضا سخت تر است و باید در فرصت پیش رو بیشتر کار شود. مناظره سوم به نظرم برای بیان طرح ناگفته ها بسیار کلیدی است و روحانی نباید این فرصت را از دست دهد. مشاورین بخصوص بخش رسانه ای روحانی باید فعالتر شود و نکاتی که اقشار مختلف مردم تشنه شنیدن آن هستند را به او یاداور شوند.

کارنامه کلی دولت یازدهم به گونه ای بود که برای روحانی رای آور باشد؟


ببیند، برای پاسخ به این سوال دو بعد را باید توجه کنید. اول کارهای مثبتی که انجام شده. دوم توقف کارهای منفی ای که در دوره قبلی انجام می شد. و به اصطلاح آوار برداری از ویرانی های بازمانده. مهمترین دستاورد روحانی بازگرداندن عقلانیت به مدیریت کشور و تزریق امید به جامعه ایران و ارتقای جایگاه ایران در جامعه بین المللی است. این نکته را وقتی در خارج از ایران باشید بهتر می توانید درک کنید. درست است که برجام مهمترین دستاورد دولت روحانی است. ولی موضوع صرفا محدود به برجام و دستاوردهای فراوان آن در حوزه داخل و خارج نیست. ایران در این چهار سال از خود چهره منطقی و معقول نشان داد. تعامل با دنیا باعث شده که توریست های بیشتری به کشور جلب شوند. طبیعتا سرمایه بیشتری وارد کشور شده و کار برای تعداد زیادی فراهم گردیده.


بعلاوه به نظرم در زمینه سلامت و بخش بهداشت و بیمه های همگانی کارهای بسیار خوب و مهمی انجام شده. وزارت خارجه و وزارت نفت بسیار موفق عمل کرده اند. معاونت زنان هم اقدامات خوبی در حوزه زنان و دفاع از حقوق انها انجام داده است. در حوزه سیاست داخلی مجال فعالیت ازادانه تر احزاب در قیاس با قبل به مراتب بهتر و بیشتر شده است. بعلاوه سازمانهای غیردولتی و مردم نهاد زیادی در این دوره مجوز فعالیت گرفتند. در حوزه فرهنگ هم فضای هنری و فرهنگی و کتاب و موسیقی و تئاتر و سینما اصلا قابل قیاس با دولت قبلی نیست. مطبوعات در قیاس با قبل به مراتب از فضای بهتری برای فعالیت برخوردارند. اینکه آرامش به کشور برگشته و هر روز از طرف رییس جمهور و دولتش تنشی داخلی و منطقه ای ایجاد نمی شود از نقاط مثبت دیگر است. نکته مثبت دیگر ثبات بخشی، کاهش التهاب های سیاسی اقتصادی موثر بر حوزه اقتصاد ،رشد شاخصه های اقتصادی و مهار تورم است. همه این نکته ها و بسیاری موارد دیگر که در این مجال نمیگنجد از جمله دلایلی است که در این دوره هم به روحانی رای دهیم. به نظرم لازم است دستاوردهای دولت به طور ملموس برای مردم و به زبان مردم بیشتر بیان شود.


حضور جهانگیری چقدر می تواند به روحانی کمک کند؟


من به نظرم هم حضور اقای جهانگیری و هم اقای هاشمی طبا هر دو تا اینجا بسیار خوب و موثر بوده است. البته لازم است هماهنگی بیشتری در بین کاندیداهای جریان اعتدال و اصلاح طلب باشد. شما اگر دقت کنید سه کاندیدای اصولگرا کاملا هماهنگ عمل می کنند. به تعبیری یکی پاس می دهد و دیگری به سمت دروازه می برد. این هماهنگی را من در این طرف زیاد ندیدم. به نظرم لازم است برای مناظره سوم منسجم تر کار شود. آقای جهانگیری با توجه به سوابق اجرایی ارزنده ای که داشته و اشراف به اطلاعات و عملکرد دولت حضورش خیلی موثر است. باید تمرکز جدی بر مناظره سوم باشد.

با توجه به همراهی اصلاحات با روحانی، آنها می توانند در دولت آتی توقع حضوری پررنگ تر باشند یا اصلا چنین چیزی سهم خواهی قلمداد می شود؟


من اصولا با چنین سهم خواهی هایی موافق نیستم. باید به گونه ای عمل کرد تا رییس جمهور دستش برای انتخاب شخصیت های اصلح و توانمند باز باشد. می خواهد اصلاح طلب باشد یا نباشد. مهم اینست که در چارچوب عقلانیت و اعتدال برای خدمت به مردم اماده باشد و صلاحیت لازم برای پذیرش مسوولیت را داشته باشد.

به بحث انتخابات شورا بپردازیم. با توجه به سابقه شورانشینی، اصولا شورای شهر چقدر نهادی اجتماعی است و چقدر سیاسی؟


با توجه به ماده یک قانون شوراها به نظرم شورا کارکردی اجتماعی به معنی کلان و عام دارد. در این ماده آمده است:

ماده ۱ـ به منظور پیشبرد سریع برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، پرورشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم و نظارت بر امور روستا، بخش، شهر و شهرک، شوراهایی به نام شورای اسلامی روستا، بخش، شهر و شهرک بر اساس مقررات این قانون تشکیل می‌شود.


البته این بدان معنا نیست که چهره های سیاسی نباید در شورا باشند. بلکه بدان معنیست که چهره های سیاسی هم بر اساس تخصصی که دارند و برای فعالیت های تخصصی مربوط به حوزه شهر و روستا در شورا فعالیت می کنند.

اصلاح طلبان برای توفیق در انتخابات شورا باید چه کارهایی را مد نظر خود قرار بدهند؟


چهره های موثر و متخصص و مجرب برای رفاه و پیشرفت حوزه شهر و روستا را معرفی کنند و درگیر رودربایستی های متعارف سیاسی نشوند. نتیجه مخرب و منفی چنین رویکردی در چند مورد مشخص هم در شورا و هم در مجلس دیده ایم. کسانی که امتحان خود را قبلا ناموفق پس داده اند را دوباره امتحان نکنند.

عملکرد شورای چهارم را چطور تحلیل می کنید؟


اقدامات خوبی توسط شورا انجام شده، مثلا کارهای تخصصی در زمینه حمل و نقل و زیرساخت ها شده است، البته در خیلی زمینه ها هم اقداماتش تاثیر قابل توجهی بر مدیریت شهری نداشته است. در قبال نابودی فضای سبز و پارکها و ساخت و سازهای بی رویه منفعل عمل کرده است. از این جهت شریک جرم شهرداری تلقی می شود. تا جایی که اخبار را دنبال کردم، آلودگی هوا و جمع آوری زباله و پسماندهای شهری مشکلاتیست که شورا باید درموردش بیشتر کار کند. بعلاوه به نظرم شورای شهر چهارم در حوزه نظارت بر عملکرد شهرداری موفق نبوده و بعد نظارتی شورا لااقل در مواردی تابع یک سری بده بستان بوده است.


اینکه قالیباف در صورت شکست در انتخابات اگر شورا با اکثریتی اصولگرا تشکیل شود، شهردار بماند یا نه را با دلیل توضیح بدهید؟


شکست قالبیاف قطعی است. شک نکنید. بعلاوه تصور نمی کنم اصولگرایان در شورای تهران رای اکثریت را بدست بیاورند. به نظرم یکی از برنامه های جدی اعضای جدید شورا انتخاب شهردار جدید باید باشد.سوای عملکرد ضعیف و غیرقابل دفاع قالیباف در دوران شهرداری تهران، صحبت های دروغ و اظهارنظرهای عوام فریبانه و غیر موجه و غیر اخلاقی او در برنامه های تلویزیونی نشان داد صلاحیت و شایستگی مسوولیت شهر بزرگی مثل تهران را ندارد.

یک شهردار مطلوب برای شهر مهمی مثل تهران باید از چه عناصری هایی برخودار باشد؟


ببینید مردم انقلاب کردند تا ارزشهای اخلاقی یا دینی را بر کشور حاکم کنیم. نه دروغ و نفاق و عوام فریبی و نیرنگ. فرقی نمی کند شهر دار تهران یا شهردار یک منطقه تهران یا دارای پایین ترین شغل به لحاظ منزلت اجتماعی باشد. به نظرم مهمترین خصلت شهردار اینست که امانتدار باشد و در چارچوب اخلاق و قانون عمل کند. من اولویت را در انتخاب شهردار به مراعات اخلاق میدهم. قالیباف در آزمون اخلاق مردود کامل است. هر چند از ابتدا هم حدش شهرداری تهران نبود. حضور امروز قالیباف در شهرداری تهران نتیجه زدوبندهای سیاسی-اقتصادی پشت پرده است. او دیر زمانی است که باید از این مسوولیت کنار گذاشته می شد.


باور به شورا و همکاری با شورای شهر از ویژگی هایی ست که شهردار جدید باید دارا باشد. قدرت بالای مدیریت ادارات زیرمجموعه شهرداری از مولفه های دیگر شهردار مطلوب است. برای همه اقشار شهر از جمله اقشار معلول، سالخورده، جوان، کودک، زنان،... برنامه داشته باشد. به نظر کارشناسان و متخصصین حوزه های مختلف توجه دارد و تصمیمات شهری را بر ساس نظر مشورتی با متخصصین هر حوزه اتخاذ می کند. بعلاوه به نظرم شهردار به جای داشتن صبغه امنیتی/ انتظامی باید شاکله فرهنگی/اجتماعی داشته باشد. شهردار مطلوب باید نگاهی توسعه محور داشته باشد و در پی مدیریتی مبتنی بر توسعه باشد نه صرفا انجام اقدامات خدماتی و عمرانی شهری. ارتباط خوب با مردم شهر داشته باشد و به دنبال مدیریت شهروند محور باشد. سابقه و یا آشنایی با کار در حوزه شهری از مولفه های موثر دیگر برای انتخاب شهردار است.

قانون

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

یاد محمد حیدری گرامی

تردیدی نیست که خلاء برخی به این زودیها و به راحتی قابل جبران نیست. محمد حیدری از جمله آن افراد بود. روزنامه نگاری بزرگ و متواضع با دانشی فراوان و ادعایی کم از نسل روزنامه نگارانی که می بایست از آنها درس فراوان گرفت. دو ماه قبل برای موضوعی از طریق یکی از صفحات مجازی سوالی از او داشتم و چه بی ادعا هرآنچه می دانست را در اختیارم گذاشت. ابراز امیدواری کردم که کاش خاطرات دوران روزنامه نگاریش را می نوشت و در اختیار نسل جوان روزنامه نگار می گذاشت. امید داشتم مجالی پیش بیاید تا حضوری او را می دیدم. نمی دانستم این آخرین گفتگوی ما است. در پایان گفتگوی مجازیمان نوشت:
امیدوارم خیلی زود به خانه تان ( ایران ) بازگردید . کشور به وجود افراد متعادل و واقع گرا بیش از هر زمان دیگر نیازمند است...
ای کاش قدر انسانهایی چون محمد حیدری در زمان حیات شان خوب دانسته می شد. بزرگداشت پیش کسوتان حوزه های مختلف حداقل کاریست که نهادهای دولتی و غیردولتی می توانند در زمان حیات افرادی چون حیدری انجام دهند.
روحش شاد و یادش گرامی
خداوند ایشان را مشمول رحمت خویش قرار دهد و به خانواده ایشان صبر عطا کند.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)