انتخاب شهردار


انتخاب شهردار، یکی از مهمترین اتفاقاتی است که برای یک شهر و کلیه شهروندانش میتواند حاوی نتایج مثبت یا منفی کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت باشد. از همین رو توجه به ویژگی های فردی که قرار است حداقل چهار سال عهده دار مسوولیت اداره شهر باشد، از اهم موضوعات است. بخصوص اگر این فرد، متولی اداره کلانشهری مثل تهران باشد. با توجه به تجربه هایی که از مدیریت های شیرین و تلخ شهرداری تهران در طی دهه های گذشته داریم، برای شهردار تهران در این مرحله جدید می توان برخی مختصات را درنظر داشت:

نظر به اینکه انتخاب شهردار برعهده شورای شهر است و در این دوره، انتخاب و رای مردم در تهران و بسیاری از نقاط کشور به گرایش اعتدال و اصلاح طلب و لیست امید بوده، بنابراین انتظار رای دهندگان این است که در درجه اول شهردار ضمن آنکه شهردار همه مردم است، ولی به لحاظ فکر سیاسی، نماد تفکر اعتدالی و اصلاح طلبی باشد. بنابراین، بدیهی ست که شهردار نمی تواند شخصیت و جهت گیری سیاسی نداشته باشد، اما تا شهردارست باید بداند و بپذیرد که شهردار همه است. او دیگر شهردار اصلاح طلبان و منتخب لیست امید نیست. بایست گامی فراتر از سیاست بردارد و همه مردم تهران احساس کنند که شهردار از خودشان است.

در کنار این شاخصه کلی، به نظرم باید به نکات زیر توجه داشت:

شهردار تهران باید شخصیتی ملی و کلان نگر باشد. شهردار انتخابی باید سابقه اجرایی موفقی در سطح ملی داشته باشد. درنظر داشته باشید که شهرداری تهران از نظر اعتبارات واقدامات متنوعش، به گفته مرتضی الویری عضو شورای شهر، معادل ۱۲ وزارتخانه است، بنابراین شخصی باید عهده دار امر شهرداری شود که قبای شهرداری تهران به تنش گشاد نباشد.

بعلاوه، نظر به وجود فساد نهادینه شده در شهرداری، پاکدستی و اعتقاد به مبارزه با فساد و رانت خواری ویژگی مهم دیگریست که شهردار تهران باید داشته باشد. گزارش های فراوانی از رشوه و فساد و رانت در واگذاری‌ها، تغییر کاربری‌ها، مناقصه‌ها، مزایده‌ها و عزل و نصب ها مشهود است. شهردار جدید باید به طور شفاف رویکردی فسادستیز داشته باشد و شجاعت و جسارت لازم را برای برخورد با مافیای ریشه دار در شهرداری داشته باشد تا بتواند اعتماد از دست رفته مردم را به شهرداری ها برگرداند.

ویژگی دیگر، ضرورت شناخت شهر تهران، شهرداری تهران و آگاهی و تجربه فرد منتخب از امور شهری است. از آنجا که شهر تهران از مشکلات عدیده ای چون ترافیک و رفت و آمد، انواع مختلف آلودگیهای زیست محیطی، مساله آب شرب، فرسوده بودن شبکه آبرسانی و... رنج می برد، حل مشکلات شهر از اولویت های شهردار باید باشد. بنابراین باید دانست که محور های برنامه شهردار برای حل این مشکلات چیست. فعلا که شهردار جدید وارث شهری بی هویت است و بازگرداندن هویت به تهران هم خیالی در دوردست آرزوها. نگاه اجتماعی- فرهنگی باید جایگزین رویکرد حاکم فعلی بر شهرداری ها شود.

بعلاوه، حل مشکلات مستلزم همکاری ادارات و نهادهای مختلف است. از همین رو شهردار تهران حلقه اتصال این نهادها برای حل معضلات شهری است و باید شخصیتی باشد که نفوذ و اقتدار لازم را برای تعامل و هماهنگی هایی در سطح نهادهای مرتبط داشته باشد. بنابراین، ضروریست در هماهنگی و ارتباط با سایر نهادهای مرتبط باشد. بعلاوه شهردار بایست با مدیریت شهری و یا استانی آشنا باشد. این آشنایی با مدیریت شهر تهران یک امتیاز مهم خواهد بود.

اعتقاد به شورا و تعامل با آن و نظارت شورای شهر، ویژگی دیگر شهردار جدید باید باشد. شهردار نبایست شورا را دور بزند و از اول شورا به محرمان شهردار و نامحرمان تقسیم شود. خوشبختانه این دوره به دلیل انسجامی که در شورا وجود دارد، امکان یار کشی در شورا و بهره گیری از مواضع دوگانه وجود ندارد.

نکته مهم دیگری که باید بدان اهتمام داشت، اهمیت تیمی است که شهردار برای همکاری انتخاب می کند. به نظرم، اگر تیم همکاران شهردار با اهمیت تر از خود شهردار نباشند، کم اهمیت تر از نقش شهردار نیستند. باید دانست که او می خواهد این بار گران مدیریت شهری را با کدام تیم به سرانجام برساند؟ به نظرم، لازمست شورای شهر بر روی تیم همکار و برنامه ها بیشتر متمرکز باشند.

شهردار تهران نباید به شهرداری به عنوان سکوی ریاست جمهوری و تبلیغات ریاست جمهوری نگاه کند. به نظرم، تجربه احمدی نژاد برای تاریخ بس است! شهردار به جای شرکت در مسابقات انتخاباتی و استفاده از ابزارهای موجود در شهرداری برای اهداف انتخاباتی خود، تمام تلاش و همتش باید صرف شهر تهران شود. در دوره های اخیر، شهرداری تهران با ورود به رقابت های انتخاباتی ، عمدتا کارکرد سیاسی پیدا کرده است که در این دوره باید از آن بطور جدی اجتناب کرد.

و نهایتا شهردار باید شفاف و پاسخگو به افکار عمومی باشد و مردم را از نزدیک در جریان فعالیت های خود قرار دهد.

***
پیشه و تجارت

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

شنیده های غیر رسمی

شنیده های غیر رسمی حاکی از انتخاب فردی از جریان غیراعتدالی و غیراصلاح طلب به جای اسحااق جهانگیری در سمت معاون اولی ست. بر اساس همین شنیده ها، این تغییر به دلیل اختلاف نظر در انتخاب تیم اقتصادی دولت جدید است. اگر این تغییر و انتخاب فرد جدید به جای #جهانگیری جدی باشد، این یعنی دهن کجی به رای ۲۴میلیون نفر.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

در گفتگو با تماشاگران امروز: رئیسی به استقبال روحانی نرفت، اما کاش رئیس جمهور به دیدنش برود


-تحلیل تان از علت مشارکت ۴۲ میلیونی چیست؟

غیر از رای دهندگان همیشگی (اعم از اصلاح طلب و اصولگرا) که در همه یا اکثر انتخابات های گذشته شرکت داشتند، به نظرم این بار رای مرددین و به اصطلاح آرای خاکستری نقش اساسی و تعیین کننده ای در نتیجه انتخابات داشت. این طیف که در انتخابات های گذشته معمولا شرکت نداشت، در این دور از انتخابات به طور جدی از انتخاب یک کاندیدای خاص و جریان فکری او احساس خطر کرد و به همین دلیل علیرغم شعارهای عوام پسندانه آن کاندیدا، رای خود را به روحانی داد. البته بی اخلاقی های مخالفین دولت چه در مناظره های تلویزیونی و چه در شهرها و روستاها نیز مزید بر علت شد تا این موج به ضد خود تبدیل شود. بعلاوه نقش بسیاری از شهروندان که سعی در قانع کردن دیگران، اعم از اعضای خانواده و دوست و همکار و همسایه و افراد غریبه را برای رای دادن داشتند، نیز نباید نادیده گرفت. فعالیت گسترده شهروندان در شبکه های اجتماعی و تولید محتواهایی که تشویق به حضور در انتخابات داشت نیز از جمله ابزارهای موثر این دوره بود که این نتیجه درخشان را در پی داشت. سوای آنچه اشاره کردم، البته درس هایی از انتخابات های گذشته و نتایج مخرب ۸ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد هم عامل مشدده بود که مردم را برای رای به پای صندوق های رای ترغیب کرد.


-رای روحانی را چطور ارزیابی می کنید؟

رای بسیار خوبی بود. رای به روحانی هم رای ایجابی به عملکرد او در چهار سال گذشته و تاکید بر ضرورت ادامه و تکمیل برنامه های نیمه تمام او بود. هم رای سلبی کسانی که نگران روی کار آمدن رقیب بودند. البته اگر با توجه به پیش بینی حضور گسترده مردم، امکانات لازم در نظر گرفته شده بود و مردم ساعتها در صف نمی ماندند یا شعب رای با کمبود برگ رای مواجه نمی شدند، قطعا آرا آقای روحانی بسیار بیش از این بود. اخبار حاکی از ضعف مدیریت در امکان رای دهی بسیاری از شهروندانی بود که قصد رای دادن داشتند ولی این امکان را پیدا نکرده اند. به نظرم از تجربیات این دوره باید برای ادوار آینده بهره گرفت. مردم در انتخابات سنگ تمام گذاشتند. امیدوارم آقای روحانی با چینش کابینه اش و اقدامات آینده پاسخگوی رای تک تک آحاد مردم در سراسر کشور باشد.


- دولت دوازدهم چه فرق هایی باید با دولت یازدهم داشته باشد؟

دولت یازدهم عمده تمرکزش بر محور سیاست خارجی و برجام بود. دولت دوازدهم ضمن ادامه آن سیاست بخصوص در جهت توسعه و بهبود روابط با همسایگان بایدتلاش کند. بعلاوه لازم است تمرکز خود را معطوف بر حوزه سیاست داخلی بگذارد. گذشته از مباحث اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم، مبارزه با فساد اقتصادی و اداری را باید سرلوحه فعالیت خود کند. در رابطه با آزادیهای اجتماعی و نیازهای امروز جامعه باید برنامه ریزی جدی داشته باشد. به نظرم کابینه دوازدهم باید در چند حوزه تغییر جدی داشته باشد تا بتواند پاسخگوی مطالبات مردم باشد. بالاخره رییس جمهور وعده هایی در ایام انتخابات داده است و شعارهای مردم را هم در سراسر کشور شنیده است. او باید از جایی تحقق وعده ها را عملی کند. تیم رسانه ای دولت و تیم سیاست داخلی دولت از جاهایی است که دولت باید به آنها توجه ویژه در این دوره داشته باشد.بعلاوه ، از شعارهای اصلی مردم در اکثر همایشهای انتخاباتی رفع حصر بود. آقای روحانی باید با رایزنی، اهتمام خود را برای تحقق این خواسته مردم داشته باشد. روحانی باید زمینه ساز رفع محدودیت ها و ممنوع التصویری سید محمدخاتمی ، رهبر جبهه اصلاحات هم باشد. ایشان باید برای بازگشت ایرانیان سراسر دنیا به کشور تلاش جدی به عمل آورد. باید از چهره ها و شخصیت هایی که در یک دهه گذشته عملا در انزوای سیاسی قرار گرفتند استفاده کند. اگر روحانی این اقدامات را انجام ندهد، قطعا در ادوار آینده هیچ کسی نخواهد توانست.


- منتقدان دولت عصبانی اند و احتمالا فشار را بیشتر خواهند کرد؟ برای مقابله چه راه کارهایی لازم است؟

قرار نیست هرچه منتقدان می گویند را رد کنیم. بالاخره به دولت یازدهم در جاهایی ایراد وارد بوده و هست. اتفاقا بهترین راه اینست که دولت و طرفداران آن از خود انتقاد کنند و مواردی که انتقاد وارد است را خود مطرح و حل کنند و زمینه فشارهای بیرونی را تقلیل دهند. بنابراین در درجه اول اصلاح امور را باید مد نظر داشت. در درجه بعدی، باب مذاکره و گفتگو با عقلای جریان مقابل باز شود. باید پذیرفت که روحانی رییس جمهور همه مردم است. نه فقط رییس جمهور کسانیکه به او رای داده اند. برای همین هم به نظرم به جای آنکه آقای روحانی بر اختلافات بیفزاید، باید با به رسمیت شناختن تفاوتها، بر اختلافات پل بزند. مثلا وقتی آقای رییسی به عنوان رییس آستان قدس به استقبال روحانی نمی رود، آقای روحانی شایسته است به دیدن او برود. این نحوه برخورد می تواند تفاوت یک رییس جمهور اعتدالگرا را از یک کاندیدای انتخابات متمایز کند.


- زنان از جه جایگاهی باید برخوردار باشند؟

مثل همه نقاط دنیا، زنان ایرانی باید متناسب با شایستگی های خود امکان رشد و پیشرفت داشته باشند. وقت شعار و حرف به سر آمده. الان وقت عمل است. به نظرم در همه سطوح باید از حضور زنان استفاده شود. رای بالای زنان در انتخابات شوراها در سراسر کشور نشانه آنست که مردم به زنان اعتماد دارند. از دورافتاده ترین روستاها تا شهرهای کوچک و بزرگ در استانهای مختلف. وقت آنست که مسوولین و دولتمردان نیز به زنان اعتماد کنند و حضور در عرصه قدرت را منحصر به مردان ندانند.


- با معرفی یک یا چند وزیر و معاون، مطالبه زنان برآورده می شود؟

خیر. معرفی چند وزیر یا معاون بخشی از مطالبه زنان است. البته بگویم که اصولا من با چنین پرسش هایی مشکل دارم. انگار با انتخاب چند نفر، قرار است امتیازی به زنان داده شود. ابدا اینگونه نیست. این بخشی از حقی است که سالیان سال است که از زنان دریغ شده و الان قضای آن را باید به جا آورند. به نظرم باید وزیر و معاون شدن زنان مثل وزیر و معاونت مردان امری عادی و بدیهی در جامعه تلقی شود. مطالبات زنان صرفا محدود به حوزه سیاست نمی شود، شامل ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و سیاسی است. ببینید هم اکنون در کانادا و فرانسه وقتی دولت جدید شکل گرفت نیمی از پست های وزارت را در اختیار زنان قرار داده اند.در درجه اول باید نوع نگاه و رویکرد جامعه به زنان عوض شود. به تبع آن قطعا تحولات دیگر هم رخ خواهد داد. حقوق زنان در حوزه های مختلف، اعم از خانواده و جامعه باید مورد بازنگری قرار گیرد. مجال کار و فعالیت برای زنان در سراسر کشور فراهم شود. نگاه خودمان را متمرکز بر پایتخت و شهرهای بزرگ نکنیم. در سراسر کشور باید در ادارات مختلف حضور زنان در سطوح مختلف مشهود باشد.


- جریان اصلاح طلب برای تداوم پیروزی های انتخاباتی چه کاری باید انجام بدهد.

به نظرم جریان اصلاح طلب از سال ۱۳۹۲در چند انتخابات اخیر بسیار خوب عمل کرده است و نتایج درخشان رویکرد معقول خود را نیز دیده است. این درسی است که جریان اصلاح طلب از اقدامات گذشته گرفته است. به نظرم همین روال برای آینده نیز باید ادامه پیدا کند. البته انتخابات بخشی از برنامه اصلاح طلبان باید باشد. تمرکز بر فعالیت در حوزه های مختلف اعم از فعالیت های فرهنگی- رسانه ای، در حوزه جامعه مدنی، در کنار فعالیت های سیاسی- انتخاباتی از جمله اقدامات موثر برای آینده است. البته یک بخش مهم دیگر فعالیت جریان اصلاح طلب باید متوجه روستاها از یکسو و اقشار محروم اعم از کارگران و کشاورزان از سوی دیگر باشد. بعبارتی اصلاح طلبان نباید خود را محدود به الیت و مباحث حوزه روشنفکری کنند. ترمیم رابطه با برخی مراجع و روحانیون نیز که در دهه اخیر دچار آسیب شده، از جمله راهکارهای مهم دیگریست که باید مد نظر اصلاح طلبان واقع شود.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)