تلاش یا نتیجه؟

همیشه چه در کارهای شخصی و چه در امور دیگر به جای نتیجه صرف، به مجموعه تلاشهای انجام گرفته توجه می کنم. برای همین از شکست های ظاهری ناامید نمی شوم. به فرزندانم هم همیشه گفته ام برایم مهم اینست که تلاشتان را درحد توانتان انجام دهید. نتیجه هر چه شد، شد.

حالا در رابطه با ‫فوتبال‬ و سایر مسابقات هم به نظرم همین داوری را باید داشت. مهم تلاش تیم ملی فوتبال ‫ایران‬ بود که در حد اعلی و بهترین شکل ممکن تلاش خود را بعمل آورد. هرچند نتیجه نهایتا به پیروزی تیم رقیب منجر شد. این شکست، نه از ارزش تیم ملی و مربی آن کاست و نه در نگاه ورزش دوستان ایرانی نسبت به تیم ‏ملی‬ خللی ایجاد کرد.

برای همین به فوتبالیست های زحمتکش تیم ملی ایران و مربی توانمندش خسته نباشید می گویم. بچه ها ‫‏متشکریم‬!

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)

آدمهایی که آب می روند!

چندی پیش یکی از خوانندگان قدیمی مکتوب، که از همان روزهای نخست با مکتوب بوده و نادیده برایم بغایت عزیز است، ایمیلی مشورتی فرستاده بود.
در ضمن این ایمیل هم به موضوعی اشاره کرده و گفته بود چندی پیش به دیدار بزرگی (بدون ذکر نام) به همراه بزرگوار دیگری، برای امر مهمی رفته، و چندان که شایسته آن بزرگ می دیده، ادب و احترام ندیده. از آن دیدار پس از گذشت روزها، بغایت دل چرکین بود.
این مهم، در زندگی روزمره هریک از ما شاید کمابیش رخ داده و یا می دهد. تصور می کنیم انسانها متناسب با شهرت رسانه ای، سیاسی، فرهنگی، مذهبی، و... باید صاحب مراتب و ارزشهای دیگر هم باشند، که اینگونه نیست.
برایش نوشتم، برخی انسانها را خوبست صرفا از راه دور دید. هرچه نزدیک شوی کوچک و کوچکتر می شوند . و وقتی با آنها از نزدیک نشست و برخاست کنی، آب می روند.
شاید به همین دلیل است که می گویند اگر خواستی کسی را بهتر بشناسی با وی همسفر شو. این روزها دیگر حتی نیاز به زحمت همسفری هم نیست. صرف یک نشست و برخاست، کافی است تا برخی وزن و ارزش خود را در همان نشست نخست نشان دهند و یا از چشم بیافتند، یا بر دیده نشینند.
برای همین خیلی نباید اسیر اسم ها شد. چون واقعیت ورای اسم ها قرار دارد.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (4)

توقیف ‫‏مردم امروز

بعنوان کسی که سالها روزنامه نگاربوده، از توقیف ‫‏مردم امروز‬، مثل هر روزنامه دیگری بسیار متاسفم.
با این حال به نظرم این روزنامه می توانست و می بایست بیش از این نوزده شماره عمر کند. ولی متاسفانه به دلیل یا دلایلی که بر من روشن نیست، نمی دانم چرا دوستان ‫روزنامه‬ نگاری که سالها سابقه فعالیت در نشریات مختلف داشتند و بارها مزه تعطیلی را به دلایل واهی چشیده بودند، چطور متوجه حساسیت های وضعیت فعلی (اعم از سیاسی، و فرهنگی) نبودند و به این راحتی بهانه به دست دادند.

من نمی دانم چنان تتیری برای یک روزنامه سیاسی چه تفسیری در بین همکاران روزنامه نگار می توانست داشته باشد؟ آیا این به منزله گل به دروازه خودی نبود؟

آیا آنها نمی توانستند محکومیت خشونت و افراط از یک سو و همدلی خود را با کشته شده ها از سوی دیگر، را به نحو مدبرانه تری ترسیم کنند؟

من معتقدم این بار اشتباه از جانب همکاران مان بود، ولو مورد انتقاد دوستان قرار بگیرم.

خوبست گاهی اشتباهات خود را هم بپذیریم.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (4)